مولای ما همچون باران است

مولای ما همچون باران است

امام زمان

احتمالاً ترکیب «باران رحمت» را شنیده اند. رحمت و باران، آنقدر نسبت نزدیکی به همدیگر دارند که وقتی ترکیب باران رحمت را می شنویم می توانیم همزمان دو معنی را برداشت کنیم: باران، رحمتی است از جانب خداوند و رحمت و مهربانی همچون باران است.

شاید به خاطر همین نسبت بسیار نزدیک است که در قرآن، گاهی به جای کلمه ی باران از واژه ی «رحمت» استفاده شده است: «فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ‏ اللَّهِ كَیْفَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» (1) (به آثار رحمت خداوند بنگرید که چگونه زمینی را که مرده است، زنده و احیا می کند.)

جالب است همین جا اشاره کنیم که با هر قطره ی باران که به زمین می آید، فرشته ای فرود می آید. (2) شاید به همین خاطر است که نزول باران را با نزول رحمت خداوند یکی می دانند.

یکی از واژه های دیگر که با باران قرین می شود، «برکت» است. تا جایی که در مثال امام باقر (علیه السلام) درباره ی خیربخشی و ثمر دهی انسانها، از شباهت آنها به باران یاد شده است: «همانا خداى عز و جل را بندگانى است میمون و با بركت و گشاده خوى اینان روزگار خود را بسر برند و مردم نیز در سایه آنها (بخوشى و نعمت) زندگى خود را بسر برند، اینها در میان بندگان خدا همانند باران‏ هستند...» (3)

امام می فرمایند: «... امام‏ ابرى باران ‏زا و بارانى پیوسته و یك ریز [است]...»

همه ی این قضایای رحمت و برکت و نرمی و طراوت باران را که کنار هم بگذاریم، تازه می فهمیم که چرا امام را، همچون باران می دانند. امام رضا (علیه السلام)، در حدیث خود در توصیف امام می فرمایند: «... امام‏ ابرى باران ‏زا و بارانى پیوسته و یك ریز [است]...» (4)

نکته ی آخر: راستش را می گوییم: تشنه نیستیم... امّا مگر باران، به انتظار تشنگی می نشیند...؟!

 

پی نوشت:

1. روم: 50

2. الصحیفة السجادیة / ترجمه و شرح فیض الإسلام ؛ ص55؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 5/3، تولید موسسه نور

3. الروضة من الكافی / ترجمه رسولى محلاتى ؛ ج‏2 ؛ ص57؛ با استفاده از همان نرم افزار.

4. تحف العقول / ترجمه حسن زاده ؛ ص799؛ با استفاده از همان نرم افزار.

محرومیت زدائی از نگاه امام (ره)

حضرت امام خمینی(س) در 21 فروردین 1358 یعنی دقیقا 9 روز بعد از اعلام نظام جمهوری اسلامی ایران، در اولین اقدام اولویت بندی شده خود، در پیامی به ملت با اعلام افتتاح حساب شماره 100 به منظور خانه سازی برای مستضعفان، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را بنیان می نهند. محتوای این پیام ترسیمی از برنامه های منظور نظر حضرت امام به منظور فقرزدایی و بسط رفاه و عدالت اجتماعی با مشارکت همه جانبه و بسیج عمومی مردم ایران از طریق سازندگی کشور و نتیجتا ارائه الگویی از جامعه سالم و پیشرفته در ابعاد مادی و معنوی به جهانیان بر مبنای آموزه های دینی می باشد.در طلیعه پیام ضمن اشاره به امر سازندگی، بر وضع اسف بار مسکن مردم و محروم بودن قشر عظیمی از جامعه از داشتن خانه، این امر را مصیبتی قلمداد کرده اند که با توجه به وجهه ظالمانه و تبعیض آمیز آن، در نظام جمهوری اسلامی قابل تحمل نمی باشد:

 

« این از حد اقل [حقوق‏] هر فرد است که باید مسکن داشته باشد... همه محرومان باید خانه داشته باشند. هیچ کسى در هیچ گوشه مملکت نباید از داشتن خانه محروم باشد. بر دولت اسلامى است که براى این مسئله مهم چاره‏اى بیندیشد، و بر همه مردم است که در این مورد همکارى کنند.

این جانب حسابى به شماره 100 در تمام شعب بانک ملى افتتاح کرده و از همه کسانى که توانایى دارند دعوت مى‏کنم که براى کمک به خانه‏سازى براى محرومان به این حساب پول واریز کنند... تا با صرفه‏جویى و دقت کامل خانه‏هاى ارزان قیمتى بسازند و در اختیار محرومان قرار بدهند، و در این طرح به هیچ وجه پولى در برابر خرید زمین پرداخت نشود... دولت نیز تصمیمات لازم را در تأمین آب و برق و اسفالت و وسایل ایاب و ذهاب و مدرسه و درمانگاه و دیگر نیازمندیهاى عمومى فراهم سازد.» (صحیفه امام، ج‏6، ص: 519)

 

امر فقرزدایی و رفع محرومیت و تامین رفاه عمومی هر چند در اندیشه و نظر امام جایگاه دیرینه ای دارد ودر دورانهای مختلف مبارزه بر آن تاکید شده و از گرفتاری های این چنینی مردم به تلخی یاد شده است، اما بعد از پیروزی انقلاب، سمت و سویی عملی یافته و به جدّ بدان پرداخته شده است. سوابق امر گویای آن است که حضرت امام در آستانه ترک تهران به سمت قم در تاریخ نهم اسفند 1357 در پیامی 14 ماده ای در باب انقلاب و مسائل داخلی کشور در بند 3 آن خطاب به کارگران چنین فرموده اند:

 

«کارگران کارخانه‏ها و دیگر کارگران و کارمندان و طبقات مستضعف باید بدانند که اسلام از بدو ظهور طرفدار آنان بوده و در حکومت عدل اسلامى به آنان اجحاف نمى‏شود و نخواهد شد... من به دولت راجع به مجانى کردن آب و برق و بعضى چیزهاى دیگر فعلًا براى طبقات کم بضاعتى که در اثر تبعیضات خانمان برانداز رژیم شاهنشاهى دچار محرومیت شده‏اند- و با برپایى حکومت اسلامى به امید خدا این محرومیتها برطرف خواهد شد- سفارش اکید نمودم که عمل خواهد شد.» (صحیفه امام، ج‏6، ص: 262 و 263)

 

در همین روز (نهم اسفند) حضرت امام ضمن فرمانی به شورای انقلاب حکم مصادره اموال سلسله پهلوی و وابستگان به آنها را به نفع مستمندان از هر طبقه و کارگران و کارمندان ضعیف صادر و سنگ بنای بنیاد مستضعفان را بنیان می نهند. (همان، ص267)

 

همچنین در روز بعد یعنی دهم اسفند ماه در جمع مردم قم، ضمن اشاره به حکم مصادره اموال سلسله پهلوی و وابستگان آنها با تاکید بر فراهم آوردن رفاه و خانه سازی برای مستضعفین و بینوایان به نیاز اصلی انسانها یعنی ارتقاء معنوی که در نظام طاغوتی به یغما رفته بود، تاکید ویژه دارند:

 

«ما علاوه بر اینکه زندگى مادى شما را مى‏خواهیم مرفه بشود، زندگى معنوى شما را هم مى‏خواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط مى‏سازیم، آب و برق را مجانى مى‏کنیم براى طبقه مستمند، اتوبوس را مجانى مى‏کنیم براى طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت مى‏دهیم؛ شما را به مقام انسانیت مى‏رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد مى‏کنیم و هم آخرت را. یکى از امورى که باید بشود همین معناست که خواهد شد. این دارایى از غنایم اسلام است و مال ملت است و مستضعفین. و من امر کرده‏ام به مستضعفین بدهند، و خواهند داد.» (صحیفه امام، ج‏6، ص: 273)

 

بلافاصله در روز بعد (11 اسفند 57) به خبرنگار روزنامه اطلاعات می فرمایند:

 

«هرچه زودتر باید مشکل مسکن برای بی خانمانها و فقرای ایران حل گردد و برای هر خانواده مسکن مورد نیازشان تأمین شود، آب و برق برای فقرا و بی بضاعتها باید مجانی گردد.» (همان، ص 297)

 

اکنون و با توجه به آنچه آمد، دریافت می شود که یکی از اصلی ترین اهداف و دغدغه های امام خمینی(س)، فقرزدایی و رفع محرومیت در جامعه و در قدم اول برای نیل به این هدف، خدمت رسانی به این اقشار با اولویت تامین مسکن، درمانگاه و بهداری، راه و سایر امکانات از جمله آب و برق مجانی برای آنان بوده است. (همانها که او آنها را ولی نعمت خود می دانست و خدمت به آنها را بالاترین عبادت به حساب می آورد) و اقدامات علمی نظیر نهاد سازی ها، تاسیس بنیادهای ذیربط (مسکن و مستضعفان) و در کنار آن تشکیل کمیته امداد و جهاد سازندگی با حجم عظیم خدمت رسانی به محرومترین اقشار اجتماعی و اقداماتی همچون حساب شهید رجایی و ... در هیمن راستا است که شکل می گیرد. اما اینکه اهداف و منویات حضرت امام در این زمینه و به وسیله این نهادها به چه میزان تحقق یافته است، گزارش کاری دقیق و شفاف بدون آمار سازیهای غیر واقعی و فریب دهنده پاسخگوی آن خواهد بود که شاید یکی از وظایف اصحاب رسانه پرداختن به این مهم باشد، اما آنچه مسلم است سلسله توطئه ها یی که از فردای پیروزی انقلاب در شکلهای مختلف نظیر تلاش برای به تعطیلی کشاندن امر صنایع و کارخانه ها و ضایع کردن کشاورزی و محصولات آن نظیر خرمن سوزی ها، درگیری های محلی و منطقه ای با عنوان دروغین دفاع از قومیت ها و بسیاری توطئه های دیگر در ابعاد داخلی و بلوکه کردن دارایی ها، تحریم ها و جنجال آفرینی های بین المللی و سهمگین تر از همه وقوع جنگ تحمیلی و خسارتهای ناشی از آن قطعا در تحقق این خواسته ها وقفه جبران ناپذیری به وجود آورد که بدون شک منطبق بر اهداف دشمنانی بود که موفقیت نظام جمهوری اسلامی ایران را به ضرر موقعیت خود ارزیابی می کردند. اما واضح است که این منویات از اصول راهبردی و محکمات انقلاب است و هرگاه بدان پرداخته شود بسیاری مصالح نظام و انقلاب را تامین خواهد کرد.

 

و در پایان:

 

«همه آرمان و آرزوى ملت و دولت و مسئولین کشور ما است که روزى فقر و تهیدستى از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبور و غیرتمند کشور از رفاه در زندگى مادى و معنوى برخوردار باشند. خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذ اللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیر المؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست، دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است، تا ابد هم باید منزه باشد و این از افتخارات و برکات کشور و انقلاب و روحانیت ما است که به حمایت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده است. از آنجا که محرومیت‏زدایى، عقیده و راه و رسم زندگى ما است، جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته‏اند و براى ناتوان ساختن دولت و دست‏اندرکاران کشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگتر کرده‏اند و بغض و کینه و ترس و وحشت خود را در این حرکت مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شک جهانخواران به همان میزان که از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر کشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهاى‏ جهان به اسلام زیادتر مى‏شود.» (صحیفه امام، ج‏20، ص: 341 و 342)

 

شهید رجائی الگوب ساده زیستی ومحرومیت زدائی

شهید باهنر و شهید رجایی به عنوان رئیس جمهور ایران بارها خود را مقلد امام(ره) معرفی کرده و می فرمود، من مقلد امام خمینی(ره) هستم و بر دستان ایشان به عنوان یک مقتدا بوسه می زنم. رجایی و باهنر مکتب اسلام را جامع و پاسخگو به نیازهای بشری می دانستند و با این اعتقاد تمام زندگی خودشان را در زمینه فردی، اجتماعی و سیاسی براساس مکتب اسلامی تنظیم کرده بودند. با اشاره به تلاش شهید رجایی برای محرومیت زدایی: امروز با گذشت سه دهه از شهادت این بزرگوار، طرح شهید رجایی به عنوان یک شاخص محرومیت زدایی در میان محرومان نور افشانی می کند. شهید رجایی خودش را فرزند ملت می دانست شهید رجایی هرگز با رسیدن به مقام ریاست جمهوری تغییر نکرد؛ بلکه بارها گفت من همان فرزند ملتی هستم که زندگیش را با دوره گردی می چرخاند. ساده زیستی این بزرگوار می تواند برای دولتمردان الگو باشد، شهید رجایی ساده می خورد، ساده می پوشید، ساده زندگی می کرد و همدم فقرا بود. دولتمردان جمهوری اسلامی همواره راه این دو شهید بزرگوار را ادامه می دهند خوشبختانه دولتمردان نظام جمهوری اسلامی لحظه ای از خدمت رسانی به مردم در هیچ برهه ای از زمان غافل نبوده اند چرا که الگوهایشان در خدمت رسانی به مردم شهیدانی همانند رجایی و باهنر هستند. الگوی زندگی شهیدان رجایی و باهنر مبتنی بر تعالیم ارزشمند و فرامین الهی است که در واقع مکتب و فرامین الهی را شاقول زندگی و حوزه مدیریتی خود قرار داده بودندرجایی و باهنر تمام تلاششان این بود که به آنچه مکتب اسلام بیان کرده است، عمل کنند از این جهت شهیدرجایی می گفتند که دولت من یک دولت مکتبی است. مردمداری یکی دیگر از شاخصه برجسته شهیدان رجایی و باهنر است، که آنها حقیقتا مردم را با تمام وجود دوست داشتند و برای آنها دل می سوزاندند و تمام تلاششان این بود که طبقه محروم از محرومیت ها نجات یابد. شهیدرجایی در میان مردم حاضر بود و به حرف های آنان گوش می کرد و انتقادات آنان را به جان می خرید و خود را نیروی مردمی و فرزند ملت می دانست و بر دستان محروم ترین قشر از مردمان بوسه می زد. شهید رجایی دارای اخلاص، پر کار و کم توقع بود و زمان را نمی شناخت، به قول بزرگان خستگی را خسته کرده بود و تمام کارها را برای رضای خدا انجام داد. شهیدرجایی حتی به کابینه خود بارها توصیه می کرد مقداری از وقت خود در طول شبانه روز را به خدا و ارتباط با معبود یکتا اختصاص دهند، در واقع تمام کارهای شهیدرجایی رنگ و بوی خدایی گرفته بود. امروز یکی از ضروری ترین نیازهای مدیران جمهوری اسلامی ایران ساده زیستی و برخوردار بودن از روحیه الهی و خدا محوری در خدمت به مردم است. امیدوارم خداوند به دولتمردان توفیق دهد الگوی زندگی و شاخصه های مدیربتی این دو شهید بزرگوار را به عنوان الگو در زندگی و حوزه مدیریتی خود قرار دهند.