انفاق، عامل ثبات روانی

انفاق کارکردهای چندی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها ثبات روانی انفاق کننده است. با نگاهی به آیات قرآن که به موضوع انفاق پرداخته می‌توان کارکردهایی چون امنیت اجتماعی (انفال، آیه 60)، رفع مشکلات اقتصادی (نور، آیه 22)، آسانی کار دنیوی و اخروی (لیل، آیات 5 و 7)، آمرزش گناهان (بقره، آیات 267 و 268)، برکت (بقره، آیه 245) و چندین کارکرد و اثر دیگر برای آن بیان کرد.

اما یکی از مهم‌ترین کارکردهای انفاق در دنیا به حوزه آرامش روانی و ثبات شخصیتی ارتباط پیدا می‌کند. خداوند در آیه 265 سوره بقره، انفاق را عاملی معرفی می‌کند که انسان را از خوف از آینده و حزن نسبت به گذشته رها می‌سازد و به آرامش می‌رساند. البته این حالت می‌تواند برای شخص در دنیا و آخرت پدید آید.در این آیه آمده است: مثل کسانی که اموال خودشان را برای رضایت‌های الهی و تثبیت نفوس و روان‌های خویش انفاق می‌کنند همانند بوستانی پردرخت بر بلندی و فراز پشته‏اى قرار دارد كه اگر رگبارى بر آن برسد، دوچندان محصول برآورد و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ريزى و سبکی براى آن بس است‏، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست.

از آیه فوق به دست می‌آید که دو کارکرد رضایتمندی خداوند و آرامش و ثبات روانی از مهم‌ترین کارکردهای انفاق است. این بدان معناست که انسان با انفاق کردن، موقعیت خویش را از نظر شخصیت روانی تثبیت می‌کند به طوری که دیگر چیزی او را به اضطراب و لرزه در نمی‌آورد. پس در رخدادهای زندگی و مصیبت‌ها و تلخ‌کامی‌ها هرگز ثبات شخصیتی و آرامش روانی خود را از دست نخواهد داد و همواره ثابت‌قدم خواهد بود و هیچ رخداد و تندبادی او را تکان نمی‌دهد و از جا بر نمی‌کند.گویی شخص انفاق‌کننده همانند درختی است که در یک جا ایستاده و نیازمند آبی است. او با انفاق کردن، آبی را به سوی خود می‌کشد تا به زیر آن بیاید و موجب تقویت و قدرت و استواری و تنومندی خود درخت شود. این انسان در اینجا به درخت و بوستان تشبیه شده که در بلندی است و دسترسی به آب ندارد، اما وقتی انفاق می‌کند، آب را به سوی خود جلب کرده و از آن بهره‌مند می‌شود.

پس خیر این انفاق اولا و بالذات به خود او باز می‌گردد که انفاق کرده و سبب بهره‌مندی از آب و ثبات خود شده است. بنابراین برای رسیدن به امنیت و آرامش و ثبات و تثبیت شخصیت و آرامش روانی خودتان انفاق کنید.نکته دیگر آنکه بوستانی که در بلندی قرار دارد، هواى پاك و بسيار لطيفى دارد و از خطر سيلاب ها و گنداب ها در امان‏ بوده و ميوه آنها خوشگوارتر است.

فرصتی برای یادآوری مهم ترین رکن انسانیت

آفریننده مهر، آن زمان که انسان را سرشت، محبت را در قلبش نوشت و مُهر کرد راز قلب انسان را؛ قلبی که می تپد برای قلبی دیگر، قلبی که به درد می آید از رنج قلبی دیگر. قلبی که شادمان می شود از شعف قلبی دیگر. قلبی که می گذرد از تمام داشته هایش، برای قلبی دیگر. آری این است راز آفرینش انسان؛ انسانی که شایسته امانت است و مسجود فرشتگان. انسانی که چونان خورشید هیچ گاه از بخشش ذره ذره تابندگی اش بی نور نخواهد شد؛ زیرا تمام قلبش سرشار از نور خداست. انسانی که سخاوت دستانش، به سخاوت آسمان طعنه خواهد زد و تقسیم لبخندش، گره از چین پیشانی ها خواهد گشود. انسانی که برای استجابت آرزوهای انسانی دیگر، باران خواهد شد تا سرزمین ترک خورده یأس، رنگ شادمانی و شکوفایی بگیرد. انسانی که برای آسایش دلی بی آرامش پر از مهر خواهد شد تا در پناه چشمان مهربانش غم ها کوچ کنند. انسانی که در سرمای دستان دخترکی گل فروش یخ خواهد زد و در گرمای چشم پسرکی فال به دست، ذوب. انسانی که در عبور از امتداد نگاه هایی منتظر برای همیشه خواهد ایستاد؛ نگاه هایی که گاه منتظر فرزندند و گاه منتظر پدر یا مادر و گاه خواهر یا برادر. انسانی که در قطره قطره اشک کودکی یتیم غرق خواهد شد و با آه برخاسته از غربت پیرمرد یا پیرزنی، آب. انسانی که سد خواهد کرد راه تکثیر فقر را؛ به وسعت انسانیت و دلی مالامال از محبت.
هیاهوی غفلت

از وصله های لباس هایت نهراس، ای بزرگ کودک، که لبخند شکفته کفش هایت قامت فقر را شکسته و رسوا خواهد کرد و مرا با سخاوتِ مهربان لبخندت، شرمسار!از دردهای وجودت بیمی به خود راه مده، ای دردمند که صبوری و ایمانت میوه درمان خواهد داد؛ حاشا که من در تندباد فراموشی چشم بر تو بسته باشم. خدا هست!مباد در غم سفره خالی ات پیر شوی ای دوست؛ که دنیایی اسیر سادگی و مبهوت ستایش توست که حرمت دل زلال تو بسی بالاتر از سفره هایی رنگین است.

از بی کسی گوش هایت دلگیر مشو، ای پیرروزگار؛ که در هیاهوی غفلت ها از یاد نرفته ای، بلکه ما مردمانی تنها در تُنگ تنهایی خویش، دل تنگی تو را از یاد برده ایم. از حرف های مانده در گلویت، دلگیر مشو که دنیایی به خواب رفته و نمی داند که خود را از گوهر تجربه و سخنانت محروم کرده. آری، به راستی که محروم کرده ایم خود را از نبضِ احساس در تن عشق! عشق به هم نوع!

بهار می آید تا زنده شوی برای از نو سرودن. برای خط زدن فاصله ها و به یاد آوردن احساس ها. بهار می آید تا جان بگیری با عاطفه بارانی مادی و معنوی. بهار می آید تا حس کودکان را درک کنی و درد درمندان را لمس. بهار می آید تا با حضور بخشنده ات راهی بهشت شوی همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: بخشندگی یکی از درختان بهشت است که شاخه های آن در دنیا آویخته است هر که بخشنده باشد به یکی از شاخه های آن آویزان شده و آن شاخه او را به طرف بهشت می کشاند. (مجلسی، ج8، ص171)

هر روز، نوروز زودتر از دیروز به دل تو سرک می کشد، ای انسانی که دلواپس و دلتنگ احسانی با قلبی آکنده از احساس؛ احسان به کودکان، بیماران، پیران روزگار، مادران، پدران و مستمندان؛ نه تنها آنان، که همه هستی چشم انتظار نو شدن تو هستند؛ تویی که انتخاب شده ای تا با نسیم همدلی و همراهی حرکت کنی و شادی را با هم نوعانت شریک شوی.

به شکرانه سلامتی و سربلندی ات، سر تواضع فرو آور و با همسایه ات هم سفره شو و هم درد. آغوشی از باور باش برای آنان که ناباورانه در کام تلخ حزن گرفتارند. دل نوازی کن با لباس و کفش هایی نو به رنگ نوروز؛ بلکه تبسم نو بودن بر لب کودکان بنشانی! گلی از جنس جشن از گیسوی مهربانی بردار و امیدبخش دل پر درد بیماران باش. کلید رحمت خدا در شاد کردن خاطر مادران و پدران و پیران روزگار است، پس با تبسمی به رنگ ارادت بوسه بر دستان بی ادعاشان بزن.... و باز هم، گره گشای تمام غم ها، دعاست؛ پس قنوتی برای استجابت آرزوها بگیر و تمام بهار را با نوبهار وجودت هدیه کن!

-روز احسان و نیکوکاری، تندیس بلورین مددکاری و شمایل طلایی مددجویی است.

- روز احسان و نیکوکاری، مطلع غزل انسانیت و نوع دوستی است.

-روز احسان و نیکوکاری، شکوه محبت و صلابت فتوت است.

نقش رسانه های ارتباط جمعی در ترويج فرهنگ وقف در جامعه .

وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

فرهنگ وقف »همانند ساير موضوعات فرهنگي ،دینی،اجتماعي واقتصادی براي وارد شدن به قلمرو هنجاري جامعه و تبديل شدن به فرهنگي فراگير ،نيازمند تشريح ،تبليغ ،بستر سازي،تمهيد مقدمات و شرايط اجرايي مناسب و متناسب است .رسانه هاي جمعي عموماً و صدا و سيما خصوصاً بعنوان مهمترين كانال هاي فرهنگ ساز ،كه هدايت گري روند كلي فرهنگ جامعه را بر عهده دارند ، در اين زمينه نقش تعيين كننده اي ايفا مي نمايند.

«وقف» بعنوان يك فرهنگ متعالي(High culture )در زمره عالي ترين مفاهيم الهي و نتيجه والاترين ارزشهايي ميباشدكه يك انسان متعهد ميتواند به آن  عمل نماید.اين مقوله ی اثرگذار وحركت آفرين قادراست تا فضاي جامعه را بصورت گسترده تحت تأثير قرار دهد و بركات سرشاري براي آن به همراه داشته باشد. حقيقت امر آنست كه اگر آثار وقف بخوبي براي مردم معرفي گردد و به قالب هاي كليشه اي و بيان هاي ژورناليستي محدود نگردد ،بيشترين و بهترين نتايج را به همراه خواهد داشت.

چرا كه وقف از غني ترين گنجينه هاي فرهنگ اسلامي و شيعي است که به رغم ظرفیت وسیع آن در شمول مباحث کاربردی مختلف کمتر مورد تحقیق پژوهشگران قرار گرفته است. بدون تردید اگر به مقوله وقف بطور همه جانبه نگریسته شود و اهمیت این سنت نبوی در تزکیه نفوس،کاهش فاصله طبقاتی،گسترش دانش،ماندگاری هنر و تقویت بنیانهای عقیدتی و فکری و دیگر آثار حیاتبخش آن تبیین و تدوین گردد سهم عمده ای در تحول ساختار فرهنگی[ودینی] جامعه ایفا خواهد کرد وشکوه تمدن دیرینه اسلامی را در پیوند با غرور ملی و انگیزشهای فطری به نمایش خواهد گذاشت.(حکیمی،1380،ص1)

اما مسئله ي اساسي در اين زمينه اين مي باشد كه ، چنين گنج گران بهايي را نمي توان با نگرش هاي سطحي و روش هاي صوري كارآمد ساخت .آن هم با تحولات پر شتاب كنوني در عرصه فرهنگ و ارتباطات جهاني كه بسياري از نگرش ها و روش هاي رايج تربيت ديني ما را احاطه كرده است .در نتيجه ضرورت توجه به فرهنگ وقف ،ترويج آن در جامعه و مشاهده كار كرد هاي(Functions) مثبت آن در گرو داشتن باور عميق و انديشه اي بلند است و مي بايست چنين تفكري را با ساز و كار هاي مناسب در بين مردم نهادينه ساخت.  و «رسانه ها» در اين بين از نقش تعيين كننده اي برخوردارند آنچنان كه در اين خصوص حضرت امام خميني (ره) با تشريح نقش رسانه هاي جمعي ،از آن ها به عنوان دانشگاه عمومي ياد كرده است كه بايد در تمام سطح كشور گسترش يابند و تمام مردم را متفكر ،مبارز و ديني بار بياورند .(معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)،1378،ص355)

بنابراین پر واضح است که نقش «رسانه ها» در باب تعمیم فرهنگ احسان و انفاق مال که «وقف» از مصادیق بارز آن است،نيازمند بررسي دقيق ،همه جانبه و مستمر است و دست اندركاران اين حوزه بايد به اين مسئله توجه جدي داشته باشند .چرا كه عمل به اين وظيفه خطير در نهايت به بيداري و آگاهي جامعه نسبت به مقوله وقف منجر خواهد شد .و بر عكس ترويج نا مناسب آن و عدم دقت در كاربست اين شيوه نتايج نگران كننده اي به همراه خواهد داشت .

رسانه هاي جمعي (Mass Media) از جمله تلويزيون ،راديو ،ماهواره ،اينترنت ،كتب و مطبوعات بوجود آورنده نوع خاصي از ارتباط به نام ارتباط جمعي تلقي مي گردند .ارتباط جمعي يكي از انواع ارتباطات انساني مي باشد كه با مختصاتي از ساير انواع متمايز ميگردد.ترديدي وجود ندارد كه رسانه هاي ارتباط جمعي ،در كنار عواملي همچون نهاد خانواده،آموزش وپرورش،دین، گروه دوستان و همسالان ، محيط های شغلي ،جناح هاي سياسي و كل جامعه نقش ويژه اي در انتقال فرهنگ ، اجتماعي كردن(socialization) و تعليم و تربيت اجتماعی و انسانی ايفا مي كنند.به گونه اي كه «رسانه هاي جمعي نقش برجسته اي در شكل گيري گرايش هاي فرهنگي ،جهان بيني ، اعتقادات و ارزشها برعهده دارند و نه تنها بازتاب جريان هاي فرهنگي هستند ،بلكه قادرند مسير اين جريان ها را نيز تعيين نمايند.آنها اجزاء عمده تشكيل دهنده جامعه بحساب مي آيند ». (كارلسون،1380،ص270) فلذا رسانه هاي گروهي علاوه بر انعكاس فرهنگ جامعه ،نقش حائز اهميتي در آفرينش هاي فرهنگي و هدايت جامعه دارند .چرا كه «رسانه ها با بازتاب دادن فرهنگ ومشاركت در فرايند فرهنگ سازي نقش غالب را در جامعه ايفا مي نمايند.و نقش آنها پيچيده است: از يك طرف جزءفرايند هايي اند كه فرهنگ از آن منبعث مي شود و از طرف ديگر در صحنه اي بازي مي كنند كه حيات اجتماعي و فرهنگي در آن جريان دارد.

رسانه هاي گروهي در صورت رشد و توسعه مناسب و متناسب از توان بالايي در فرهنگ سازي ،شكل دهي به عقايد و باورها و تغيير عادات افراد جامعه بهره مند هستند .و از طرفي نيز وابستگي انسان امروزي به رسانه ها و نفوذ فزاينده و تعيين كننده رسانه هاي مدرن در ابعاد گوناگون زندگي شخصي و اجتماعي همگان را به اذعان اين نكته واداشته كه پيام هاي رسانه اي محرك هاي پر قدرتي مي باشند و اگر با خصوصيات فرهنگي و شخصيتي مخاطبان تطابق يابند بيشترين و ماندگارترين اثرات را به همراه خواهند داشت .

امروزه تبليغات رسانه اي ،فناوري ارتباطات واطلاعات كه كار اصلي آنها شكل بخشيدن به افكار،انديشه ،احساسات و خواسته هاي بشر است مهمترين و اساسي ترين ابزار قدرت شناخته مي شوند.چراكه بر دروني ترين لايه هاي ذهن و روان انسانها تأثير مي گذارند و حتي سليقه ها را نيز تغيير مي دهند و در خصوص فرهنگ سازي و شكل دهي به شخصيت افراد نقش برجسته و گاه منحصر به فردي ايفا مي نمايند .در رابطه با «فرهنگ  وقف»،رسانه هاي ارتباط جمعي هم بايد به عنوان بخشي از نهاد هاي مدني و فرهنگي جامعه مجري باشند و هم اينكه ساير بخشها و مردم را نسبت به جوانب مختلف اين فرهنگ متمايل نمايند .زيرا اساسي ترين وظيفه و نقش رسانه هاي ارتباطي ،بويژه صداو سيما در جهت نهادي شدن ساختاري و رفتاري فرهنگ فوق بايد همان «فرهنگ سازي» باشد.

به هر ترتيب رسانه هاي جمعي با ساز و كارهاي مناسب و اقدامات متنوعي قادراند تا به گسترش «فرهنگ  وقف» در بين سطوح مختلف جامعه كمك نمايند.كه در اين مجال به تعدادي از اين نقش آفريني ها به شرح ذيل اشاره مي گردد:افزايش سطح آگاهي مردم از جايگاه اين فرهنگ در نظام هنجاري ديني و تاكيد بر اهميت آن در جامعه با استفاده از تحلیل های واقع بینانه ای همچون وقف و بخشش در راه خدا،نجات انسان،همه چیز برای همه،مستضعف گرایی،تامین رفاه مادی همگام با تعالی معنوی،اسراف زدایی،مشارکت ثروتمندان و فقیران،افزایش اخوت اسلامی،مبارزه با مصرف گرایی،مصادیق بارزی از این آگاهی بخشی ها به حساب می آیند.

چرا كه آگاهي از هرچيزي زمينه ساز كشش به سمت آن بوده و بديهي است وقتي در مورد پديده اي فاقد آگاهي باشيم نسبت به آن هيچ گرايشي نخواهيم داشت ،بيان و تشريح مصاديق ،شرايط ،موانع و كاركردهاي اين فرهنگ براي مردم و در مقابل اشاره به آثار زيان بار ناشي از عدم وجود و توجه به آن ،ايجاد يك محيط مناسب و برجسته سازي،كمك به شكل گيري طرز فكرها و انگاره هاي مثبت و سازنده ،هدايت و راهنمايي نگرش ها در جهت التزام عملي نسبت به كاربست اين فرهنگ ،اجتناب از تصورات قالبي و بيان هاي كليشه اي، تعديل انگاره هاي مخل ،برقراري پيوند بين انگيزه ها ،حالات و ذهنيت ها ،ايجاد فضا و بستر مناسب به لحاظ رواني براي تعامل مثبت مردم با اين فرهنگ ،ايجاد آمادگي براي تقبل هزينه هاي عملياتي نمودن فرهنگ وقف  توسط دولت و ملت با هدف استفاده از آثار مثبت آن ،ارائه ي الگو هاي مناسب و متناسب اجتماعي و فرهنگي با اهدافي چون ايجاد همنوايي و هدايت بخشي به رفتار ها ،موضع گيري مثبت يا منفي در ارتباط با روشهاي معمول اجراي اين فرهنگ ،معرفي راهكارها و پيشنهادات علمي و عملي به مردم در رابطه با موضوع مورد نظر ،افزایش ظرفيت اجتماع براي پذيرش و عمل به آن ،توجه دادن مردم به سيره بزرگان دين بويژه با الگو قرار دادن اقدامات وقفی معصومین (ع)،بازتاب نظرات كارشناسان و متخصصان اين حوزه ،هدايت مردم و واكنش مناسب در برابر محيط و توجه نمودن به فرايند بازخورد در اين زمينه ،طرح سبك ها و شيوه  هاي گوناگون ،تقويت روحيه همدلي و احساس مسئوليت پذيري آحاد جامعه نسبت به يكديگر با اطلاع از حقوق فردي و اجتماعي،اشاعه روحیه تعاون،ايجاد آگاهي و حساسيت در راستاي شناسايي ضرورت ها ،آرمان ها و اهداف و سپس پاسخ گويي به آنها ،همسويي و تربيت رسانه اي افكار و عقايد ،ايجاد و تقويت پيوندهاي ميان ذهني در زمينه كاستي هاي دینی، فرهنگي و اجتماعي ،نهادي ساختن برخي عادت واره هاي پسنديده ،ايجاد ،تقويت و ترويج گفتمان ديني مرتبط دربين توده هاي مردم ،معرفي شاخص هاي كيفي براي كنترل فرايند ترويج فرهنگ  همیاری ،نگاه همه جانبه و مديريت همه سو نگر نسبت به مقوله ي  وقف ونهایتاً انسجام اسلامی،اخلاقی واجتماعی با هدف بهره مندی همگانی .

شرايط لازم براي تأثير گذاري رسانه ها در زمينه  فرهنگ  وقف
«فرهنگ متعالي  وقف» با انديشه ها،الگو هاي اخلاقي و رفتاري منبعث از قرآن و احاديث بلحاظ رسانه اي نيز به يك شرايط و فضاي مناسبي نياز دارد تا مورد تأمل و شناخت صحيح تمامي اقشار مردم قرار گيرد و با اقبال حداكثري روبرو گردد.وميزان موفقيت رسانه ها با در نظر گرفتن زمينه ها ،امكانات و عوامل جانبي تأثير گذار در اين خصوص گام بلندي خواهد بود در ايجاد فضاي مطلوب براي اشاعه ي اين فرهنگ ناب در سطح جامعه . حال عمده ترين اين شرايط،که میتوان آنها را بعنوان پیشنهادات کاربردی بکاربست عبارتند از :
1)قدرت و نفوذ رسانه ها : در اين زمينه آنچه با اهميت به نظر مي رسد اين است كه عنصر اصلي رسانه براي اعمال نفوذ اجتماعي ،در اختيار داشتن زمان ،توان و ابزار كافيست .از اين رو،رسانه ها براي موفقيت در فرايند تبليغ و ترويج فرهنگ  وقف به قدرت ، نفوذ و اعتبار  نياز دارند.و بطور مشخص اعتماد سازي و جلب نظر مخاطبين اصلي ترين بستر به حساب مي آيد.
2) استفاده ی رسانه ها از شيوه هاي همبسته ،هنجاري و ارشادي ، بجاي شيوه هاي دستوري و ديكته اي : چرا كه در شيوه ي همبسته و رهنمودی، پيوندهاي هنجاري و باورهاي مشترك اند كه مخاطبين را به سوي يك منبع رسانه اي مشخص سوق مي دهند .در اين شيوه بر خلاف روش دستوري ،توجه مخاطب به رسانه اختياري بوده و رسانه از نقطه نظر دروني ارضاكننده ي اوست . فلذا رسانه در درجه اول در خدمت نيازهاي گيرنده و سپس فرستنده و يا اينكه به طور مساوي در خدمت هردو خواهد بود .نهايتاً اينكه شيوه ي همبسته مبتني بر پيوند هاي ارزشي و اخلاقي بين فرستنده [رسانه] وگيرنده [مخاطب] خواهد بود .(مك كوايل،1382،ص61)
3) بستر سازي هاي رسانه ها در جهت پيروي داوطلبانه مخاطبين : يكي از مناسب ترين طرق دست يابي به اهداف رسانه اي مورد نظر در رابطه با موضوع مورد بررسي ،پيروي مشتاقانه مخاطبين از پيام هاي رسانه ها مي باشد، كه در تحقق اين نوع از متابعت ، عناصري همچون محبت ،تعهد و اعتماد متقابل و نيز انعطاف پذيري نقش كانوني دارند .و ادامه اين فرايند قطعاً به پاسخ مثبت مخاطب نسبت به تقاضاي رسانه منجر خواهد شد .
4)بستر سازي جهت ايجاد همنوايي بيشتر: به شكل برقراري تطابق كار كردي بين اهداف مشروع (اشاعه فرهنگ  وقف )با وسايل مشروع (رسانه هاي اسلامي) كه با دارا بودن عناصري از اعتماد،جذابيت و كشش مي تواند اين همنوايي را در رفتار و عقايد مخاطبين ايجاد و با پاسخ مثبت آن ها روبرو گردد .
5)اقدامات تبليغي رسانه ها در راستاي حمايت از هنجار ها: گروهي از علماي حوزه ي ارتباطات در خصوص تاثير تبليغاتي رسانه ها معتقدند كه رسانه هاي ارتباط جمعي قادرند تا با آشكار نمودن وضعيتي كه باعث انحراف از فرهنگ پذيرفته شده جامعه مي گردد ،هنجارها و به تبع آن فرهنگ مورد نظر را تقويت و ترويج نمايند .چراكه رسانه هاي جمعي با آشكار ساختن انحراف از هنجار ها آنها را مجدداً تثبيت مي نمايند.(سورين،1381،ص462)
6) زمان شناسي ،ارائه برنامه هاي آموزشي و تحليلي ،تداوم برنامه ها در طول سال ،پرهيز از روزمره گي و اغراق.
7) استفاده از چهره هاي علمي و فرهنگي مقبول و نافذ در گفتار و عمل براي سطوح فكري-فرهنگي مختلف مخاطبين و اجتناب از پخش صدا و تصوير، چهره هاي تكراري با مقبوليت اندك اجتماعي،ساده گويي به همراه الگو سازي عملي مبتني بر فرهنگ ديني،ايراني و بومي .
8)استفاده از رهنمودهاي امام راحل و مقام معظم رهبري در خصوص اين فرهنگ به همراه استفاده از ظرفيت سازمان هايي همچون  اوقاف و امور خیریه.

9)استفاده از ظرفيت رسانه هاي استاني دركنار رسانه ملي كه قطعاً در توسعه و تسري فرهنگ  وقف  موثرخواهد بود .

شرايط و پیشنهادات مذكور در صورتي موفقيت رسانه ها را در ترويج فرهنگ وقف تضمين خواهند نمود كه در حوزه فعاليت و مأموريت سازماني خويش به رعايت مواردي همچون التزام ،اهتمام و پايبندي قاطع نسبت به اين فرهنگ ،رصد مستمر و هوشمندانه فضاي عمومي جامعه و آگاه نمودن مسئولان و توده ها نسبت به وظايف خود در اين زمينه توجه داشته باشند .

نكته ي پاياني در مورد رسانه ها و فرهنگ وقف
«وقف»در صورت فراگير شدن و پيوند يافتن با فرهنگ عمومي جامعه پيامد هاي اجرايي مثبت و آثار فردي و اجتماعي قابل توجهي به همراه خواهد داشت .برخي از اين آثار شامل : تقويت حساسيت عمومي و وجدان جمعي ،شكوفايي روح تعهد گروهي و مشاركت اجتماعي ،بستر سازي براي اشاعه ي ارزشهاي متعالي و امور خير ،اجراي بهتر قوانين ،كاهش تدريجي انحرافات اجتماعي،تحكيم و تثبيت هنجارهاي جامعه،بالا بردن آمادگي براي پذيرش الزامات ديني و جريان يافتن فرهنگ ديني در سطوح مختلف جامعه،مي باشد. وقف چشمه ی همیشه جاری است كه عظيم ترين آثار برآن مترتب بوده و حركت در جهت توسعه فرهنگ  وقف از نشانه هاي بارز آن مي باشد.

جمع بندي و نتيجه گيري

رسانه هاي جمعي كه از كار گزاران مهم جامعه پذيري بحساب مي آيند، نقش بسيار مهمي در تقويت ،ترويج و نهايتاً انتقال فرهنگ  وقف و بطور كلي بستر سازي مناسب براي عملياتي نمودن آن در سطوح مختلف جامعه برعهده دارند. بويژه اينكه رسانه ملي بعنوان دانشگاه عمومي و بر اساس انتظارات جمعي و وظايف محوله ،به انجام دادن اين مهم در بهترين سطح ممكن مأموريت يافته است . و پر واضح است كه در ايران اسلامي به اقتضاي ضرورت هاي ناشي از انقلاب و دفاع مقدس رسانه ها بايد بصورت برنامه ريزي شده و ساختاري اقدامات لازم رادر جهت بستر سازي عملي جهت ترويج اين فرهنگ در عرصه هاي مختلف انجام دهند و تحقق اين امر نيز با سياست گذاري ،برنامه ريزي ، نهادينه سازي و تمهيد مقدمات و شرايط لازم ميسر خواهد بود .

در اين صورت است كه مي توان از فرهنگ « وقف» بعنوان نگهبان حقيقي براي دژ محكم دين و اسلام نام برد. چراكه وجود اين نوع فرهنگ است كه به زندگي انسان ها معنا ميدهد و آنها را از رخوت و بيگانگي خارج و برايشان هويت ديني بخشيده و در مسير الهي مقاوم و پايدار مي سازد و معنويت را در جامعه گسترش مي دهد .زيرا اشاعه ي زمينه هاي دينداري در بين مردم و بقاي رسالت پيامبر اكرم (ص) كه در واقع ريشه حيات و هويت اسلام و قرآن است ،بخش مهمي از آن ناظر بر همين فرهنگ است .

منابع و مآخذ
1.قرآن كريم.
2.بيرو،آلن؛فرهنگ علوم اجتماعي؛ترجمه باقر ساروخاني؛چ4،تهران:كيهان،1380.
3.دادگران،محمد؛مباني ارتباطات جمعي؛چ6،تهران:فيروزه،1383.
4. دفلور،ملوين؛شناخت ارتباطات جمعي ؛ترجمه سيروس مرادي ؛تهران:دانشكده صدا و سيما،1383.
.5حکیمی،محمد؛وقف و بهرمندی همگانی؛چ2،قم:هجرت،1380.
6.راشدی،لطیف؛رساله توضیح المسائل؛چ2،تهران:پیام عدالت،1386.
7. سارو خاني ،باقر ؛درآمدي بر دايره المعارف علوم اجتماعي؛چ 3 ،تهران :كيهان،1375 .
8. سورين ،ورنر؛نظريه هاي ارتباطات ؛ترجمه عليرضا دهقان؛ تهران : دانشگاه تهران،1381 .
9. شارع پور ،محمود؛جامعه شناسي آموزش و پرورش؛چ 5 ،تهران : سمت ،1387 .
10.عمید،حسن؛فرهنگ عمید فارسی؛چ28،تهران:امیرکبیر،1382.
11.كارلسون،اولا؛كودكان و خشونت در رسانه هاي جمعي؛ترجمه مهدي شفتي ؛تهران:
مركز تحقيقات صدا و سيما،1380 .
12. كازنو،ژان ؛جامعه شناسي و سايل ارتباطي ؛ترجمه باقر ساروخاني ؛تهران: اطلاعات،1382
13. گيدنز، آنتوني؛ جامعه شناسي ؛ترجمه منوچهر صبوري؛چ 15،تهران : ني ،1384 .
14. لازار ،ژوديت ؛افكار عمومي ؛ترجمه مرتضي كتبي ؛تهران ؛ني، 1380 .
15. محسنيان راد ،مهدي ؛ارتباط شناسي؛تهران : سروش ،1384 .
16.مركز آمار ايران ،نتايج آماري هزينه و درآمد خانوارهاي شهري و روستايي؛تهران : سازمان مديريت و برنامه ريزي ،1379 .    
17. معاونت پژوهشي موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني (ره)،تعليم و تربيت از ديدگاه امام خميني (ره):چ2 ،تهران : 1378 .
18. مك كوايل ،دنيس؛درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي ؛ترجمه پرويز اجلالي ؛تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها،1382 .