مديريت جهادي؛ ضرورت و الزامات

حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي، در ديداري که اخيرا با رئيس و اعضاي شوراي اسلامي، شهردار، معاونين و شهرداران مناطق مختلف تهران داشتند، داشتن روحيه مديريت جهادي را ضامن عبور از مشکلات پيش رو دانستند و فرمودند: «در اداره کلان شهر تهران و همچنين در اداره کشور بايد روحيه خدمت به مردم با نيت خدايي و با تکيه بر علم و درايت يا همان روحيه مديريت جهادي حاکم باشد تا بتوان از مشکلات عبور کرد و به پيش رفت. در واقع بحث از ضرورت روحيه مديريت جهادي و الزامات آن در شرايط کنوني، به عنوان ضرورتي اساسي و ضامني براي حل مشکلات کشور، اهميت فراوان دارد که نوشتار حاضر مي کوشد بدان بپردازد»

 

ضرورت مديريت جهادي

کارآمدي و توفيق هر دولتي در اداره جامعه را بر اساس سه مولفه اهداف، امکانات و موانع موجود مي سنجند. به عبارت ديگر، با توجه به موانع و امکاناتي که هر دولت در اختيار دارد مي توان در مورد ميزان موفقيت آن دولت در دستيابي به اهدافش قضاوت کرد. نظام جمهوري اسلامي ايران از يک سو داراي اهدافي بلند ملي و فراملي مي باشد، به گونه اي که علاوه بر توفيق در اداره حيات مادي جامعه به تربيت و پرورش فضيلت مبتني بر آموزه هاي اسلامي توجه دارد، و از سوي ديگر با موانع فراوان داخلي و خارجي و امکاناتي محدود (با توجه به اينکه اين کشور با تحريم هاي ناجوانمردانه استکبار جهاني روبرست) مواجه است. بنابراين در شرايط کنوني، با توجه به محدود بودن امکانات و فراواني موانعي که بر سر راه اين نظام در تحقق اهداف آن وجود دارد، با حرکت و تلاشي عادي و معمولي توانايي و سرعت عمل اين نظام در تحقق اهدافش کند خواهد بود. از اين رو اينجاست که ضرورت مديريت جهادي مطرح مي شود و آن عبارت است از آن نوع مديريتي که در شرايط کمبود و وجود موانع متعدد، با احساس تکليف، تعهد انقلابي و رسالت، بتواند کارآمدي خود را در اداره جامعه ثابت کند و در حل معضلات جامعه توفيق پيدا کند. از اين جهت مي توان مديريت جهادي را از جمله ظرفيت‌هاي درونزاي نظام اسلامي دانست و اقدام در راستاي تقويت مديريت جهادي را، اقدام در راستاي تقويت ساخت دروني نظام و به عنوان راه حل اصلي مشکلات کشور در شرايط تحريم، تهديد و فشار به حساب آورد.

از اين رو اينجاست که مقام معظم رهبري مي فرمايند: «اگر مديريت جهادي يا همان کار و تلاش با نيت الهي و مبتني بر علم و درايت حاکم باشد، مشکلات کشور، در شرايط کنوني فشارهاي خباثت آميزِ قدرتهاي جهاني و در شرايط ديگر، قابل حل است و کشور حرکت رو به جلو را ادامه خواهد داد»

ضمن اينکه بايستي به اين نکته مهم هم توجه داشت که در شرايطي که کشور در طول 8 سال دفاع مقدس، از يک سو با  با تهاجم خارجي همه جانبه اي مواجه بود که همه مسائل کشور تحت الشعاع آن قرار گرفته بود و از سوي ديگر، با تحريم خارجي، فشارهاي بين المللي و جنگ داخلي نيز رو در رو بود، آنچه که سبب عبور موفق از آن شرايط شد و پيروزي در جنگ را براي نظام اسلامي به ارمغان آورد، روحيه مديريت جهادي بود. يعني مديريت جهادي موضوع جديدي نيست که در کارآمد بودن آن ترديدي وجود داشته باشد. به عبارت ديگر؛ مديريت جهادي نشان داده است که توانمند است و چنانچه در شرايط کنوني نيز به الزامات آن توجه شود مي‌تواند همچون گذشته توانمندي خود را به اثبات برساند.

 

الزامات مديريت جهادي

برخي از مهم ترين مواردي که مي توان از آنها به عنوان الزامات مديريت جهادي در اين برهه از زمان ياد کرد عبارتند از:

1- اعتقاد راسخ و تعهد عملي به اصول و ارزش هاي انقلاب اسلامي: اين اصل را مي توان مهم ترين اصل در مديريت جهادي دانست، کسي مي تواند در عرصه مديريت کشور جهادي عمل کند که به ارزش هاي انقلاب اسلامي اعتقاد راسخ داشته باشد. اعتقاد است که به انسان نيرو و تحرک مي بخشد و او را نسبت به سرنوشت کشور دغدغه مند مي سازد. راز فعاليت جهادي مديران در دوران دفاع مقدس نيز در همين نکته مهم نهفته است.

2- نهراسيدن از مشکلات و موانع: مديريت جهادي يعني وراي توان عادي خود کوشيدن، يعني با كمبود بودجه و نيرو و امكانات جنگيدن، يعني پذيرفتن سخت‌ترين كارها و انجام دادن آنها به نحو احسن. بنابراين در مديريت جهادي، «نمي‌شود»، «نمي‌توانيم»، «نمي‌رسد»، «بودجه و امكانات كافي نيست» و ... محلي از اعراب ندارند. مدير جهادي، به موانع و مشکلات به ديده ي فرصت مي‌نگرد و هرگز از مشکلات نمي‌هراسد بلکه خود را براي رفع آنها آماده مي‌کند.

امام خميني(ره) در اين زمينه مي‌فرمايند: «آنانکه کمر بسته اند براي حفظ اسلام بايد اشخاصي باشند که اگر همه رفتند آنها بمانند کسيکه مشغول کاري هست بايد با مشکلات بسازد کسيکه عمل به اين مهمي مي کند بايد بسازد تا درست شود کسيکه بخواهد مشکلي در کار نباشد بايد مثل مرده ها برود قبرستان يا مثل درويش ها منزوي بشود»

3- مردم باوري: مدير جهادي مردم را ولي نعمت و خود را خدمتگزار آنان مي داند. او خود را بالاتر از مردم نمي‌داند و به طور مداوم با مردم در ارتباط است و بنابراين ضرورت ها و نيازهاي جامعه را بخوبي درک مي کند.

4- پرهيز از رويکرد جناحي و حزبي در اداره امور: مدير جهادي به حواشي مسأله ساز توجه ندارد، زيرا آنچه که براي او مهم است خدمتگزاري است. از اين رو او مي‌کوشد تا، بدون توجه به وابستگي‌هاي حزبي و جناحي، از ظرفيت تمامي نيروهاي مؤمن و معتقد به اصول و مباني نظام جمهوري اسلامي استفاده کند تا آنان به سوي عملکرد واگرايانه کشيده نشوند و از ظرفيت آنها براي تقويت کشور و خدمتگزاري هرچه بيشتر به مردم استفاده شود.

مقام معظم رهبري در اين‌باره مي­فرمايند: «... ما آمده­ايم خدمت کنيم به مردم و هيچ چيز نبايد ما را از اين وظيفه غافل کند. البته ما هر کداممان دلبستگي­هايي داريم، سليقه­هايي داريم؛ در زمينه­ي سياسي، در زمينه مسائل اجتماعي، دوستي­هايي داريم، دشمني­هايي داريم، اينها همه حاشيه است؛ متن عبارتست از خدمت؛ نبايد بگذاريم اين حواشي بر روي اين متن اثر بگذارد. و يک نکته­اي که در اين زمينه­ي خدمت هست، اين است که وقت محدود است».(6/6/ 92)

خلاصه اينکه جهاد يعني گذشتن از خود براي رسيدن به تعالي و رشد، يعني فدارکاري و مبارزه نه اينکه انسان به دنبال منافع شخصي خودش باشد، يعني ارجحيت منافع و مصالح ملي بر منافع فردي و جناحي. بنابراين، جاه طلبي، ويژه خواري، قبيله پروري، انحصارطلبي، گروه گرايي و... در مديريت جهادي جايي ندارد. از اين جهت، مديريت جهادي مي تواند کشور را به تعالي اقتصادي و بالندگي فرهنگي و اجتماعي برساند زيرا اين نوع مديريت بر اساس علم و درايت تعريف مي شود و مديران در مسير آن تمام همت و قدرت خود را بر کار و همت متمرکز مي کنند.

جهادی دور از هیاهوی سیاسی

بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحیمِ

انالله وانّاالیه راجعون

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دكتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی‏عصر ارواحنا فداه تسلیت و تبریك عرض می‏كنم.

تسلیت از آنرو، كه ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد، كه در جبهه‏های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران، حماسه می‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پبروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، كه كشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریك از آنرو كه اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملت‏ها و توده ‏های مستضعف می‏كند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‏دهد. مگر چنین نیست كه زندگی عقیده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزیز با عقیده پاك خالص غیروابسته به دستجات و گروه‏های سیاسی، و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم كرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازی زیست، و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.

هنر آن است كه بی‏هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف كند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.

و اما ما می‏توانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست كه دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.

من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلكه به ملت‏های مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم این مجاهد عزیز، تسلیت عرض می‏كنم. و از خداوند تعالی رحمت برای او، و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.

اول تیرماه شصت

روح ‏الله ‏الموسوی‏ الخمینی

غربت سبک زندگی جهادی


جهادگر اردوی نوروزی امسال خود را بدون دریافت هیچ گونه بودجه‌ای از نهادهای دولتی و نهادهای مربوطه برگزار کردند اما کمبود یا بهتر بگویم نبود بودجه نتوانست در عزم جدی آنها برای حل مشکلات مردم مناطق محروم خللی وارد کند. بسیاری از جهادگران هنوز هم درگیر پرداخت وام‌هایی هستند که برای برگزاری اردو از دوستان و آشنایان خود گرفته‌اند.امسال دانشجویان جهادگر در مناطق محروم لرستان، فارس، هرمزگان، خوزستان، کرمان،‌ چهارمحال و بختیاری،‌ ایلام و کرمانشاه حضور پیدا کردند تا با حضور پرشورشان بتوانند اندکی از مشکلات مردم روستاهای محروم کشور را حل کنند.جهادگران دانشجو با ساخت مسجد، مدرسه و آبرسانی به روستاها و هزاران فعالیت خداپسندانه دیگر نور امید را به زندگی مردم مناطق محروم دمیدند اما دلگیرند از مردمی که از جهاد و سبک زندگی جهادی بی‌خبرند.جهادگران دانشجو گلایه دارند از آنهایی که با طعنه می‌پرسند چه قدر پول می‌گیرید تا خودتان را آواره کوه و بیابان کنید.سبک زندگی جهادی نه تنها در میان مردم بلکه در میان بسیاری از مسئولان کشور هم ناشناخته است عدم تخصیص بودجه مناسب برای انجام کارهای عمرانی و فرهنگی و عدم همکاری برخی مسئولان استانی با جهادگران نشان از غربت سبک زندگی جهادی در میان مردم و مسئولان دارد.  جهادگران دانشجو می خواهند با حضور موثر و مستمر خودشان به جوانان روستایی حرفه‌های فنی و شغل‌های مرتبط با بوم و فرهنگشان را بیاموزند تا آنها را به زندگی در روستا دلگرم کنند. ساخت کارگاه‌های قالیبافی، پرورش مرغ بومی، کارگاه‌های بلوک زنی، پرورش ماهی و هزاران فعالیت دیگر میزان اشتغال را در جوانان روستاهای محروم کشور افزایش داده است اما این گونه فعالیت‌ها بدون حمایت جدی نهادهای دولتی و بدون تخصیص بودجه‌های مناسب نمی‌تواند ادامه پیدا کند.

نقش تربیتی و اجتماعی هجرت و جهاد

نقش تربیتی و اجتماعی هجرت و جهاد

سفر

هجرت و دوری از وطن به خصوص زمانی که توان مقابله و مبارزه با آسیب‌ها و مفاسد اجتماعی و حکومتی را نداریم از مهم‌ترین عوامل رشد و تعالی و تربیت به شمار می‌آید. در این میان سفر و مسافرت که با فاصله گرفتن از وطن و سیر و سیاحت و دوری از مفاسد حاکم بر وطن توأم می‌گردد آثار و برکات تربیتی مفید و مؤثری دارد که ذیلاً به آن پرداخته می‌شود.

آیا سفر خوب است یا نه؟

«در اسلام به طور کلی سفر ستوده شده است. ... اگر انسان توفیق پیدا کند که به مسافرت  برود (خصوصاً با سرمایه‌ای علمی... زیرا اگر انسان، خام به سفر برود استفاده‌ای نخواهد کرد) و نادیده‌ها را ببیند و برگردد بسیار مؤثر خواهد بود. آن اثری که سفر روی روح انسان می‌گذارد، آن پختگی‌ای که مسافرت و هجرت از وطن در روح انسان ایجاد می‌کند، هیچ عامل دیگری ایجاد نمی‌کند حتی کتاب خواندن. اگر انسان مثلاً به کشورهای اسلامی نرود و بگوید به جای اینکه به این همه کشور بروم و مطالعه کنم، کتاب می‌خوانم، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید...  سفر چیزی است که غیر سفر جای آن را نمی‌گیرد». (گفتارهای معنوی، ص 285)

 

فواید سفر

1- تَفَرُّجُ هَمِّ – همّ و غمّ ، اندوه‌ها از دلت بر طرف می‌شود، تفرج پیدا می‌کنی. انسان تا وقتی که در محیط است، با سوابقی که در زندگی دارد، خاطرات همیشه برای او یادآور غم و اندوه و غصه و گرفتاری‌هاست. مسافرت کردن و از دروازه شهر بیرون رفتن به طور طبیعی همان است و غم و غصه‌ها در شهر ماندن همان. پس اولین فایده‌اش این است که از همّ و غم‌ها نجات پیدا می‌کنید، لااقل روح انسان که زیر سنگینی غم و غصه‌ها لگدمال می‌شود، برای مدتی آزاد می‌گردد.» (همان، ص 286)

در اسلام به طور کلی سفر ستوده شده است. ... اگر انسان توفیق پیدا کند که به مسافرت برود (خصوصاً با سرمایه‌ای علمی... زیرا اگر انسان، خام به سفر برود استفاده‌ای نخواهد کرد) و نادیده‌ها را ببیند و برگردد بسیار مؤثر خواهد بود. آن اثری که سفر روی روح انسان می‌گذارد، آن پختگی‌ای که مسافرت و هجرت از وطن در روح انسان ایجاد می‌کند، هیچ عامل دیگری ایجاد نمی‌کند حتی کتاب خواندن

2- وَاکتِسابُ مَعیشةٍ – اگر با هوش باشید می‌توانید با مسافرت کسب معیشت کنید. انسان نباید در معیشت‌ها، در کسب درآمدها فکرش محدود باشد به آنچه که در محیطش وجود دارد. چه بسا که انسان با لیاقتی که دارد اگر پایش را از محیط خود بیرون گذاشته و به محیط دیگر برود، برایش بهتر باشد، زندگیش خیلی بهتر شود و رونق بیشتری پیدا کند. (همان، ص 286)

3- وَ علمٍ – غیر از کسب معیشت، کسب علم کنید. هر عالمی یک دنیایی است ممکن است در شهر شما عالم‌های بزرگ و درجه اولی باشند ولی هر گلی، بویی دارد. عالمی که در شهر دیگر است ممکن است از یک نظر در حد عالم شهر شما نباشد ولی او هم برای خود دنیایی دارد. وقتی با دنیای او روبرو شدید غیر از دنیایی که داشتید، با دنیای علم دیگری نیز آشنا خواهید شد و علوم دیگری بدست خواهید آورد.

4- وَ آدابٍ – همه‌ی آداب و اخلاق‌ها، آداب و اخلاقی نیست که مردم شهر یا کشور تو می‌دانند. وقتی به جای دیگری سفر می‌کنید با یک سلسله آداب دیگر برخورد می‌کنید و احیاناً متوجه می‌شوید که برخورد و عادت‌های آن‌ها بهتر از عادات مردم شماست، آدابی که مردم آنجا رعایت می‌کنند بهتر از آداب مردم شماست..... لااقل می‌توانید آداب آن‌ها را با آداب خود مقابل یکدیگر بگذارید و مقایسه کنید، قضاوت کنید و آداب خوبتر را انتخاب کنید.

5- وَ صُحبَتهِ ماجِد – غیر از مسئله کسب علم، صحبت است. صحبت یعنی چه؟ یعنی هم نشینی. در سفر به هم نشینی با مردمان بزرگ توفیق پیدا می‌کنید. گاهی صحبت با افراد بزرگ به روح شما کمال می‌دهد. (نه صحبت تعلیم و تعلم است، بلکه منظور هم نشینی با آن‌هاست) (همان، ص 287)

 

کمال و پختگی در میان مردان تاریخ که زیاد سفر کردند

مسافرت

«تاریخ نشان می‌دهد افراد عالم [و شاعری] که مخصوصاً بعد از دوران پختگی به مسافرت پرداخته و برگشته‌اند، کمال و پختگی دیگری داشته‌اند [مانند سعدی]» (همان، ص 288) «سعدی مردیست که مدت سی سال در عمرش مسافرت کرده است. این مرد یک عمر نود ساله کرده که سی سال آن به تحصیل گذشته، بعد از آن در حدود سی سال در دنیا مسافرت کرده است. و سی سال دیگر دوره‌ی کمال و پختگی او بوده که به تألیف کتاب‌هایش پرداخته است. گلستان و بوستان همه بعد از دوران پختگی اوست . ... شما در شعر سعدی یک نوع همه جا پختگی می‌بینید. ولی در شعر حافظ چنین چیزی نیست. ... حافظ با همه‌ی ارادتی که ما به او داریم و واقعاً مرد عارف فوق‌العاده ای بوده است و در غزل‌های عرفانی، سعدی به گرد او هم نمی‌رسد و در این زمینه بسیار عمیق است، یک بعدی است، یک بُعد بیشتر ندارد.» (همان، ص 289)

 

هجرت عاملی برای تربیت انسان

«انسان به یک چیزهایی عادت پیدا می‌کند. عرف جامعه برای او یک اصل می‌شود و یک عادت جسمی یا روحی برای او پیدا می‌شود. عادت جسمی مثل عادت به سیگار کشیدن خیلی از افرادی که سیگار می‌کشند وقتی پزشک به آن‌ها می‌گوید: سیگار نکش، جواب می‌دهند عادت کرده‌ام، نمی‌توانم عادتم را ترک کنم. ... انسان نباید این قدر اسیر عادات باشد. متأسفانه باید عرض کنم که عادات اجتماعی بیشتر در میان خانم‌ها رایج است تا آقایان. مثلاً رسم چنین است که در روز سوم و هفتم و چهلم میّت، چنین و چنان بکنند. یا در عروسی رسم این است که روی سر عروس قند بسایند و امثال این‌ها می‌گویند: رسم است چه می‌شود کرد، مگر می‌شود آن را زیر پا گذاشت؟! ... این یعنی زبونی، حقارت و بیچارگی. انسان نباید اسیر عرف‌ها باشد. آدم باید تابع منطق باشد. ... بنابراین اسلام هجرت را در زندگی انسان‌ها یک اصل می داند. معنایش چیست؟ احیا و پرورش شخصیت انسان، مبارزه با یکی از اساسی‌ترین عوامل زبونی و اسارت انسان، ای انسان، اسیر محیطی که در آن متولد شده‌ای نباش، اسیر خشت و گل نباش. انسان باید برای خود این مقدار آزادی و حریت و استقلال قائل باشد که نه خود را اسیر و زبون منطقه و آب و گل کند و نه اسیر و زبون عادات و عرفیات و اخلاق زشتی که محیط به او تحمیل کرده است، باشد. ... هجرت یعنی جدا شدن از زشتی‌هایی که بر انسان احاطه پیدا کرده، آزاد کردن خود از پلیدی‌های مادی و معنوی که بر انسان احاطه پیدا کرده است. پس نتیجه می‌گیریم که هجرت خود یک عامل تربیتی است.» (همان، ص 294)

انسان نباید اسیر عرف‌ها باشد. آدم باید تابع منطق باشد. ... بنابراین اسلام هجرت را در زندگی انسان‌ها یک اصل می داند

چهار عامل برای تربیت انسان

«جهاد یعنی درگیری حتی در تعبیر معنوی آنکه جهاد با نفس است. انسان با موانع و مشکلات روبرو می‌شود. آیا انسان باید همیشه اسیر و زبون موانع باشد؟ نه، همین طور که انسان نباید اسیر و زبون محیط خود باشد، اسیر و زبون موانع نیز نباید باشد، ای انسان تو برای این آفریده شده‌ای که بدست خود موانع را از سر راه خویش برداری». (همان، ص 294)

«خدا انسان را مسخر هیچ موجودی قرار نداده است. آنچنان آزادی و حرّیتی به انسان داده که اگر بخواهد می‌تواند خود را از همه چیز آزاد کند و بر همه چیز مسلط باشد ولی درگیری می‌خواهد، انسان با خود نیز باید درگیری داشته باشد. مسلماً اگر درگیری نداشته باشد، محکوم است امر دایر است میان یکی از این دو تا: درگیری با نفس اماره و برده کردن و اطاعت خود در آوردن، یا درگیر نشدن و اسیر و زبون آن گردیدن. النفس اِن لم تشغَلهُ شَغَلتُکَ خاصیت نفس اماره این است که اگر تو او را وادار و مطیع خود نکنی، او تو را مشغول و مطیع خود خواهد ساخت». (همان، ص 298)

خدا انسان را مسخر هیچ موجودی قرار نداده است. آنچنان آزادی و حرّیتی به انسان داده که اگر بخواهد می‌تواند خود را از همه چیز آزاد کند و بر همه چیز مسلط باشد ولی درگیری می‌خواهد، انسان با خود نیز باید درگیری داشته باشد. مسلماً اگر درگیری نداشته باشد، محکوم است امر دایر است میان یکی از این دو تا: درگیری با نفس اماره و برده کردن و اطاعت خود در آوردن، یا درگیر نشدن و اسیر و زبون آن گردیدن

درسی از علی(ع) در جهاد با نفس

«علی(ع) همان‌طور که نمی‌پسندید در میدان جنگ مغلوب عَمروبن عَبدَوُدها و موحب ها باشد، به طریق اولی و صد چندان بیشتر، هرگز بر خود نمی‌پسندید که مغلوب یک میل و هوای نفس باشد. روزی حضرت از کنار دکان قصابی می‌گذشت، قصاب گفت: یا امیرالمؤمنین (ظاهراً در دوران خلافت ایشان بوده است) گوشت‌های بسیار خوبی آورده‌ام، اگر می‌خواهید ببرید. فرمود: الآن پول ندارم. گفت: من صبر می‌کنم. حضرت فرمود: من به شکم خود می‌گویم صبر کند. اگر من نمی‌توانستم به شکم خود بگویم که صبر کند، از تو می‌خواستم که صبر کنی! ولی من به شکم خود می‌گویم که صبر کند .... معنی این کار این است که من خود را در اسارت هوای نفس خود قرار دهم. نمی‌کنم. خطاب به دنیا می‌کند در تعبیرهای بسیار زیبایی: ... برو گمشو، ... من در برابر تو آزادم. تو چنگال‌هایت را به طرف من انداختی ولی من خود را از چنگال‌های تو رها کردم. تو دام‌های خود را در راه من گستردی، ولی من خود را از این دام‌ها نجات دادم، من آزادم و در مقابل این فلک و آنچه در زیر قبّه این فلک است، خود را اسیر و ذلیل و زبون هیچ موجودی نمی‌کنم. به این می گویید درگیری واقعی، جهاد با نفس» (همان، ص 299)

 

کربلا جلوه کاملی از جهاد

کربلا
«اباعبدالله دستور داده بودند که اهل بیت از خیمه‌ها بیرون نیایند و این دستور اطاعت می‌شد. فرزندی دارد امام حسن مجتبی بنام عبدالله بن الحسن که مادر او هم در کربلا حاضر بود. ده ساله بود (وقتی این طفل متولد شد پدر نداشت. او در رحم مادر یا شیرخواره بود که پدرش شهید شد. بهرحال پدر خود را ندیده بود) و در دامن اباعبدالله بزرگ شده بود به طوری که ایشان برای او هم عمو بودند و هم پدر و به او خیلی علاقمند بودند. این طفل در آخرین لحظات عمر اباعبدالله که در گودال قتلگاه افتاده و توانایی حرکت نداشتند، یک مرتبه از خیمه بیرون آمد، زینب دوید و او را  گرفت. ولی او قوی بود، خود را از دست زینب بیرون آورد و گفت: ... از عمویم جدا نمی‌شوم دوید و خود را در آغوش اباعبدالله انداخت سبحان الله! حسین چه صبر و چه قلبی دارد! اباعبدالله این طفل را در آغوش گرفت. در همان حال مردی آمد برای اینکه به اباعبدالله شمشیری بزند. این طفل گفت: ... تو می‌خواهی عموی مرا بزنی؟ تا شمشیر را حواله کرد، این طفل دست خود را جلو آورد و دستش بریده شد. فریاد یا عمّاه او بلند شد. حسین او را در آغوش گرفت و فرمود: فرزند برادر صبر کن عنقریب به جد و پدر ملحق خواهی شد.» (همان، ص 303)
ادامه نوشته

طوفان جهادی

این کارِ اردوهاى هجرت و حرکت عظیم بسیج سازندگى یکى از برکاتش خدمت‌رسانى است که میلیونها نفر از این خدمت شما به صورت مستقیم بهره‌مند میشوند. از لحاظ مادى، از لحاظ امور روزمره‌ى زندگى، از لحاظ معنوى و هدایت، بهره‌مند میشوند. شما اگر درس قرآن هم آنجا ندهید، خودِ حضور یک جوان مؤمن و متدین و متشرع در یک مجموعه‌ى روستائى، در بین جوانان ، در بین مردم، مظهر مجسم آیه‌ى قرآن است؛ آنها را به دین، به انقلاب، به معنویت، سوق می دهد. «کونوا دعاة النّاس بغیر السنتکم»؛ شما با عمل خودتان مردم را به ایمان، به اسلام، به دین دعوت می کنید. این خدمت‌رسانى است؛ خدمت ‌رسانى مادى و خدمت‌رسانى معنوى . از این مهمتر ، خدمتى است که شما به خودتان میکنید؛ استعدادهاى درونى خودتان را فعال میکنید؛ به بالقوه‌هائى که در وجود شما هست، فعلیت میبخشید؛ تجربه پیدا میکنید؛ با زندگى مردم آشنا می شوید؛ این حصارهاى طبقاتى شکسته می شود؛ واقعیتهاى زندگى را لمس می کنید؛ در خودتان شعف و بهجت خدمت ‌رسانى را احساس میکنید و این احساس را در وجود خودتان زنده میکنید. کسى که لذت خدمت و کار را بچشد، از کار خسته نمیشود.

جهاد و كاردرنگاه شهید مطهری

شهید مطهری در كتاب تعلیم و تربیت در اسلام درباره اهمیت كار و جهاد اقتصادی در نگاه اسلام و پیشوایان دین می نویسد: بى‏كارى، در اسلام مردود و مطرود است و كار به  عنوان یك امر مقدّس شناخته شده است....

جهاد اقتصادی

در زبان دین، وقتى مى‏خواهند تقدس چیزى را بیان كنند، به این‏صورت بیان مى‏كنند كه خداوند فلان چیز را دوست دارد. مثلاً در حدیث وارد شده است: «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُومِنَ المُحتَرِف؛ خداوند مؤمنى را كه داراى یك حرفه است و بدان اشتغال دارد، دوست دارد» یا اینكه گفته‏اند: «اَلكادُّ عَلى عِیالِهِ كَالمُجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ؛ كسى كه خود را براى اداره زندگى[اهل و عیالش] به مشقّت مى‏اندازد، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى‏كند.» آن حدیث نبوى معروف نیز فرموده است: «مَلعون مَن اَلقى كَلَّهُ عَلَى النّاسِ»؛ هر كسى كه بى‏كار بگردد و سنگینى [اقتصادى] خود را بر دوش مردم بیاندازد، ملعون است و لعنت خدا شامل اوست. این حدیث در وسائل و بعضى كتب دیگر است. حدیث دیگرى در «بحار» و برخى كتب دیگر هست كه وقتى در حضور مبارك رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درباره كسى سخن مى‏گفتند كه فلانى چنین و چنان است، حضرت مى‏پرسید: كارش چیست؟ اگر مى‏گفتند كار ندارد، مى‏فرمود: «سَقَطَ مِن عَینى؛ یعنى در چشم من دیگر ارزشى ندارد». در این زمینه متون زیادى داریم. در همین كتاب كوچك «داستان راستان» از حكایات و داستان‏هاى كوچكى كه از پیامبر و امیرالمؤمنین على علیه‏السلام و دیگر ائمه علیهم‏السلام نقل كرده‏ایم، فهمیده مى‏شود كه چقدر كار كردن و كار داشتن از نظر پیشوایان اسلام مقدّس است. درست برعكس آن چیزى است كه در میان برخى متصوّفه و زاهد مآبان و احیانا در فكر خود ما رسوخ داشته است كه كار را فقط در صورت بیچارگى و ناچارى درست مى‏دانیم.

 یعنى هر كسى كه كارى دارد، مى‏گوییم این بیچاره محتاج است و مجبور است كه كار كند. فى حدّ ذاته، آن چیزى كه آن را توفیق و مقدس مى‏شمارند، بى‏كارى است كه خوشا به حال كسانى كه نیاز ندارند كارى داشته باشند. حال كسى كه بیچاره است، دیگر چه كار مى‏توان كرد؟ در صورتى كه اصلاً مسئله نیاز و بى‏نیازى مطرح نیست.

 یعنى هر كسى كه كارى دارد، مى‏گوییم این بیچاره محتاج است و مجبور است كه كار كند. فى حدّ ذاته، آن چیزى كه آن را توفیق و مقدس مى‏شمارند، بى‏كارى است كه خوشا به حال كسانى كه نیاز ندارند كارى داشته باشند. حال كسى كه بیچاره است، دیگر چه كار مى‏توان كرد؟ در صورتى كه اصلاً مسئله نیاز و بى‏نیازى مطرح نیست.

اولاً كار یك وظیفه است. حدیث «مَلعُون مَن اَلقى كَلَّهُ عَلَى النّاسِ» ناظر به این جهت است، ولى ما اكنون درباره كار از این نظر بحث نمى‏كنیم كه كار یك وظیفه اجتماعى است و اجتماع حقّى برگردن انسان دارد و یك فرد هرچه مصرف مى‏كند، محصول كار دیگران است. اگر نظریه ماركسیست‏ها را بپذیریم، اساسا ثروت و ارزش و هر چیزى كه ارزش دارد، تمام ارزشش به كارى بستگى دارد كه در راه ایجاد آن انجام گرفته است. یعنى كالا و كالا بودن كالا در واقع تجسّم كارى است كه روى آن انجام شده است. حال اگر این نظریه صد در صد درست نباشد، هر چیزى كه انسان مصرف مى‏كند، دست كم مقدارى از ارزش آن در برابر كارى است كه روى آن انجام گرفته است. لباسى كه مى‏پوشیم، غذایى كه مى‏خوریم، كفشى كه به پا مى‏كنیم، مسكنى كه در آن زندگى مى‏كنیم، هرچه را كه نظر كنیم، مى‏بینیم در نتیجه كار دیگران غرق هستیم. كتابى كه جلومان گذاشته و مطالعه مى‏كنیم، محصول كار دیگران است؛ آنكه تألیف كرده؛ آنكه كاغذ ساخته؛ آنكه چاپ كرده؛ آنكه جلد نموده و غیره. انسان در اجتماعى كه زندگى مى‏كند، در محصول كار دیگران غرق است و به هر بهانه‏اى بخواهد، از زیر بار كار شانه خالى كند، همان فرموده پیامبر است كه سنگینى او روى دوش دیگران هست بدون اینكه كوچك‏ترین سنگینى از دیگران به دوش گرفته باشد

جهاد اقتصادی

كار وجهاد اقتصادی عامل هویت بخشی و تشخص

یكى از فواید كار، مسئله حفظ شخصیت و حیثّیت و استقلال است كه تعبیرهاى مختلفى دارد، مثلاً آبرو. انسان آن‏گاه كه شخصیّتش ضربه بخورد، آبرویش برود و تحقیر بشود، ناراحت مى‏شود. انسان در اثر كار ـ و مخصوصا اگر مقرون به ابتكار باشد ـ به حكم اینكه نیازش را از دیگران برطرف كرده است، در مقابل دیگران، احساس شخصیّت مى‏كند؛ یعنى دیگر احساس حقارت نمى‏كند.

دو رباعى منسوب به امیرالمؤمنین [على] علیه‏السلام در دیوان منسوب به ایشان [است]، در یكى مى‏فرماید: «براى من سنگ كشى از قلّه‏هاى كوه ـ یعنى چنین كار سختى ـ گواراتر و آسان‏تر است از اینكه منّت دیگران را به دوش بكشم»

به من مى‏گویند: در كار و كسب ننگ است؟ و من مى‏گویم: ننگ این است (مى‏دانیم على علیه‏السلام همین كارهایى را كه ما اسمش را عملگى مى‏گذاریم، انجام مى‏داد. مثل حفر چاه و قنات، كشت درخت، آباد كردن باغ‏ها و احیانا كار به شرط مزد گرفتن، هرچند براى غیر مسلمان. گاهى على علیه‏السلام در باغ‏هاى مدینه مى‏رفت و براى بنى‏قریظه و بنى‏النّضیر كه یهودیان مدینه بودند، كار مى‏كرد و مزد مى‏گرفت و با آن پول، زندگى مى‏كرد. قهرا چنین انسانى مورد تهاجم قرار مى‏گیرد كه تو [عار نمى‏كنى] از چنین كارها؟!

در رباعى دیگر مى‏فرماید: اگر مى‏خواهى آزاد زندگى كنى، مثل برده زحمت بكش و آرزویت را از مال هركسى كه باشد، بِبُر. نگو این‏كار مرا پست مى‏كند؛ زیرا از مردم خواستن، از هر چیزى بیشتر ذلّت مى‏آورد.

وقتى كه از دیگران بى‏نیاز باشى، هر كارى داشته باشى، از همه مردم بلند قدرتر هستى.

كار وجهاد اقتصادی عامل رشد استعدادهاى انسان

كار علاوه بر اینكه مانع انفجار عملى مى‏شود، مانع افكار و وساوس و خیالات‏شیطانى مى‏گردد. پس در مورد كار مى‏گویند كه هر كسى باید كارى را انتخاب كند كه در آن استعداد دارد تا آن كار، علاقه او را به خود جذب كند. اگر كار، مطابق استعداد و مورد علاقه نباشد و انسان آن را فقط به خاطر درآمد و مزد بخواهد انجام دهد، این اثر تربیتى را ندارد و شاید فاسد كننده روح هم باشد. انسان وقتى كارى را انتخاب مى‏كند، باید استعدادیابى هم شده باشد. هیچ كس نیست كه فاقد همه استعدادها باشد، ولى انسان خودش نمى‏داند كه استعداد چه كارى را دارد. چون نمى‏داند، دنبال كارى مى‏رود كه استعداد آن را ندارد و همیشه ناراحت است. مثلاً وضع دانشجویان ما با این كنكورهاى سراسرى وضع بسیار ناهنجارى است.

یكى از فواید كار، مسئله حفظ شخصیت و حیثّیت و استقلال است كه تعبیرهاى مختلفى دارد، مثلاً آبرو. انسان آن‏گاه كه شخصیّتش ضربه بخورد، آبرویش برود و تحقیر بشود، ناراحت مى‏شود. انسان در اثر كار ـ و مخصوصا اگر مقرون به ابتكار باشد ـ به حكم اینكه نیازش را از دیگران برطرف كرده است، در مقابل دیگران، احساس شخصیّت مى‏كند؛ یعنى دیگر احساس حقارت نمى‏كند.

 دانشجو مى‏خواهد به شكلى كه هست، این دو سال سربازى را نرود و عجله هم دارد به هر شكلى كه هست در دانشگاه راه پیدا كند. وقتى آن ورقه‏ها و پرسش‏نامه‏ها را پر مى‏كند، چند جا كه دیپلمش به او اجازه مى‏دهد، نام نویسى مى‏كند. هرجا را كه در آمدش بیشتر است، انتخاب مى‏كند و چه بسا جایى را انتخاب مى‏كند كه اصلاً ذوق آن را ندارند؛ یعنى سرنوشت خود را تا آخر عمر به دست یك تصادف مى‏دهد. این آدم تا آخر عمر خوشبخت نخواهد شد. چه بسا این فرد ذوق ادبى اصلاً ندارد، ولى با وجود دیپلم ریاضى احتیاطا در ادبیات یا الهیّات [هم اسم] مى‏نویسد. بعد آنجاها قبول نمى‏شود و مى‏آید اینجا؛ جایى كه نه استعدادش را دارد و نه ذوقش را و تا آخر عمر كارى دارد كه آن كار، روح و ذوقش را جذب نمى‏كند.

بیشتر كارهاى ادارى هم این گونه است. البتّه ممكن است به بعضى كارها شوق داشته باشند، ولى در اكثر موارد، خود كار ادارى ابتكار ندارد و فقط تكرار است و شخص اجبارا براى اینكه گزارش غیبت ندهند و حقوقش كم نشود، با وجود بى‏میلى شدید، آن چند ساعت را پشت میز مى‏نشیند. این مسئله هم صدمه‏اى به فكر و روح انسان مى‏زند. انسان باید كارى را انتخاب كند كه آن كار عشق و علاقه او را جذب كند و از كارى كه علاقه ندارد، باید صرف نظر كند هرچند درآمدش زیاد باشد.

مبارزه با مفاسد اقتصادي به مثابه جهاد

مبارزه با مفاسد اقتصادي به مثابه جهاد

11سال از صدور نامه‌ تاريخي مقام معظم رهبري درباره‌ مبارزه با مفاسد اقتصادي مي‌‏گذرد.آنچه هم اکنون مشهود است اينکه معظم له، 11 سال پيش دست بر قلم مي‌برند و توصيه‌هايي را به قواي سه گانه مي‌نويسند که بعد‌ها از آن به عنوان فرمان 8 ماده‌اي مبارزه با مفاسد اقتصادي، نام برده مي‌شود.رهبر معظم انقلاب بار ها طي ساليان گذشته بر اجراي عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادي تاکيد کرده اند.ايشان در اين خصوص مي فرمايند:"يكي از مصداق هاي عدالت، مبارزه‌ با فساد مالي و اقتصادي است كه بايستي جدي گرفته شود. من سالها پيش هم اين را گفته‌ام، بارها هم تأكيد كرده‌ام، تلاشهاي خوبي هم انجام گرفته است و دارد انجام مي‌گيرد؛ اما مبارزه با فساد، كار دشواري است؛ كاري است كه انسان، مخالف پيدا مي‌كند. شايعه درست مي‌كنند، دروغ مي گويند و آن كسي كه در اين ميدان جلوتر از ديگران حركت كند، بيشتر از همه مورد تهاجم قرار مي‌گيرد. اين مبارزه هم لازم است و بايد انجام بگيرد. خوب، كساني كه بخواهند اين كارهاي بزرگ را چه در زمينه‌ پيشرفت، چه در زمينه‌ عدالت انجام دهند، بايد مديراني باشند كه به اين چيزها معتقد باشند؛ حقيقتا عقيده داشته باشند كه بايد عدالت برقرار شود، بايد با فساد مبارزه شود. مديران معتقد و مؤمن به اين مباني كه داراي شجاعت باشند، داراي اخلاص باشند، داراي تدبير و عزم راسخ باشند، قطعا مي‌توانند اين مقاصد و اين اغراض عالي الهي را تحقق ببخشند. اين مطلب اولي كه لازم بود عرض كنم".(بيانات در حرم امام رضا عليه‌السلام 01/01/1388)

همه صاحب نظران معتقدند که مبارزه با فساد، راه توسعه‌ و پيشرفت کشور را مي‌گشايد. فساد بلاي خانمانسوزي است که باعث ايجاد فقر و شکاف طبقاتي گسترده در جامعه ‌شده و باعث خواهد گرديد تا عمر حکومت‌ها نيز بزودي پايان يابد.به فرموده رهبر انقلاب "يك سال پيش بود كه ما مبارزه با مفاسد اقتصادي را عرض كرديم و دستگاهها را ترغيب نموديم كه در اين مبارزه جدي باشند. اهتمام به اين كار به خاطر آن است كه مفاسد اقتصادي، جريان آلوده‌اي است كه اگر جلوگيري و با آن مبارزه نشود، كل فضا را آلوده خواهد كرد. بحث يك جرم منفرد و تك افتاده نيست؛ برخورد با مفاسد اقتصادي براي نظام اهميت حياتي دارد. البته در آن نامه‌اي كه به رؤساي محترم سه قوه نوشتم، عرض كردم مراقب باشيد تخلفات مديريتي را كه غالبا به اشتباه بر مي‌گردد، با جرايمي كه كسي از روي عمد مرتكب مي‌شود، مخلوط نكنيد".(بيانات در ديدار رئيس، معاونان و كاركنان قوه‌ قضائيه، در آستانه‌ سالروز هفتم تير 05/04/1381)

معتقديم با مفاسد اقتصادي بايد با برنامه ريزي و به صورت سيستمي مواجهه شود. برخوردهاي شعاري و پرهياهو در دوره هاي گذشته نشان داده است که بيش از همه يک اقدام سياسي و تبليغاتي و يا ناشي از ناتواني در برخورد با مفسدين اقتصادي است و رهبر انقلاب نيز در بند هشت از دستور خود به سران سه قوه تاکيد مي کنند و مي فرمايند:”با اين امر مهم و حياتي نبايد به‌گونه شعاري و تبليغاتي و تظاهرگونه رفتار شود. به جاي تبليغات بايد آثار و برکات عمل، مشهود گردد.“البته کار برخورد سيستمي با مفاسد اقتصادي نبايد بهانه اي شود براي آنکه با مفاسد آشکار که بيش از همه مربوط به آقازاده ها و برخي آقايان سياسي است برخورد جدي و صريح نشود.نبايد به هيچ وجه مسئله فساد اقتصادي به امري عادي و عمومي تبديل گردد که اين مستلزم برخورد جدي و قاطع قواست.مبارزه با مفاسد اقتصادي به قدري مهم و ارزشمند است که هم رديف جهاد قرار گرفته و رهبر معظم انقلاب در اين خصوص فرمودند:"ميدان مبارزه‌ با مفاسد اقتصادي، كمتر از ميدان جهاد با دشمن مهاجم مسلح نيست. اتفاقا اين كار، ظريفتر هم هست؛ چون دشمن مسلح را همه مي‌بينند، مي‌شناسند و دشمني او را قبول مي‌كنند؛ اما دشمنان مفسد را - چه در زمينه‌ مسائل اقتصادي و چه زمينه‌هاي فرهنگي و غيره - نمي‌شناسند، و دشمني‌شان را تصديق نمي‌كنند و اي بسا از آنها حمايت هم مي‌كنند. اينها ضررشان مانند ضرر موريانه است. ظاهر بنا، سالم؛ اما باطن به‌تدريج رو به پوسيدگي است. كاري كه اينها مي‌كنند، اين است. لذا واقعا كارتان يك جهاد است.(26/10/1380)

برخورد قاطع در امر بيت المال يکي از عوامل حفظ سلامت اقتصادي جامعه است.نشانه استحکام نظام، قاطعيّت در برابر کساني است که از بيت المال مسلمين سوء استفاده مي کنند. حضرت علي(عليه السلام) با اختلاس کنندگان مقابله جدّي مي کردند. در نامه به مالک اشتر سفارش فرمودند:"از همکاران نزديکت سخت مراقبت کن، و اگر يکي از آنان دست به خيانت زد و گزارش مأموران تو، همه آن خيانت را تأييد کرد، به همين مقدار گواهي قناعت کرده او را با تازيانه کيفر کن، و آنچه از اموال که در اختيار دارد از او بازپس گير، پس او را خواردار، و خيانتکار بشمار، و طوق بدنامي به گردنش بيفکن.موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادي يكي از موضوعات مهم و كليدي و در عين حال بحث‌انگيز جامعه ما در شرايط كنوني محسوب مي‌شود.در طول سه دهه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي هر‌گاه اقدامي در مبارزه با مفاسد اقتصادي آغاز شده ، پس از مدتي با مشكلات عديده اي مواجهه و به حال خود رها شده است . طرح مبارزه با مفاسد اقتصادي كه قبلاً با عناويني چون مبارزه با ثروت‌هاي باد آورده مطرح شده و ناتمام مانده بود، متعاقب فرمان مهم هشت ماده‌اي مقام معظم رهبري به سران سه قوه ، مجدداً در دستور كار مسئولان قرار گرفت ولي فراز و فرود در اين موضوع بسيار زياد بوده است. متاسفانه مسئولان کشور به جاي پيروي از فرمايشات مقام معظم رهبري به گفتار درماني مي پردازند در حالي که امروز نيازمند عمل مدبرانه هستيم.مبارزه با فساد اقتصادي و پيشگيري از آن، قطعاً ملزومات خاصي را مي طلبد که عزم راسخ مسئولان کشور اولين شرط آن است. متأسفانه علي رغم قاطعيت سران سه قوه در اين زمينه، برخي مديران مياني در اين امر از قاطعيت لازم برخوردار نيستند و اين عدم قاطعيت، آنان را در نزد افکار عمومي در احياي حقوق مردم محکوم کرده است.از سوي ديگر ناهماهنگي ميان قواي سه گانه از ديگر معضلات رسيدگي به مفاسد اقتصادي است که به نظر مي رسد جريان هاي سياسي به خاطر مسائل سياسي و جناحي، کوچکترين اقدام در اين زمينه را به منزله سياسي کاري دانسته و به هر گونه مبارزه اي برچسب تخريب سياسي مي زنند.در حقيقت مقابله با فساد‌هاي اقتصادي الزاماتي دارد كه رعايت نكردن آنها نه تنها با فلسفه برخورد قانوني با افراد فاسد و قانون‌شكن مغاير است بلكه امنيت رواني جامعه و محيط اقتصاد را نيز بر هم مي‌زند كه نتيجه‌اي جز كاهش سرمايه‌هاي اجتماعي و فرار سرمايه‌ها ندارد زيرا مهمترين اهداف از برخورد قضائي و جرايم در نظر گرفته شده، جنبه بازدارندگي براي كساني است كه احياناً دچار تخلف شده‌اند و ديگر اينكه مردم و فعالان اقتصادي متخلف بدانند كه چه عاقبتي براي آنها رقم خواهد خورد و بالاخره اينكه افراد حقيقي و حقوقي سالم مي‌توانند با خيال راحت در فضايي مطمئن رشد و بالندگي و موفقيت را احصا كنند.بنابراين بايد در جنبه حقوقي مقابله و مبارزه با مفاسد اقتصادي علاوه بر جديت، قاطعيت و اجراي به موقع، مرز بين مقابله با مفاسد اقتصادي با تسويه حساب‌هاي سياسي – شخصي و حتي بهره ‌برداري‌هاي سياسي – انتخاباتي كاملاً مشخص و واضح باشد. مبارزه با مفاسد اقتصادي به پيشگيري، شفافيت و رفع نواقص در گلوگاه‌هاي سوء استفاده نياز دارد.قبل از برخوردهاي قضائي با مفاسد اقتصادي بايد نظارت سيستماتيک در نهادهاي اقتصادي اعمال شود.مقابله با مفاسد اقتصادي نبايد تنها كاركردي تبليغاتي براي مقاطعي خاص به شمار‌ آيد. به عنوان مثال اين شائبه نبايد براي افكار عمومي ايجاد شود كه طرح مسئله مقابله با فساد تنها به مناسبت انتخابات و گرم كردن تنور انتخاباتي به نفع يك شخص و يا يك طيف فكري خاص صورت مي‌گيرد. بخصوص آنكه طي كردن مسير دادرسي در پرونده‌هاي اقتصادي مسيري تخصصي و طولاني دارد و اعلام مجرميت آن‌طور كه خيلي از مردم و مسئولان تصور مي‌كنند، ساده نبوده و نياز به درايت و علم قضاوت دارد.

 

بسیج نماد اصلی فرهنگ جهادی است

فرهنگ و تفكر بسیجی توطئه های دشمنان علیه ایران اسلامی را خنثی كرده و خیزش موج بیداری اسلامی به بركت انقلاب اسلامی موجب تزلزل پایه های نظام سلطه شده است.فرهنگ جهادی مجموعه ویژگی ها و ارزش های والای الهی است كه با اندیشه و تدبیر امام راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی با مفاهیم اخلاص، ایثار، تلاش، سخت كوشی و خدمات رسانی مطلوب تر همراه است.امروز ایران اسلامی در بهترین شرایط دفاعی، فرهنگی و اجتماعی قرار دارد و تهدیدهای دشمنان محكوم به شكست است.


.1 آن همگام که در کارخانه هستی آدمی را بسرشتند بذر حرکت و تحول را در او بکاشتند تا از قوه به فعل در آید و از حضیض طبیعت به آسمان سعادت.«یَا أَیُّهَا الإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِیهِ»(1)

چنانچه روشن است گنج بدون زحمت بعید است و خمیر بی مایه فتیر و چه زیبا آن شاهد سفر کرده فرمود: «بهشت را به بها دهند نه به بهانه» پس بهانه ما برای بهشت، بهایی است که با حرکت و تحول بدست آید و این بها آن زمان قابلیت بهشت رفتن می یابد که از چشمه «فرهنگ جهاد» بجوشد چرا که فرهنگ جهاد ترکیبی است از عشق و ایمان، بصیرت و معرفت، اراده و همت و حرکت و تلاش. از این رو فرهنگ جهاد برآمده از سرشت پاک آدمی و راه عبور از حضیض طبیعت به آسمان سعادت با بهایی است که بهشت را تضمین و روح را لبریز و جان را سزمست از سبوی ولای الهی می­سازد.

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ یَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (2)

وَالَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَنَصَرُوا أُوْلَئِكَ هُمْ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِیمٌ (3)

جهاد محصول مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش به گلدسته‏های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سروده‏اند. و جهادگران آنانی­اند که از بند اسارت نفس رسته و از تاریک خانه خیال­های خام و خاکدان مادیت بیرون آمده و از قفس خود خواهی و هوسهای زودگذر حیوانی پر کشیده و خدایی گشته اند و آهنگ پرواز تا بیکرانها دارند و در راه حفظ ارزشها جرأت، صلابت و شهامت از خود به خرج می­دهند.

 الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْفَائِزُونَ»(4)

بر این اساس «جهاد» یک فرهنگ و یک شیوه زندگی است که رنگ و بوی حقیقت دارد و با طریقتی مختص آدمی را از فردیت و منیت خارج و سمت و سویی والا و افقی گسترده را می­گشاید که شعاع وجودی او نه تنها جامعه را روشن بلکه ملائکه آسمان را به وجد و سرور وا می دارد زیرا که شعار «همگی با هم برویم بهشت» حاکم بر تمام رفتار و سکنات فردی و اجتماعی، اقتصادی و عمرانی، رفاهی و بهداشتی و سازندگی و فقرزدایی می شود و با حرکتی توفنده و بالنده قله­های بلند ایثار و معنویت را در افق متعالی «خداگونه» شدن را به ظهور می­رساند و با شورِ امید و ایمان كشور را، جامعه را و زمان را رونق می­بخشید و تاریخ را آبرومند می­كنید.(5)

«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»(6)

بنابراین جهاد فرهنگ است و بهترین فرهنگ نیز فرهنگ جهادی است که در اردوهای جهادی جوانان مؤمن ایران اسلامی تبلوری تام یافته است. حرکت هایی که با الهام از فرهنگ غنی اسلام روح حماسه و جهاد را به اجرا در آورده و همچنان نوای فضیلت، آهنگ ایثار، رنگ معنویت در کاسه عدالت با طعم جهاد ذائقه ایرانی را (بخصوص روستائیان مهربان و عشایر غیور) شیرین، دلها را روشن و قلبها را امیدوار به آینده سازد و جانها را متوجه به مبدأ عشق و زیبائى و حقیقت کند.

 وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ الْخَیْرَاتُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ (7)

2.در عصری که به عصر خمینی کبیر(ره) لقب یافته است حرکتی می­تواند هماهنگ با زمان باشد که ریشه در فرهنگ جهاد داشته باشد؛ چرا که حضرت روح الله(ره) در آغاز حرکت خود با استمداد از کریمه شریفه«قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى»(8) همگان را به خیزش جهادی دعوت نمودند چرا که یگانه راه سعادت دو جهان آدمی است.(9) فرمودند:

«هان ای روحانیون اسلامی ای دینداران خدا خواه! ای خدا خواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطنخواه! ای وطنخواهان با ناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترك نفع­های شخصی كرده تا به همه سعادت­های دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید

و خود نیز بر ممشای آن سیر نمودند و اینک نیز خلف صالحش فرهنگ جهاد را محور پیشرفت و سعادت ایران عزیز معرفی نمودند.(10)

بی شک در فرهنگ و تمدن عظیم اسلامی آنجا که نشانی از عظمت و عزت، غرور و افتخار، پیشرفت و عدالت مشاهده می­شود نتیجه رو حیه جهادی و تربیت مبتنی بر آن است. در جامعه­ای که جوانان آن دیار عاشقانه قد علم کنند و سرمست از سبوی ولای الهی گام در میدان گذارند و با همت مضاعف و کار مضاعفِ برآمده از بصیرت عاقلانه و ایمان شورمندانه به سوی قله­ها و افق­های آرمانی خیز بردارند می­توان شکوه و ظفر را مشاهد کرد و شکست دسیسه­گران و دشمنان را به نظاره نشست. در چنین فضا و زمانی است که مؤمنان با جمع عِدّه و عُدّه کافی می­توانند ظهور وعده تخلف ناپذیر ذخیره الهی را به انتظار بنشیند چرا مستضعفان را چنین وعده فرمودند: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِینَ»(11) و الا با نشستن بی­تفاوت­گونه و مویه­های قاعدانه به انتظار بودن «بی­مایه فتیر» است از این رو خداوند متعال در شأن مجاهدان فرمود: «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً. دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً»(12)

خلاصه باید گفت: «مگر یک ملت بدون جهاد می­تواند سرش را بالا بگیرد؟ مگر یک ملت بدون جهاد می­تواند طعم عزّت را بچشد؟ مگر یک ملت بدون جهاد می­تواند در میان ملتهای دنیا شأن و موقعیتی پیدا کند؟»(13) لذا باید فهمید که جهاد دری است از درهای بهشت که بدون آن، هیچ چیز به دست انسان نمی­آید؛ نه دنیا و نه آخرت. بر همین مبنا جوانان مؤمن ایرانی همچون سایر عرصه­های اجتماعی، قعود را جایز ندانسته و با سازماندهی خودجوش اردوهای جهادی در یک دهه اخیر فضای عطرآگین حماسه و جهاد سلحشورانی را زنده کردند که در طول تاریخ این مرز و بوم بخصوص در هشت سال دفاع مقدس به پاسداری از دین و خاک و ناموس ملت و مذهب پرداختند و مجاهدانه شکوه و سربلندی را برایمان به ارمغان آوردند. حرکتی بر پایه حضور بصیرانه، خیزش مبتنی بر ایمان شورمندانه و اقدامی برآمده از سرمستی عاشقانه بار دیگر جان و دل جوان ایران اسلامی را معطر به نور قرآن و اهلبیت(علیهم السلام) نمود و بارقه های امید را به نقاط دوردست کشور و شور و بالندگی را به روستائیان و عشایر صبور و نجیب این مرز و بوم هدیه داد.حضور طلاب جهادی در جمع جوانان جهادگر نشانگر  این مدعا است که «جهاد سازنده ترین نوع فرهنگ است» چرا که علم و عمل توأمان شکل می گیرد.طلاب جهادی با چشم اندازی فرهنگی به اردوهای جهادی در راستای ایفای رسالت تبلیغی خود  به تعمیق باورهای اعتقادی و تقویت انگیزش های ایمانی جوانانی می گردازند که به تعبیر راهگشا و دلگشای مقتدای جهادگر و جهادگستر انقلاب اسلامی«سفیران تلاش و كار و خدمت و جهاد و مجاهدت»(14) هستند.  تا با تأثیرگذاری فرهنگی بر این اردوها در راستای جریان سازی فرهنگ جهاد و انتقال روحیه جهادی به قلب جامعه مؤثر واقع شوند.

 

منابع:

1. انشقاق، 6.

2. بقره، 218.

3. انفال، 74.

4. توبه، 20.

5. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جهادگران بسیج سازندگى،1389/06/31.

6. عنکبوت، 88.

7. توبه، 88.

8. سبá آیه: 46.

9. اولین سند جهادی امام راحل در تاریخ 1323شمسی، صحیفه نور، ج1 ص 23؛

10. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جهادگران بسیج سازندگى،1389/06/31.

11. قصص، آیه: 5.

12. نساء، آیات: 95- 96.

13. بیانات مقام معظم رهبری در مراسم صبحگاه لشکر سیدالشهداء( ع) 26/7/1377.

14. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جهادگران بسیج سازندگى،1389/06/31

فرهنگ جهادی در کلام امام (ره)

قل انما اعظكم بواحده آن تقوموا لله مثني و فردي

انديشه هاي تابناك حضرت امام ـ بزرگ جهادگر عصر ما ـ در زمينه فرهنگ و روحيه جهادي گنجينه گرانبهايي براي نيل به توفيقات مضاعف و فزاينده جهاد كشاورزي است . به همين علت مي توان گفت ژرف نگري در رهنمودهاي امام راحل منشور حركت و تلاش جهادگران را در مسير زندگي شغلي شان بخوبي نمايان مي كند. اين مهم بعلاوه تاكيدات مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت تقويت فرهنگ جهادي ما را بر آن داشت تا با كالبد شكافي فرامين حضرت امام از سال 58 تا 68 معيارهاي بنيادي اين فرهنگ عناصر اساسي جهت گيريهاي كلي و بايسته هاي آن را استخراج و ارائه نمائيم . اميد است در اين زمينه توفيق لازم حاصل شده باشد.

فرهنگ جهادي طريقتي نوين

در نخستين صبحگاهان پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي كه نسيم تحول و اميد و سرافرازي و آباداني ملت و كشور وزيدن گرفت و بيرق استقلال و آزادي بر بامسراي اين ديار به اهتزاز درآمد جهادگر بزرگ امت ما ـ خميني كبير ـ بانگ سازندگي و نوسازي سرداد و فرياد برآورد كه « خرابيها زياد هست و ما بايد به همت ملت آن خرابيها را ترميم كنيم .... همه قشرهاي ملت زن و مرد پير و جوان دانشگاهي و دانشجو مهندسان و متخصصان شهري و دهاتي همه با هم بايد تشريك مساعي كنند و اين ايران را كه خراب شده است بسازند... و سازندگي و جهاد سازندگي را شروع كنند. » اين فرمان آغازي بود بر طريقتي نوين بنام « فرهنگ جهادي » كه با دم مسيحايي خورشيد جماران پي ريزي شد و طي ساليان چند در پيچ و خم حوادث و رويدادهاي بيشمار انقلاب و در عرصه ها و ميادين مختلف خدمت رساني به مناطق محروم و دفاع مقدس و در كوران عداوتهاي ضد انقلاب و شهيد و مجروح شدن جمعي از جهادگران شجاع اين فرهنگ نوين سازماني چنان تكوين تكميل و صيقل يافت كه متمايز و برتر از همه فرهنگهاي سازمانهاي سنتي و وارداتي و ناكارآمد پيشين گرديد.

 

عناصر اساسي فرهنگ جهادي

فرهنگ جهادي بر سه عنصر كلي و اساسي استوار است كه بدون اين عناصر شاكله وجودي آن از ميان مي رود. اين عناصر عبارتند از :

اول ) عشق به ارزشهاي مقدس اسلام ناب محمدي اسلامي كه به زعم امام راحل « غرب و در راس آن آمريكاي جهانخوار و شرق در راس آن شوروي جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند. (كه خوشبختانه شوروي سابق چنين شد و آمريكا نيز چنين خواهد شد) اسلامي كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقراي جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند. اسلامي كه طرفداران واقعي آن هميشه قدرتمندان بازيگر و مقدس نمايان بي هنرند »

در فرهنگ جهادي اسلام راستين اسلام ناب محمدي است و به لحاظ همين ويژگي است كه حضرت امام خطاب به حاملان اين فرهنگ مي فرمايد : « فرزندان عزيز جهادي ام ! به تنها چيزي كه بايد فكر كنيد به استواري پايه هاي اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله و سلم است »

دوم ) عشق به امام و ولايت در تار و پود فرهنگ جهادي اطاعت از امام و ولايت موج مي زند و چنان شور و نشاطي در وجود جهاد گران ايجاد مي كند كه چون رايحه دل انگيز جنه الماوي شيفتگانش را مجذوب خود مي نمايد بطوريكه با هر فرمان او سر از پا نشناخته و چون پيروان موساي كليم به هر بحر و بر پرخطري پا مي نهند. از سازندگي روستاها و سنگر سازي دفاع مقدس و بازسازي مناطق جنگ زده گرفته تا خطه هاي سيل زده زلزله زده و محروم واقصي نقاط دور افتاده عرصه گامهاي مستحكم و سازنده آنان است .

براستي كه تعبير دل نشين « از تو به يك اشاره از ما بسر دويدن » مصداق بارز چنين فرهنگي است . چنانكه رهبر معظم انقلاب نيز بر اين نكته تصريح فرموده اند كه جهادگران عاشق امامند و رگ جانشان به امام وصل است .

به همين علت بود كه حضرت امام از همان ابتدا نماينده اي از سوي خود در ميان جهادگران تعيين كردند كه نقش اساسي در برقراري ارتباط متقابل و استحكام و استقرار فرهنگ جهادي ايفا نموده است

سوم ) عشق به خدمتگزاري خالصانه بدون شك شيفتگي به اسلام ناب و ولايت بستر ساز عشق ديگري است كه همان « خدمتگزاري به مردم » مي باشد. چرا كه در فرهنگ جهاد كار نه فقط يك وظيفه صرف اداري بلكه امري مقدس و عبادي شمرده مي شود. در حقيقت فلسفه اجرايي همه سياستها طرحها برنامه ها و پروژه هاي سازماني در فرهنگ جهاد خدمت خالصانه و صادقانه به مردم خصوصا محرومان و مستمندان است . به همين سبب در فرهنگ جهاد خدمت خالصانه به بندگان خدا و رفع مشكلات و مصائب آنان و تامين نيازهاي اساسي شان عبادت محسوب مي گردد.

چنانكه كارنامه درخشان اين فرهنگ حاكي از آن است كه وجب به وجب نقاط دورافتاده و ناشناخته و محروم اين مرز و بوم مزين به تلاش و پيكار جهادگران ميباشد. بطوري كه ستمديدگان و خان گزيده ها و روستائيان عزيز هنوز خاطرات خوش آن دوران را در محافل خود زمزمه مي كنند.

براستي چه زيبا امام بزرگوار در آخرين پيام خود عنصر خدمتگزاري جهادگران را توصيف كرده است : « عشق جهاد در خدمت به اسلام و مردم چشم دل عشاق خدمت به دين و مردم را روشن نموده است . شجاعت دليرمردان و شيرزنان جهادي مان در جهادمان عليه كفر و بيداد زبانزد خاص و عام است . وسعت دامنه گذشت و ايثار مردان و زنان جهاد جنگ و صلح بزرگ و كوچك فقير و غني اين مرز و بوم را فرا گرفته است »

 

جهت گيري هاي بنيادي فرهنگ جهادي

براساس رهنمودهاي حضرت امام دو جهت گيري اساسي براي فرهنگ جهادي وجود دارد كه جهادگران مي بايست همه فعاليتها و برنامه هاي خود را معطوف به آن دو نمايند.

1 ـ جهت گيري اعتقادي : در عرصه اعتقادي فرهنگ جهاد در مسير استوار كردن و ترويج و تحكيم اسلام ناب محمدي (ص ) پيش مي رود. تا آنجا كه حضرت امام خطاب به فرزندان جهادي خود مي فرمايند به تنها چيزي كه بايد فكر كنيد استواري پايه هاي اسلام ناب محمدي (ص ) است .

به همين علت امام بزرگوار كرارا حاملان فرهنگ جهاد را توصيه به خودسازي اخلاص در كارها جهاد با نفس و پرهيز از انحراف نموده اند. بنابراين جهت گيري اعتقادي مهمترين نوع جهت گيري در فرهنگ جهادي است و معيار اصلي سنجش ارزشي بودن و قداست فعاليتها و هر نوع رفتار سازماني بحساب مي آيد.

2 ـ استقلال واقعي : حضرت امام همواره بر بريدن رگه هاي وابستگي به خارج و خود كفا كردن كشور كه همان استقلال واقعي است بخصوص در بخش كشاورزي و امنيت غذايي تاكيد نموده اند. در حقيقت امام راحل سمت و سوي همه سياستها و برنامه هاي فرهنگ جهادي را از بعد اجرايي تنها و تنها نيل به خودكفايي و استقلال مي داند نه چيز ديگر. چنانكه در آخرين پيام خود خطاب به جهادگران فرموده اند : « اميدوارم كه از سياست صحنه هاي سخت نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي عبور كنيد كه اگر ايران را بر پايه استقلال واقعي پايه ريزي نكنيم هيچ كاري نكرده ايم » در جاي ديگر مي فرمايند : « ما بايد خودكفا بشويم در همه چيز منجمله در قضيه كشاورزي » و باز در جاي ديگر تاكيد مي كنند : « مسئله كشاورزي در كشور ما در راس امور است . به حمدالله مملكت از نظر منابع طبيعي همه چيزش خوب است . آب و زمين خوب دارد و مردمش آگاه و در فكر كشاورزي هستند » و « آن عده اي كه مي گويند از نظر كشاورزي نمي شود خودكفا شد اطلاع دقيق ندارند » بطوريكه « ايران مي تواند يكي از استانهايش مال خودش را كفاف بدهد و مابقي صادر شود »

 

بايسته هاي فرهنگ جهاد

حال بايد ديد چگونه مي شود هم عناصر اساسي فرهنگ جهاد را حفظ نمود و هم جهت گيريهاي اعتقادي و اجرايي آن را جامه عمل پوشاند. به اين منظور نيز مي توان با غور در گلشن انديشه هاي پر فيض امام راحل بايسته هاي زيادي را استخراج و بعنوان ملزومات فرهنگ جهادي ارائه نمود كه بي ترديد جهادگران يا حاملان اين فرهنگ تنها با تمسك به اين بايسته ها مي توانند هم بر توفيقات اعتقادي خود يعني استواري پايه هاي اسلام ناب محمدي بيفزايند و هم توفيقات اجرايي خود را كه نيل به استقلال و خودكفايي است افزايش دهند. برخي از اين بايسته ها از منظر امام عبارتند از :

1 ـ توجه داشتن به خدا و اخلاص در كارها

2 ـ خودسازي و جهاد با نفس يا جهاد اكبر در كنار تلاش و سازندگي

3 ـ پرهيز از انحراف تخريب شلوغ كاري و امور خلاف مصلحت اسلام و انقلاب

4 ـ داشتن روحيه اخوت اسلامي و همه با هم براي پيشبرد امور (به عبارت ديگر توجه به اصل مشاركت و مردم گرايي ديني )

5 ـ رعايت قانون و انجام وظيفه و اجتناب از تداخل در ساير امور

6 ـ تلاش بي وقفه و مستمر در كارها

7 ـ داشتن روحيه گذشت ايثار و فداكاري

8 ـ سنگرساز بي سنگر بودن در عرصه جنگ و دفاع (متناسب با شرايط و در عرصه هاي گوناگون )

9 ـ اشتياق خدمت به اسلام و مسلمين بخصوص محرومان جامعه

10 ـ داشتن روحيه شجاعت و دليري در انجام كارها

11 ـ تلاش و پيكار بر عليه فقر و تنگدستي و رذالت و ذلت

12 ـ كوشش براي نيل به آزادي واستقلال و خودكفايي واقعي بويژه در بخش كشاورزي

13 ـ داشتن روحيه شور و نشاط اسلامي در كارها

14 ـ آشنايي با علوم جديدي كه براي خدمت به مردم و آباداني مملكت مفيد است

15 ـ اعتقاد به اولويت كشاورزي در توسعه كشور

16 ـ الگو و نمونه شدن جهادگران براي ساير جوانان مسلمان و متعهد

17 ـ انجام بيشترين خدمات با كمترين امكانات (خدمت بيشتر توام با صرفه جويي در بيت المال )

18 ـ اطلاع رساني اقدامات ارزنده فرهنگي و عمراني از طريق صدا و سيما

19 ـ بهره مندي از جميع عوامل تاثيرگذار از جمله رسانه ها و نفوذ روحانيون براي جلب توجه و اعتماد مردم

20 ـ تقويت روح ايمان در ميان مخاطبان

21 ـ اجتناب از دلسردي در هنگام بروز كسري بودجه يا مشكل در امور

22 ـ نجات مظلومين از ظلم و گرفتاري

23 ـ كوشش جهت انجام كارهاي بسيار خوب و عالي براي اسلام و مسلمين

24 ـ عبادت شمردن خدمت به مستمندان و محرومان جامعه

 

كلام آخر

كلام آخر اينكه بنظر حضرت امام كه باني و مبتكر اصلي فرهنگ و روحيه جهادي در عصر حاضر است جهاد شمايل دنياي آزادي واستقلال در عرصه كار و تلاش و پيكار عليه فقر و تنگدستي و رذالت و ذلت است .

همين فرهنگ جهادي بود كه بزرگترين آبرو را به انقلاب اسلامي داد و باز همين فرهنگ بود كه نهال انقلاب را در روستاها و شهرهاي دورافتاده به گةل نشاند.

لذا نبايد ترديد به خود راه داد كه بازگشت به فرهنگ جهادي ضرورتي است انكارناپذير بطوريكه بارها اين مهم توسط رهبر معظم انقلاب نيز مورد تاكيد قرار گرفته است . چنانكه معظم له در يكي از سخنراني هاي خود قبل از ادغام اين وزارتخانه توصيه فرمودند كه ارزشهاي جهادي در وزارتخانه جديد حاكم شود و باز در سخنراني دي ماه سال 82 خود ضمن يادآوري اين نكته كه « آنچه انقلاب اسلامي به مردم ما داد فرهنگ جهادي بود. فرهنگ جهادي در همه صحنه ها و عرصه ها به كار مي آيد و در زمينه كارهاي زيربنايي كشاورزي و دامداري و امثال اينها هم از اول انقلاب روح و فرهنگ جهادي وارد ميدان شد » تاكيد نمودند كه « ما اين روحيه را بايد حفظ كنيم . اين روحيه با كارعلمي و نظم تشكيلاتي هيچ منافاتي ندارد بلكه اتفاقا كار علمي را هم همين روحيه جهادي بهتر ميكند... آن جايي كه حركت و روح جهادي وجود دارد انسان در ايمان آرمان و خدمت به ديگران حل مي شود و خود را فراموش مي كند. اين روحيه را بايد در جامعه تقويت كرد. كشاورزي و دامداري ما با اين روحيه رونق واقعي خود را پيدا خواهد كرد. » فرمايشات مقام معظم رهبري حاكي از نگراني ايشان در اين زمينه است . اين نگراني كه به وضوح مي توان در سخنراني دي ماه سال 82 معظم له مشاهده كرد .

اميد است مجموعه قوانين ساختارها و بسترهاي سازماني و پرسنلي در وزارت جهاد كشاورزي چنان تدوين و تعريف شوند كه هر روز بيش از گذشته روحيه جهادي در اين تشكيلات و نظام بوروكراسي كشور تقويت گردد.

در پايان با ذكر دو توصيه از سفارشات و وصاياي حضرت امام مطالبم را به پايان مي برم :

الف ) اميدوارم كه از سياست صحنه هاي سخت نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي عبور كنيد كه اگر ايران را بر پايه استقلال واقعي پايه ريزي نكنيم هيچ كاري نكرده ايم .

ب ) وصيت من به همه آن است كه با ياد خداي متعال به سوي خودشناسي و خودكفايي و استقلال با همه ابعادش به پيش و بي ترديد دست خدا با شماست اگر شما در خدمت او باشيد و براي ترقي و تعالي كشور اسلامي به روح تعاون ادامه دهيد.

 

منابع و مآخذ :

1 ـ فرمايشات حضرت امام از صفحات متعدد « كتاب امام خميني (ره ) و جهاد سازندگي » ـ تاليف غلامرضا خاركوهي ـ چاپ موسسه تنظيم و نشر آثار امام نقل شده است .

2 ـ فرمايشات مقام معظم رهبري از « كتاب ده سال تلاش » (چاپ وزارت جهاد سازندگي ) و « مجله پيام جهاد كشاورزي » ـ شماره 25 نقل گرديده است .

عشق و شيفتگي به اسلام ناب و ولايت بسترساز عشق ديگري است كه « خدمتگزاري به مردم » مي باشد چرا كه در فرهنگ جهاد كار نه فقط يك وظيفه صرف اداري بلكه امري عبادي و پاك شمرده مي شود. در حقيقت فلسفه اجرايي همه سياست ها طرح ها برنامه ها وپروژه هاي سازماني در فرهنگ جهاد خدمت خالصانه و صادقانه به بندگان خدا و رفع مشكلات و مصائب آنان و تامين نيازهاي اساسي شان است كه به راستي « عبادت » محسوب مي شود

حضرت امام خميني :

عشق جهاد به خدمت به اسلام و مردم چشم دل عشاق خدمت به دين و مردم راروشن نموده است . شجاعت دليرمردان و شيرزنان جهادي مان در جهادمان عليه كفر و بيداد زبانزد خاص و عام است . وسعت دامنه گذشت و ايثار مردان و زنان جهاد جنگ و صلح بزرگ و كوچك فقير و غني اين مرز و بوم را فرا گرفته است

آن جايي كه حركت و روح جهادي وجود دارد انسان در ايمان آرمان و خدمت به ديگران حل مي شود و خود را فراموش مي كند. اين روحيه را بايد در جامعه تقويت كرد

 

فرهنگ جهادي بايد در ملت‌هاي مسلمان به وجود آيد

در ملت‌هاي مسلمان ديگر كه بيداري اسلامي در آنها به وجود آمده است بايد فرهنگ جهادي به وجود آيد. جهاد سرمشق اسلام است و به گفته مقام معظم رهبري، انقلاب فرهنگ جهادي را به ما هديه داد و جهادگران بايد آن را به ملت‌هاي ديگر هديه دهند بنابراين بايد به ملت ايران و در مرحله بعد به ملت‌هاي مسلمان ديگر كه بيداري اسلامي در آنها به وجود آمده است اين فرهنگ جهادي را هديه داد فرهنگ جهادي در حركت مردم به سوي انقلاب، دفاع مقدس، انتخابات و ايستادگي پاي انقلاب و ارزش‌هاي آن اثر گذاشته و وقتي مردم به يك جهادي نگاه مي‌كنند قوت قلب مي‌گيرند جهادگران اوايل انقلاب با مردم زندگي مي‌كردند و اين در حالي بود كه همه چيز با خود مي‌بردند و اين همان چيزي است كه امروز تبديل شده به "ما مي توانيم " و امروز رفتار جهادي توانسته قدرت عظيمي به وجود آورد جهادگران بايد اخلاق جهادي را فراموش نكنند بدين معنا كه بايد خود را در بين محرومان و روستائيان جاي داده و از كنار آنان دور نشوند و عمل آنان نيز بايد عمل جهادي باشد كه محصولش متوجه اقشار محروم جامعه و در جهت عدالت باشد عدالت توجه به محرومان است و يكي از غفلت‌هاي دوران سازندگي و دوم خرداد همين كنار گذاشتن محرومان بود در حالي كه خط جمهوري اسلامي و خط امام (ره) پيشرفت را با عدالت و توجه به محروميت همراه مي‌داند كه اين آرمان انقلاب است و مهم‌ترين اساس فرهنگ جهادي پايبند بودن به اصول ديني است كه سبب حركت، موفقيت و پيشرفت مي‌شودحركت جهادي از روز نخست با مخالفت آغاز به كار كرد و بارها جان جهادگران در معرض تهديد قرار گرفت به دليل آنكه فرهنگ جهادي سبب عدالت مي‌شودعلاوه بر فرهنگ جهادي و طرح عملياتي جهاد، بايد يك آرايش در ميان تمام قوا وجود داشته باشد بدين معنا كه رفتار جهادي بايد در برنامه‌هاي مسئولان و برنامه‌ريزان قرار گيرد و اين لازمه حركت جهادي است.

 

فرهنگ جهادی برای جهاد فرهنگی

آنچه امروز بیش از هر زمانی بدان نیاز داریم نه سخت‌افزار فرهنگی بلکه نرم‌افزار فرهنگی است.این ماده خام فرهنگی و اندیشه‌زا یا توسط حوزه فکری به نتیجه می‌رسد که برگرفته از نوع عمل انسان‌های مجاهدمی‌ باشد. باید مردان عرصه فرهنگ ببینند از کدام منظر به این حوزه نگاه می‌کنند؟ آیا فرهنگ را چون ابزاری می‌بینند که با بسط ابزار و امکانات می‌توانند به توسعه فرهنگی دست یابند؟ یا این حوزه را به‌مانند قطب‌نمایی می‌دانند که توسط ناخدایی بصیر می‌تواند امکانات را به‌سوی مقصدی معین سوق دهد؛ یعنی اولویت نرم‌افزار بر سخت‌افزار. اگر چنان که باید و شاید نتوانسته‌ایم به تعالی فرهنگی برسیم نگاه پوزیتیویستی و تجربه‌گرایی به عنصر فرهنگ بوده است. آنجا که بازیگران این عرصه بدون توجه به نرم‌افزارها فقط به سخت‌افزارها فکر می‌کردند و فرهنگ را چون کالایی که از بطن و ماهیت آن اطلاع ندارند به هر سمت و سویی کشاندند. مدیران این عرصه، بیش از آنکه به فرهنگ جهادی و جهاد فرهنگی توجه داشته باشند در بند میز و امکانات شدند و به توسعه دفاتر و ساختمان‌های خود اقدام کردند و به‌جای آنکه به بسط اندیشه فرهنگی جامعه فکر کنند، کوشیدند تا مکان وزارتخانه و دفاتر خود را از مکان موجود به مناطق بالای شهر ببرند و آن‌را به انواع امکانات مجهز کنند و بعد برای آنها از مدیران و مسئولانی استفاده کنند که به چندین مسئولیت مشغولند و کار فرهنگی را نیز در حاشیه فعالیت‌های خود دارند؛ غافل از اینکه چنین تجهیزات مدرن فرهنگی، فاقد عنصر اصلی آن یعنی نرم‌افزار فرهنگ و اندیشه عمل اجتماعی برای راهبردهای نظام فرهنگی جامعه است. گسترش سخت‌افزارها بدون توجه به نرم‌افزارها در این حوزه مترادف شد با رنگ‌باختن روحیه جهادی در این عرصه و از زمانی‌که اهتمام مدیران فرهنگی ما صرف بسط و توسعه امکانات شد ما روز به روز از بطن فرهنگ به پوسته آن حرکت کردیم. بد نیست قیاسی داشته باشیم بین حرکت‌های فرهنگی اوایل انقلاب و جنگ با مقاطع بعد از جنگ و دوران اصلاحات و بعد از آن، آنگاه می‌بینیم در آن روزهای بدون امکانات و ساختمان‌های مجلل و تجهیزات رفاهی چه فعالیت‌های عظیمی انجام گرفت و چه شعر و شعور فرهنگی خلق شد و امروز به‌رغم امکانات و منابع، چه تولیداتی داریم و در کجا قرارگرفته‌ایم. این مهم نه‌تنها در ایران بلکه در هرجای دنیا که تحولات فرهنگی عظیم ایجاد می‌شود، جاری و ساری است. به یاد دارم یک شبکه تلویزیونی در یکی از کشورهای عربی منطقه با کار حرفه‌ای توانست قدرت کشور کوچک و گمنام خود را به‌لحاظ قدرت نرم به جایگاه قابل‌قبولی در حوزه سیاست، اجتماع و اقتصاد برساند؛ یعنی با مدل علمی و بهره‌گیری از نظام‌های جدید مدیریت رسانه با حداقل امکانات اما با بهره‌گیری از تجربه و فکر توانست تحول بزرگی ایجاد کند. در اینجا آیا سخت‌افزار به کار آمد یا نرم‌افزار و قطعا نرم‌افزار فرهنگی بود که توانست تحول‌آفرین باشد. امروز ایران اسلامی بیش از هر زمانی به فرهنگ جهادی برای جهاد فرهنگی نیاز دارد. امروز تعارف را باید کنار بگذاریم و بدانیم که عرصه را باید مردان و زنان ایمانی که برای فرهنگ به جهاد و تلاش می‌پردازند، اداره کنند. روزگاری که چشم‌ها به‌دست غربی‌ها خیره بود و چند تفکر مادی اندیشه‌وران غربی، عده‌ای را مرعوب می‌کرد، گذشته است؛ چراکه آنها فرهنگ مشرق‌زمین را ذیل فرهنگ گفتمانی خود تعریف می‌کردند و به‌تعبیر یکی از شرق‌شناسان، شرق را در حاشیه غرب تعریف می‌کردند. امروز زمان هویت‌یابی شرق و تحول به سمت ایجاد تمدن اسلامی و ایرانی است و عرصه فرهنگی باید در ایجاد فرهنگ جهادی برای جهاد فرهنگی باشد و این مهم توسط مؤمنان به اسلام و انقلاب و رهروان صدیق ولایت امکان‌پذیر است.

عملی کردن  جهاد اقتصادی در راستای  توانمند سازی زنان روستایی

جهاد سازندگی به عنوان نهادی جوشیده از بطن انقلاب اسلامی و نیز مجموعه ای که به دست بنیانگذار جمهوری اسلامی  حضرت امام خمینی (ره) بنیاد  نهاده شده  همگام با تحولات اجتماعی کشور در عرصه های گوناگون حضوری چشمگیر داشته است جهاد علاوه بر حضور تعیین کننده و همه جانبه در دفاع مقدس ، در دوران پر فراز و نشیب سازندگی میهن اسلامی  نیز حضوری فعال موثر و پویا داشته و همواره کوشیده است تا با بهره گیری از توان تخصصی اندیشمندان ، صاحبنظران و کارشناسان و نیز با فراهم آوردن زمینه حضور فعال و مشارکت همه اقشار روستایی جامعه در برنامه های توسعه در راه ساختن ایرانی آباد و سر بلند و مستقل گام بردارد و به تعبیر رئیس جمهور محترم  به جوانی 20 ساله  ،هوشمند ، برومند ،  توانا و دلسوز که از کوره  تجربه های ارجمند گذشته  سر بلند بیرون آمده تبدیل شده است و می تواند بیش از هر زمان دیگری بخش کشاورزی  کشور و ساختارهای دیگری را  که  بدان می پیوندد متحول کند و مسئولیتهای جدیدی رادر این  بخش پذیرا شود. و با تجهیز امکانات و  و بهره گیری از توان تخصصی نیروی متعهد  و   وفادار به آرمان های انقلاب اسلامی ، می تواند در راه استقلال کشور گام هایی موثر و سازنده بردارد.


برای دانلود کلیک کنید



فقر وعلل آن

فقر

فقر یا تهیدستی به معنای کمبود امکانات برای تهیه حداقل نیازهای زندگی است.مقیاس، سطح و تصورات در پیرامون علل فقر از نگاه زمان و مکان متفاوت است.

سطح زندگی

سطح زندگی اصطلاحی است که برای نشان دادن حدود مصارف مادی و معنوی اهالی یک کشور به کار می‌رود. سطح زندگی به میزان و چگونگی برآوردن نیازهای مادی و معنوی بستگی داشته و در ساختارهای اقتصادی - اجتماعی و در مراحل مختلف رشد تاریخی و بر حسب کشورهای مختلف فرق می‌‌کند. سطح زندگی مستقیما به تولید اجتماعی، درآمد اهالی، میزان مصرف کالاهای بلند مدت و کوتاه مدت و چگونگی برطرف کردن نیازهای فرهنگی و بهداشتی وابسته است .

علت ها

فقر به علت تفاوت طبقاتی جامعه بروز می‌‌کند که بعد از دوران اولیه انسان‌های بدوی که سال‌ها پیش زندگی می‌‌کردند به بار آمده است و نتیجه آن تفاوت‌های اجتماعی در سطوح طبقات متفاوت جامعه است.

 

سند كاهش فقر

هيأت وزيران بنا به پيشنهاد مشترك وزارت رفاه و تأمين اجتماعي و سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و به استناد ماده 95 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي‌‌ ايران، سند كاهش فقر و هدفمند كردن يارانه ها را در 14 ماده مصوب كرده است. طبق ماده يك اين سند، اصول حاكم بر برنامه هاي كاهش فقر به شرح زير است:

 

دسترسي همه افراد جامعه به حداقل نياز هاي اساسي يك حق همگاني است و تأمين اين حق بر عهده دولت است.

در طراحي برنامه ها و سياست هاي اقتصادي، علاوه بر اهداف تخصصي بخش ها، تأثيرات ناشي از اجرا بر رفاه آحاد كشور نيز مدنظر قرار گرفته و هزينه هاي جبراني آثار سوء سياست ها و برنامه هاي اقتصادي بر رفاه مردم، از منابع اجراي همان سياست ها و برنامه هاي اقتصادي تأمين شود. به فقرا به عنوان افرادي نگريسته شود كه بايد در فرآيند فقرزدايي خودشان شركت كنند. اقدامات حمايتي با اولويت تحت پوشش قرار گرفتن محروم ترين افراد جامعه (از لحاظ شدت فقر)، صورت گيرد. به منظور توانمندسازي فقرا با هدف شركت در فرآيند فعاليت هاي اقتصادي و كسب مشاغل پايدار، آموزش مهارت هاي شغلي متناسب با نياز هاي بازار كار ارايه شود. پيشگيري از ايجاد و بروز فقر و بهبود وضعيت زندگي گروه هاي محروم در اولويت است. اقدامات ارايه شده در اين خصوص، نخست بايد برطرف كننده عوامل و زمينه هايي باشد كه موجب ايجاد فقر مي‌‌ شوند. در مرحله بعد، مساعدت مالي و فرهنگي و آموزش هايي را شامل شود كه در افراد جامعه توانمندي ايجاد مي‌‌ كند. جهت گيري برنامه هاي فقرزدايي به گونه اي است كه منجر به خروج افراد داراي توانايي كار از پوشش خدمات حمايتي به پوشش بيمه هاي اجتماعي مي‌‌ شوند. پوشش هاي حمايتي فقرايي كه توانايي كار و فعاليت دارند، از نظر زماني محدود و طي دوره حمايت، اقدامات لازم براي كسب مهارت هاي شغلي به صورت رايگان براي آنها فراهم مي‌‌ شود. اهداف آرماني و كيفي اين سند در ماده سوم و چهارم آن بررسي شده است. بر اين اساس، استقرار عدالت اجتماعي، كاهش نابرابري اجتماعي و اقتصادي، كاهش فقر و محدوديت، توانمندسازي فقرا و هدفمند كردن يارانه ها به عنوان اهداف آرماني سند كاهش فقر تلقي شده است.


برای دانلود کلیک کنید

بررسی مشترکات فرهنگ جهادي درصدر اسلام و انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامي ايران در پايان قرن بيستم پديده اي بود كه از جهات گوناگون همگوني هاي فراواني با انقلاب پيامبر اكرم (ص) در قرن ششم ميلادي در جزيره العرب داشت. انقلاب دوم در راستاي آموزه ها و تعاليم انقلاب اول و براي احياء دوباره آن در اين قرن تحقق يافت و رهبري آن خواست و ادعايي جز احياء آن نداشت، و همين امر موجب شده بود كه بين آن دو همگوني هاي بسياري پيدا شود. اين دو انقلاب نه تنها در مراحل اوج گيري و پيدايش از همگوني فراوان برخوردار بودند بلكه در ناهنجاري ها و ناروايي هايي كه در دوران ثبات شامل هر دو آن شد، از اين همگوني برخوردار گشتند. از اين روي براي شناخت بهتر وضع كنوني خويش لازم است فضاي روحي فكري و رفتاري آن دو را و نيز چرخش ها و تحولاتي كه به هر دو در دوران ثبات دامن گير گشت، مورد تحقيق و سنجش قرار دهيم تا شايد از اين رهگذر نقبي به رهايي و روشنايي پيدا كنيم.

اين بحث را در دو محور به شرح زير پي مي گيريم:

1 ـ همگوني هاي دو انقلاب در پيدايش و اوج گيري ؛

2 ـ همگوني هاي آن دو در دوران ثبات و استقرار ؛

در هر دو اين محورها تلاش خواهيم كرد از مستندات قرآني و روايي بهره بگيريم و نيز از مشاهدات و اطلاعات خويش از انقلاب دوم خواهيم جست و براي پرهيز از پراكندگي بحث و ايجاد انسجام، محور بحث را روحيه جهادي در هر دو انقلاب در دوران پيدايش و اوج گيري و زوال يا كم رنگ شدن آن روحيه در دوران ثبات و استقرار قرار خواهيم داد و تلاش خواهيم كرد به مقدار توان و فرصت چرايي هاي آن را به كاويم.

 

1 ـ همگوني هاي جهادي در دو انقلاب در مرحله نخست

در اين بخش كه مربوط به دوران پيدايش و اوج گيري است، ويژگي هاي آن را در محورهاي زير پي مي گيريم و از اين پس از اين بخش به عنوان مرحله نخست ياد خواهيم كرد و مقصودمان دوران پيدايش و اوج گيري در هر دو انقلاب است:

 

الف) اعتقاد به هدف

در هر دو انقلاب در محور نخست يكي از ويژگي هاي برجسته نيروها اعتقاد استوار به هدف بود. كساني كه به پيامبر اكرم (ص) ايمان آورد، بودند به شدت به هدف خود ايمان و اعتقاد داشتند و هيچ گونه تزلزل و ترديدي در درستي هدف خود نداشتند. همين امر درباره افرادي كه گرد امام خميني و انديشه هاي وي جمع شده بودند، كاملاً مشهود بود. در حركت ها و تلاش هاي انساني وجود هدف و باور به آن نقش كليدي دارد. انساني كه هدف نداشته باشد و يا به درستي هدف خود باور نداشته باشد هرگز دست به تلاش جدي نمي زند و اگر حركتي هم از خود نشان دهد از روي تفنن و وقت گذراني است و به واقع هدف او همان وقت گذراني مي باشد. داشتن هدف و اعتقاد به آن محرك نخستين و قوي انسان در همه حركت هايش مي باشد. ياران دو انقلاب در مرحله نخست به شدت هدفمند و معتقد به هدف خود بودند و تلاش ها و گرفتاري ها بر اعتقاد آنان به هدف خويش مي افزود. به اين سخن علي (ع) در توصيف ياران پيامبر اكرم (ص) توجه كنيم:

«ما همراه رسول خدا (ص) بوديم و [در جنگ ها] پدران ، برادران ، فرزندان و عموهاي خود را مي كشتيم و اين كارها در ما جز ايمان، تسليم، گردن به فرمان نداشتن در راه راست ، شكيبايي بر سوزش دردها و تلاش در جنگ با دشمن نمي افزود.»[1]

چنين باوري به هدف كه دشواري هاي راه و رنج ها و دردها موجب فزوني آن باور مي گشت، از ويژگي هايي بود كه در هر دو انقلاب به وضوح ديده مي شد. وجود خانواده هاي چند شهيد داد، داستان تلاش سنگربانان يا سنگر سازان بي سنگر در جبهه هاي جنگ ، هيچ تفسير و توجيهي جز ايمان استوار و روز افزون به هدف نمي تواند داشته باشد. اين كه انساني فرا روي خود باران گلوله و توپ را ببيند و يقين داشته باشد كه هر كس سر از سنگر بيرون كند آماج تيرها و گلوله ها قرار مي گيرد، در عين حال سوار بر بولدوزر در دشتي هموار به ساختن سنگر بپردازد، چه محركي جز ايمان به هدف مي تواند داشته باشد؟ داستان پر شكوه و فراتر از توجيه و تفسير، خط شكنان كه آگاهانه پاي روي زمين پر «مين» مي گذاشتند تا راهي به سوي پيش روي بگشايند، چه چيزي در خاطره ها جز بيان عملي و روشن كلام پيشين اميرالمؤمنين (ع) را زنده مي كند.

امام سجاد (ع) پديده شناخت و اعتقاد به هدف در بين پيروان رسول خدا (ص) را در دعاي چهارم صحيفه سجاديه، يادآوري و بر آنان درود مي فرستد. ترسيم زيبايي كه امام سجاد از آنان ارائه مي دهد، تابلو زيبا و چشم نوازي فرا رويمان قرار مي دهد كه ما خود نمونه هايي از آن را در جوانان انقلابي و مبارز دوران انقلاب و تلاشگران شگفت عرصه جهاد و جنگ در صحنه هاي سازندگي و نيز دفاع مشاهده كرده ايم. به اين سخنان امام سجاد (ع) توجه كنيم... . پروردگارا ياران محمد را كه حق همراهي را نيك داشتند و در ياري او آزموني نيك دادند و او را در پناه خود گرفتند و به همراهي اش شتاب گزيدند و به فراخوانش پيش تاختند و چون حجت رسالتش را به گوش آنان رساند، او را پذيرا گشتند، درودت ويژه ساز، آنان را كه در آشكار و تحقق سخن او از همسران و فرزندانشان جدا گشتند و در تثبيت نبوت وي با پدران و فرزندان جنگيدند و او را ياري رساندند، كساني كه در دوستي او غرق بودند و در علاقه به او در پي تجارتي پايان ناپذيري بودند، افرادي كه چون بر ريسمان او چنگ زدند، قبايل آنان را از خود دور ساختند و چون در سايه قرابت او آرام گرفتند خويشي هاي ديگر از آنان بريده گشت.

امام سجاد (ع) به حق يادآوري مي كند كه چون ياران پيامبر (ص) سخنان او را شنيدند و حجت هاي او به گوششان رسيد، به رسالت او ايمان آوردند. اين ايمان كه امام (ع) از آن ياد مي كند همان ايمان به هدف است كه موجب شد آنان شيدا و شيفته محمد (ص) گردند و در راه هدف سر از پا نشناسند. اين نوع ايمان به هدف و در نتيجه آن بريدن از گذشته و تعلقات فاميلي را در انقلاب اسلامي ايران نيز به وفور شاهد بوديم. در بين توده هاي علاقه مند به انقلاب جوانان بسياري بودند كه عشق و ايمان به هدفشان موجب شده بود ساليان سال دوري از زن و فرزند و خويشان و دوستان سابق را به جان بخرند و دور از خانه و زندگي، در راه هدفشان تلاش كنند. يادكرد نمونه ها و داستان هايي از اين دست براي نسلي كه خود چنين كارهايي را انجام داده، دقيقاً مصداق مثل معروف «زيره به كرمان بردن است» و هيچ ضرورتي براي بازگويي آن ها نيست و در اين زمينه خاطرات بسياري از صحنه هاي سازندگي و يا جهاد در جبهه جمع آوري و تدوين و نشر يافته است كه علاقه مندان مي توانند آنها را خوانده و با حوادث دوران پيامبر اكرم (ص) بسنجند.

 

ب ) تقدس هدف

يكي ديگر از ويژگي هاي روحيه جهادي كه در هر دو انقلاب در مرحله نخست به وفور وجود داشت، اعتقاد و باور به تقدس هدف بود. تقدس يك هدف همواره به هدف مقبوليت دو چندان مي بخشد. وقتي انسان به چيزي نگرش تقدس پيدا مي كند، آن را در بين ديگر چيزها در موقعيتي والاتر و برتر قرار مي دهد و با دقت و توان فزون تري از آن پاسداري مي كند. فردي كه به تقدس چيزي باور دارد، آن چيز را پاك و آسماني مي بيند و هيچ نوع آلودگي و ناشايستي در آن مشاهده نمي كند. در نگرش تقدسي به كار و تلاش، هر كار و تلاشي در راه هدف عنوان عبادت پيدا مي كند و انسان در آن كار حضور خداوندي را به طور كامل حس مي كند اين احساس شوق و شور فزون تر ايجاد مي كند و توان انسان را دو چندان مي سازد. ياران نخستين پيامبر اكرم (ص) در راه هدف بزرگشان، هر سختي و درشتي را به جان مي خريدند و در اين پذيرش اجر و پاداش مي ديدند. اگر كسي داستان جنگ احزاب و كندن خندق در ماه رمضان را مطالعه كند كه چگونه ياران پيامبر (ص) در زماني كه روزه پس از عشاء آغاز مي شد و تا مغرب روز بعد ادامه داشت، تمام روز با دل و جان به كندن خندق مي پرداختند، خواهد ديد كه تقدس و عظمت هدف چگونه آنان را به تلاشي شرم سترگ وا مي داشت. اين نوع تلاش‌ها در انقلاب اسلامي ايران نيز به وفور ديده مي‌شد، بسياري از جوانان انقلابي و مؤمن رسيدن به پيروزي و حفظ انقلاب پس از پيروزي را به عنوان هدفي مقدس تلقي مي‌كردند. تلاش‌هايي كه توده‌هاي عظيم زير عنوان جهاد سازندگي در سرتاسر كشور و در نقاط محروم كشور انجام مي‌دادند و در اين راه هر سختي و دشواري را به جان مي‌خريدند، مفهومي جز اين نداشت كه آنان به هدف خود به عنوان امر مقدس و ديني مي‌نگريستند. يك سنجش گذرا بين قبل و بعد از انقلاب براي درك اين امر كافي است. پيش از انقلاب بسياري از جوانان به روش‌هاي گوناگون پناه مي‌جستند تا بتوانند راهي براي گريز از سربازي پيدا كنند اما همين جوانان پس از انقلاب، بدون هرگونه اجبار و الزامي ساليان سال به درو از خانواده و خويشان در روستاهاي دور دست به كارهاي سخت و توان سوز به عنوان كار جهادي مي‌پرداختند. اين تحول نگرش توجيه و تفسيري غير از اين ندارد كه مردم به انقلاب به عنوان يك هدف مقدس مي‌نگريستند و حفظ و موفقيت آن را نوعي وظيفه شرعي و امري مقدس مي‌ديدند. اين نگرش شبيه نگرشي بود كه ياران پيامبر (ص) در صدر اسلام داشتند. بسياري از جهادگران نيك به ياد دارند كه گرفتن مزد و حقوق را بريا كاري كه انجام مي‌دادند، دون شأن خود مي‌شمردند و هيچ گاه در تلاش‌ها و كوشش‌هايشان مزد مادي نقش نداشت. حساب و كتاب مالي براي كاري كه انجام مي‌دادند، بي‌مفهوم بود و ساعت كاري و وقت و بي‌وقت برايشان بي‌معنا بود. در طول شبانه روز هرگاه احساس مي‌كردند كه انقلاب به آنان نيازمند است، فوراً حضور مي‌يافتند و هيچ عذر و بهانه‌اي نمي‌تراشيدند، اين تفكر فقط از اعتقاد به تقدس هدف مي‌توانست ناشي شود. در بين ياران پيامبر (ص) نيز شرايط همين‌گونه بود، و هنوز خستگي جنگي از تنشان خارج نشده بود به جنگ ديگري گسيل مي‌شدند و از تداوم كار و فقدان استراحت رنجيده نمي‌گشتند و حتي طعنه و سرزنش منافقان عليه تلاش و كوشش‌هاي بي‌وقفه خودشان را به جان مي‌خريدند ولي دست از هدف مقدس خود بر‌نمي‌داشتند. اين همه تلاش ختسگي ناپذير و بدون چشم داشت مادي در بين انقلابيون صدر اسلام و انقلابيون انقلاب اسلامي ايران، چيزي جز بازتاب اعتقاد به تقدس و خدايي بودن هدفشان نبود.



برای دانلود کلیک کنید


1 ـ نهج البلاغه ، خطبه 55 ، ترجمه فيض الاسلام.

 

جهاد فرهنگي و فرهنگ جهادي


«جهاد سازندگي» نهادي بود كه موفقيت‌ها و سرافرازي‌هاي عظيمي در سازندگي روستاها و جنگ تحميلي داشت. اين موفقيت‌ها تنها و تنها در گرو «‍فرهنگ جهادي» پديد آمد كه مهم‌ترين عناصر به وجود آورنده آن اخلاص، عشق به خدا و مردم، احساس مسئوليت در برابر خون شهدا و مقولاتي از اين دست است.فرهنگ جهادي را مي‌توان از آيه شريفه )قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله...( استنباط كرد؛ چه اين كه پيام مهم آيه، اخلاص است و از اخلاص عشق به كار و از آن دو نيروي عظيم و ايثاري شگفت‌انگيز و شجاعتي كارساز و هدايتي الهي به وجود مي‌آيد.براي رسيدن به «فرهنگ جهادي» در خانه، اداره و جامعه بايد به جهاد فرهنگي دست زد و تنها از طريق آن مي‌توان به فرهنگ جهادي رسيد.

در پايان ديدگاه رهبر معظم انقلاب درباره فرهنگ جهادي به شرح بررسي شده است.

 

جهاد فرهنگي و فرهنگ جهادي

«جهاد سازندگي» از دل انقلاب برخاست و در دامن پاك آن باليد و فرزندي شايسته و صالح براي او شد؛ زيرا در همه صحنه‌ها و لحظه‌ها به گونه‌اي عمل كرد كه چونان آينه‌اي صاف، چهره راستين انقلاب و شكوه فرياد رساي رهبر و خون شهيدان در آن جلوه‌گري نمود.در ميدان سازندگي، بار سنگين عمران و آبادي كشور را به دوش گرفت و عاشقانه سختي‌هاي آن را به جان خريد و در اين جهت به گونه‌اي پيش رفت كه درخشش آن در جاي جاي روستا‌هاي كشورمان، چشم دشمنان سوگند خورده انقلاب را كور كرد  و جان تشنه عاشقانش را سيراب.جهاد، به سان كلمه طيبه و شجره مباركه‌اي بود كه روستاييان درد كشيده در سايه شاخسارهاي بلند رحمتش به راحت نشستند و از ميوه شيرينش چيدند و چشيدند.در پرتو حركت عظيم جهاد بود كه آگاهي و معرفت از اسلام و انقلاب در عمق روستاهاي دور دست كشورمان ريشه دواند و توده‌هاي ميليوني مردم روستايي با واقعيات عيني انقلاب آشنا شدند و نقشه‌هاي شيطاني خناسان وسوسه‌گر و منافقان فتنه‌انگيز نقش بر آب شد.جهاد سازندگي در صحنه نيرو سازي و كسب تخصص، شتابان و توانا به پيش رفت و گزاف نيست اگر بگوييم در اين راه طلايه دار و پيشتاز همه نهادهاي انقلابي گرديد.در جبهه‌هاي رزم نيز، تعهد و تخصص را در هم آميخت و حماسه‌ها آفريد. ابتكارها و خلاقيت‌ها، عشق‌ها و خلوص‌ها و ايثارها و فداكاري‌ها از خود نشان داد كه بي‌گمان در صفحات درخشان تاريخ اين مرز و بوم با خطوط برجسته‌اي نوشته خواهد شد. نام زيبا و اسم با مسماي «سنگر سازان بي‌سنگر» به قاموس كلمات جنگ افزوده شد و بر سر زبان‌ها افتاد و شهره گشت، و بالاخره جهاد، در ميدان‌هاي پر مخاطره و در عين حال با شكوه هشت سال دفاع مقدس، چنان راست قامت ايستاد كه بي‌گمان جاودانه خواهد ماند و فراموش ناشدني.به گاه حوادث تلخ، چون زلزله شمال با سرعت و شجاعت به كام حادثه‌ها رفت و با ابتكار و ايثار خود، ولوله در دل‌ها افكند و ناظران داخلي و خارجي را متحير ساخت.به راستي، راز اين همه سربلندي در چيست و ريشه‌ها ، اسباب و عوامل اين موفقيت‌ها در كجاست؟ چگونه جهاد توانست در برابر انبوه مشكلات بايستد و با كمال موفقيت، سازندگي روستاها را به پيش برد؟

آيا اين عزت و سربلندي، ريشه در تخصص جهادگران دارد؟ آيا از صرف هزينه‌هاي سنگين مالي و تداركاتي به وجود آمد؟ آيا ساختار اداري ويژه آن، اين همه عظمت را به دنبال آورد؟ و آيا...

 

فرهنگ جهادي چيست؟

اگر كمي به گذشته برگرديم و با تأمل و انصاف بدين پرسش‌ها بينديشيم و عملكرد جهاد را به بررسي بنشينيم، به روشني در خواهيم يافت كه راز عظمت و سرافرازي جهاد در ويژگي‌هاي ارزنده جهادگران، فرهنگ خاص آنان و فضاي عطرآگين حاكم بر اين ارگان مقدس نهفته است.اگر جهادگران در صحنه‌هاي سازندگي و در جاي جاي روستاهاي اين كشور تحولي عظيم به وجود آوردند؛ اگر آگاهي و هوشياري را به اعماق جان توده‌هاي مردم بردند؛ اگر در كسب تخصص‌ها و تجربه‌ها به درجه‌اي رسيدند و به مسائلي دست يافتند كه ناظران، انگشت حيرت به دندان گزيدند و بالاخره اگر در ميدان‌هاي نبرد حق عليه باطل با دست خالي به مصاف دشمن رفتند و به گاه اوج‌گيري آتش جنگ، راه را براي رزمندگان هموار كرده و زمينه‌ساز حمله‌هاي برق آساي آنان گشتند، همه و همه در پرتو ايمان راستين به خدا، عشق به هدف، ايثار در راه خدا، احساس مسئوليت در برابر خون شهيدان، بي‌اعتنايي به دنيا و دنيا طلبان، اهتمام به تلاوت، فهم و عمل به قرآن و به جان خريدن گهر گفته‌هاي رهبر فقيد انقلاب بود كه ما عنوان «فرهنگ جهادي» را براي همه اين ويژگي‌ها برمي‌گزينيم.

 

الگوگيري از اميرمؤمنان ـ عليه‌السلام ـ

انگار اين مجاهدان صحنه‌هاي سازندگي و جنگ و فرهنگ، با گوش جان، سخن مولايشان علي عليه‌السلام را شنيدند كه در گلايه‌اي شگفت از كوفيان بي‌وفا، راز موفقيت ياران رسول‌الله صلي الله عليه‌ و آله را برشمرد:

«أينَ القومُ الذينَ دُعُوا الي الاسلامِ فَقَبِلُوهُ وَ قَرَؤُا القُرآنَ فَاحكَمُوهُ وَ هَيِجُوا الَي الجَهادِ فَوَلِهُوا وَ لَهَ اللِّقاحِ الَي أولادِها وَ سَلَبُوا السيوفَ اغمادَها وَ اخذُوا باطرافِ الارضِ زَحفاً زَحفاً وَ صَفّاً صَفّاً.»[1]

«كجايند آنان كه به اسلام دعوت شدند و پذيرفتنش را آغوش گشودند؟ قرآن را تلاوت نموده و به دستوراتش عمل كردند؟ دعوت حماسي و پر جذبه جهاد را با شيفتگي و عشق پاسخ گفتند؟ شمشيرها از نيام بركشيدند و در صفوفي منظم و فشرده و با يورش‌هاي پياپي، كران تا كران اين سرزمين را از آلايش كفر پاك كردند و به تصرف حق در آوردند؟»

اين سخن گهربار، راز موفقيت ياران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و عظمت آنان را در پذيرفتن حقيقي اسلام ناب، تلاوت قرآن و عمل بدان و جهاد با كافران مي‌داند.



برای دانلود کلیک کنید



 

[1][1]  ـ نهج‌البلاغه ، ترجمه محمد دشتي، خطبه 121، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، 1385 ، ص 221 ؛ نيز همان، ص 230 ، انشارات مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين ـ عليه‌السلام ـ چاپ 12 ، 1379.

بررسی  مبانی مدیریت وبرنامه‌ريزي در فرهنگ جهادي

نظام اسلامي مانند هر نظام ديگر داراي؛ جهان بيني، عناصر، اركان و اجزائي است كه آن را از ديگر نظام ها متمايز مي سازد. از آنجا كه فرهنگ جهادي به عنوان فرهنگ كار و تلاش شناخته شده و در واقع جزئي از فرهنگ و نظام اسلامي است، بنابراين مي توان گفت كه اين فرهنگ با مجموعه خرده فرهنگ هايش اعم از؛ رويه ها، نگرش ها، بينش ها، كنش ها و واكنش هاي مخصوص به خود، ناشي از يك جهان بيني و نگرش خاصي به مسائل است كه ريشه در جهان بيني توحيدي داشته و از اين نظر با ساير نظام هاي مطرح در دنياي حاضر تفاوت اساسي دارد.

اين مقاله با رويكرد فوق و بر اساس مفروضات پيش گفته، سعي دارد ضمن برشماري ضرورت هاي وجودي برنامه ريزي در نظام اسلامي، خصوصيات و اختصاصات برنامه ريزي در فرهنگ جهادي را مشخص و از اين طريق، تفاوت  برنامه ريزي در نظام اسلامي را با ساير نظام ها، مورد بررسي قرار داده و براساس يك تحليل علمي، نكات مثبت و مزيت هاي تطبيقي آنرا مشخص نمايد.

به اين منظور ابتدا به بيان ديدگاه اسلام و به طور عام؛ ديدگاه حكومت اسلامي[1] نسبت به نظم و انتظام و يا به بيان ديگر، تدبير در امور كشور پرداخته و ضرورت هاي برنامه ريزي در جامعه اسلامي را بيان مي نمايد. سپس با يادآوري شرايطي كه منجر به فرمان تاريخي حضرت امام خميني(ره) براي تشكيل جهاد سازندگي گرديد، به اين مسئله مي پردازد كه تشكيل اين نهاد بر اساس يك ضرورت زماني و يا يك نياز مقطعي، به مقتضاي شرايط خاص زمان بوده يا به طور كلي نياز ذاتي و تبعي براي تشكيل و بقاء حكومت اسلامي است.

بر اين اساس اگر فرآيند برنامه ريزي را به طور خلاصه، مشتمل بر سه فراز محوري؛ 1- نگاه به گذشته، 2- متكي بر مقتضيات زمان حال و 3- تدبير امور در آينده،  بدانيم و معني كنيم، چنين فرآيندي در ادبيات و فرهنگ جهادي مستلزم طي مراحل مشخصي خواهد بود كه در پاسخ به سؤالات كليدي زير معنا و مفهوم مي يابد.

اول بينش: برنامه ريزي (Planning)، چرا و به چه دليل؟

دوم روش : برنامه نويسي (Methodology)، چگونه و با به كارگيري چه روش ها و چه الگويي؟

سوم- كنش : برنامه گزاري (Programming)، براي چه و به چه منظور؟

   در طي اين مقاله مشخص مي گردد كه؛ برنامه ريزي در فرهنگ جهادي، از آنجا كه منبعث از نظام اسلامي است، در مبادي و در مقاصد خود هدف و غايتي را دنبال مي كند كه آنرا از ساير نظام ها متمايز مي سازد. بنابراين، پاسخ به سؤال اول؛ يعني چرائي و آينده نگري؛ از هدفمندي و هدف دار بودن نظام خلقت در بينش توحيدي استنباط مي شود. پاسخ به سؤال دوم؛ يعني چگونگي برنامه ريزي؛ از به كارگيري تدبير، عقل و علم در اتخاذ روش ها و وسائل قابل استخراج است و سؤال سوم؛ يعني پرسش از علت غائي برنامه ريزي، از طريق برقراري قسط و عدالت به عنوان هدف غائي، ميسر مي گردد. در نهايت مي توان نتيجه گرفت كه؛ چنين رويكردي به برنامه ريزي، از آنجا كه برگرفته از آموزه ها و ارزش هاي اسلامي است، در ابتدا و انتهاي خود(يعني؛ مراحل اول و سوم)، متأثر از مباني فلسفي بوده و از اين نظر با برنامه ريزي در ساير نظام ها، تفاوت اساسي و ماهوي دارد. اين در حالي است كه مرحله دوم، يعني استفاده از روش ها و تكنيك هاي برنامه ريزي، عمدتاٌ ماهيت علمي داشته و مانند هر علم ديگري، مي تواند از مباني تجربي بهره گيرد. اين پاسخي اقتضائي است كه فرهنگ جهادي كاركردن، به مفهوم برنامه و برنامه ريزي مي بخشد.

واژگان كليدي اين پژوهش عبارتند از: برنامه ريزي / فرهنگ جهادي / مديريت جهادي/ جهاد سازندگي/ سازمان هاي نهادي انقلاب اسلامي.


برای دانلود کلیک کنید



1 مفهوم: " اسلام و يا نظام اسلامي" در اين مقاله، منطبق است با برداشت امام خميني(ره) از اسلام، يعني اسلام داراي حكومت و به روايت مخصوص ايشان: « اسلام ناب محمدي(ص)»

بررسی نهادينه كردن فرهنگ جهادي در راستاي تشكل هاي غير دولتي

دين مقدس اسلام همواره بر رفع فقر ومبارزه با آن در كنار جلوگيري از انباشت ثروت تأكيد فراوان داشته است. محروميت زدايي و توجه ويژه به محرومان و مستضعفان جامعه در سيره­ي نبوي به كرات مشاهده شده است. به طوري كه نبي مكرم اسلام به عنوان اصلي ترين حامي وياريگر محرومان عصر خويش شناخته مي شده است.  هنگامي كه رسول اكرم مي توانست با اعتبار خانوادگي خويش از مزاياي مادي طبقه ي ثروتمندان آن روز قريش استفاده نمايد به واضعان پيمان حلف الفصول پيوست تا از همان جواني مسير زندگي پربار خويش را مشخص نمايد. توجه به محرومان و مستضعفان از اصول و مباني فرهنگي انقلاب اسلامي نيز مي باشد كه مكرراَ مورد تأكيد حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بوده است.  مقام معظم رهبري حضرت آيت ا… خامنه اي نيز نسبت به حمايت از اقشار محروم جامعه و حركت به سوي رفع محروميت و توسعه و گسترش عدالت در تمامي عرصه هاي اقتصادي ، فرهنگي و سياسي تأكيد داشته اند.بايد توجه كرد كه فقر و محروميت، همچنان كه ناشي از توسعه نايافتگي، عقب ماندگي و ناهنجاري هاي اجتماعي است، خود نيز از جمله مهمترين عوامل پيدايي آن ها به شمار مي آيد. با بررسي پديده فقر در نسبت با پديده توسعه نايافتگي ميتوان به اهميت آن پي برد. نگاه به اين دو پديده با يكديگر و توجه به نقش مؤثر فرهنگ جهادي در روند توسعه و پيشرفت كشور و اهميت دغدغه ي عدالت اجتماعي به عنوان يكي از شاخص ترين ويژگي هاي جامعه شناختي جهاد گران، به خوبي ضرورت تقويت فرهنگ جهادي  معطوف به فقر زدايي و محروميت زدايي را توجيه مي كند. جهاد گران فعال درحوزه­هاي گوناگون در سال هاي اوليه انقلاب علاوه برمشاركت مستقيم در زدودن گرد محروميت از چهره ي جامعه، توانسته بود روحيه ايثار و از خود گذشتي را در بين آحاد مليت ايران تقويت و گسترش دهد. طي سالهاي بسياري از مديران كشور برگرفته از دل همان فرهنگ جهادي بوده و فعاليت هاي قابل توجهي در اين زمينه داشته اند. جهادگران نه تنها توانمندسازي و ارتقاي سطح فرهنگي و اقتصادي مناطق محروم كشور را دنبال مي كردند، بلكه منجر به تقويت و تكريم روحيه‌ي عدالت خواهي جامعه شده بودند. بايد توجه كرد مجموعه سازمان هاي فعال در حوزه‌ي رفاه و تأمين اجتماعي حتي در صورت به كار گرفتن بالاترين ظرفيت هاي مالي، اجرايي و تخصصي خود، هرگز از فعاليت هاي مشاركت جويانه‌ي بدنه‌ي جامعه به ويژه جهادگران بي نياز نخواهند بود. از سوي ديگر مشاركت و فعاليت نظام مند مردمي در قالب تشكل هاي خودجوش و سازمان هاي غير دولتي، همواره از جمله شاخص هاي تأثيرگذار در روند توسعه و همچنين رشد و ارتقاء جوامع محسوب مي‌شود. از اين رو همگرايي اين دسته از تشكل هاي جهادي و ارائه‌ي نگرشي نظام مند و مجموعه اي از آموزش‌هاي پايه به آن ها و همچنين فراهم كردن زمينه‌ي ارتباط و انتقال تجارب و تعامل آن ها با يكديگر و با مسؤلان و سازمان هاي دولتي، يكي از ضروري ترين نيازهاي جامعه‌ي امروز ماست كه به عنوان هدف اساسي دست اندر كاران و متوليان امر بايستي در نظر گرفته شود.


برای دانلود کلیک کنید

آسيب شناسي و ارزيابي فرهنگ و مديريت جهادي

قال رسول الله (ص) : لكل شيئي آفه يفسده وآفه هذا الدين ولاه سوء « نهج الفصاحه حديث شماره 2255»پيامبر اعظم فرمود : براي هر پديده اي آسيبي است كه موجبات تباهي آن را فراهم مي سازد و آسيب دين من وجود زمامداران نابكار است .

1- ميراث جاودانه :

بي شك انقلاب اسلامي ايران در جهان نمونه و منحصر به فرد است . زيرا با بهره داشتن از ويژگيهاي انقلاب هاي مهم دنيا اساس آن بر اصول مسلم مكتب و ارزشهاي اسلامي است . بر اين مدعا دلائل فراوان و قرائن زيادي وجود دارد كه از جمله حضور ميليون ها انسان مسلمان و متدين در صحنه مبارزات و خون پاك شهدا با انگيزه ديني بود كه با ايمان راسخ به مبارزه ادامه داده و مبارزه را طبق فرمان رهبر ديني مبارزه حق و باطل و مبارزه ايمان باكفر باور داشت و از همه گوياتر و مشخص تر وجود شخصيت ممتاز مكتب به عنوان مرجع تقليد و صددر صد با انگيزه ديني بود كه در رأس آن قرار داشت . مرجعيت در اصول اعتقادي شيعه به نائب حضرت مهدي (عج) دوازدهمين پيشواي معصوم معرفي گرديده و جايگاه بس مقدس پس از مقام و ربوبيت و نبوت و در دل امامت قرار دارد . افزون برآن روحانيون و مجتهدان و عالمان سر شناس و مورد اعتماد و دينداران در حوزه هاي علميه و مناطق مختلف كشور و هم چنين زنان و مردان پاكباخته و متعهد اين سرزمين خصوصاً نسل جوان بي نهايت حامي اين نهضت و حركت اسلامي بودند و هزاران نفر خون پاكشان را جهت تحقق آرمان بلندشان تقديم نمودند .

بنابراين نهضت اسلامي و مكتبي اين سرزمين ريشه درباورهاي ديني و معنوي مردم داشته و اكنون نيز دارد . امام خميني (ره) بنيانگذار نهضت اسلامي كه همه آوازه ها از بركت وجود نازنين و ستودني او بوده و هست . هدفش استمرار بخشي انقلاب و رساندن پيام انقلاب به مردم و بهره مند شدن مردم محروم از ثمرات آن همانند ديگر رهنمودهاي داهيانه در مقطع حساس تاريخ انقلاب بود و لذا فرمان تشكيل برخي از نهادها و ارگانها را به حكم ضرورت صادر فرمودند كه هر يك در جاي خود خدمات ارزشمندي را تقديم مردم نموده اند از جمله نهاد انقلابي و مردمي جهاد سازندگي بود كه در روز 27 خرداد سال يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت ( 27/2/58) هجري شمسي تشكيل يافت .

در اينكه اين نهاد نو پا در روزهاي نخست خود چگونه شكل يافت و با چه قشري از اقشار جامعه انقلابي سامان پذيرفت و با چه گروهي از مردم روبرو گرديد و خدمات رساني كرد و مردم نيز از چنين نهاد چگونه استقبال نمودند و آنها را به حق فرشته نجات مي پنداشتند .و عمق خدمات تا كجا بود خصوصاً در دوران دفاع مقدس هشت سال مبارزه با دشمن خود نياز به تدوين كتابها و جزوات متعددي است و قطعاً در اين چند سطر كوتاه كه در اختيار است گوشه اي از خدمات گسترده و بيشمار اين عزيزان ترسيم نخواهد شد .

2- بررسيها :

مطالعه و كاوش در موفقيت اين تشكيلات در طول مدت خدمت مخلصانه خصوصاً در سالهاي اوليه شكل گيري مي تواند راهنماي موثر و خوبي براي آشنائي با عوامل پيروزي باشد به راستي چه عواملي موجب اين همه موفقيت گرديده است ؟ چه روشهاي مناسب باعث اين همه خدمات در سطح روستا گرديده است ؟ و چگونه موجب تحول شگفت انگيز در سطح روستا شد ؟ بررسي عواملي كه اين تشكيلات را گل سر سبد همه تشكيلات اجرائي ساخته است قابل شناسائي است . تشكيلاتي كه تا آن روز هيچ سابقه اجرائي در عرصه كار نداشت و اكثر افراد خدمتگزار در اين ارگان انقلابي از افراد تازه كار و به اصطلاح صفر كيلومتر بوده و سابقه مديريتي در هيچ اداره كشور نداشتند بلكه بسياري از آنان جوانان ديپلم وزير ديپلم و تعدادي هم دانشجوي دانشگاههاي كشور بودند ولي قلبي مملو از ايمان و اعتقاد داشتند و به امام و انقلاب عشق وافر نشان داده و سري پر شور براي خدمت به محرومين داشتند . اينك در اينجا دو سئوال مطرح است .



برای دانلود کلیک کنید

تقويت و گسترش فرهنگ جهادی راه‌كار عبور از تحريم‌هاست

يافتن راه‌های ميانبر در ارايه خدمات باعث شتاب در فعاليت های اقتصادی می شود. اين اقدام همچنين موجب روان سازی خدمات، همكاری، هماهنگی و هم افزايی بين دانشگاه های كشور در عرصه جهاد اقتصادی می شود. سياست خارجی و دستگاه ديپلماسی كشور می توانند در بستر سازی جهاد اقتصادی و تعاملات جمهوری اسلامی ايران با كشورهای منطقه نقش مطلوبی را ايفا كند. . تبيين مفهومی و ترسيم نقشه علمی و تبيين اقدامات و راهكارهای آن، تدوين منابع اساسی مرتبط با عملكرد كلی اقتصاد ملی و تبديل منابع به ثروت و رفاه عمومی از جمله اهداف های اين همايش است. از ديگر اهداف اين همايش ايجاد زمينه علمی برطرف كردن موانع جهاد اقتصادی در جهت اهداف سند چشم انداز بيست ساله جمهوری اسلامی ايران و ايجاد همگرايی و تقويت، هم افزايی در تلاش های پژوهشی در جهت ارتقای بهره وری ملی با رويكرد جهادی است. در جهاد اقتصادی مردم بايد در متن باشند و بايد از طريق شناخت ظرفيت های نهفته مردمی در فرايند تصميم گيری ها ميزان مشاركت را فراهم آورد. برای موفقيت كامل و نيل به اهداف بايد درس های مختلف از جمله شاخصه های جهاد اقتصادی كه استحكام تدين و معنويت، رعايت الزامات جهاد و استفاده از توانمندی ها و خلاقيت ها و برخورد نكردن شعاری و اقدام عملی توجه داشت. از ويژگی های كار جهادی آن است كه جهاد در مقابله با دشمن باشد و جهاد اقتصادی به معنای حركت همه جانبه و مستمر ملت ايران با هدف مقابله با تلاش های خصمانه و غرض آلود دشمن است. بسط و گسترش فرهنگ جهادی می تواند يكی از ويژگی های منحصر به فرد جهاد اقتصادی باشد.

فرهنگ جهادی می‌تواند يكی از سبك‌های زندگی باشد

حول جهاد دانشگاهی در مسیر حفظ هویت اسلامی انقلابی برای خدمت موثرتر به نظام مقدس جمهوری اسلامی است، البته اینگونه تغییر و تحول برخلاف نگاه جریانی و گروهی است. فرهنگ جهادی قطعا بایستی در آرمانها و فرآیند تحول راهبردی حفظ و تقویت شود، اما باید بدانیم، از جمله شاخص‌های جهادی و فرهنگ جهادی اعتقاد به ارزش اسلامی، تلاش و کوشش هدفمند، خوب کار کردن و آینده‌نگری است و فرهنگ جهادی با شاخص همسویی با جریانی خاص تعریف نمی‌شود. کسانی که ادعای فرهنگ جهادی و تعریف فرهنگ جهادی داشته باشند اما حمایت از تفکرات لیبرالیستی، سکولاریستی و استحال‌گران را سرلوحه عمل خود قرار د هند، فقط مدعی خاص تعریف نمی‌شود. نباید فرهنگ جهادی را بر اساس گرایش‌های خود تعریف کنیم، چرا کسانی که در دوره‌های گذشته مسئولیت داشتند برخلاف فرهنگ جهادی به معنی حقیقی آن، بستر را برای رویش تفکر لیبرالی و جامعه مدنی در حوزه علوم انسانی جهاد دانشگاهی فراهم کردند و کمترین اقدام در تعریف و تبیین جامعه مدنی برآمده از مدینه‌النبی (ص) انجام ندادند. حمایت از استحاله گران و میدان دادن به آنها خیانت به خون شهدا و نظام است، ما در مسیر آرمانهای حضرت امام خمینی (ره) و رهنمودهای حکیمانه مقام معظم رهبری جهاد دانشگاهی را جایگاهی مقدس می‌دانیم، جهاد دانشگاهی بستری برای فعالیت علمی فرهنگی برای انقلاب اسلامی نه برای یک جریان سیاسی و فرهنگ جهادی فرهنگ انحصارطلبی نیست. مدعیان فرهنگ جهادی نمی‌توانند برخلاف فرهنگ جهادی عمل کنند و از یک سو شعار فرهنگ جهادی آنها به آسمان برسد اما در عمل تفکر و نیروهای لیبرال مسلک را حمایت کنند و تفکر و نیروهای ارزشی و حزب اللهی را به لطایف الحیلی تحقیر و منزوی کنند.