تبلور ایثار

انسان، موجودی اجتماعی است و برای ادامه بقا و حیات خویش، نیازمند به ارتباط دوسویه با دیگران است و اصل پیدایش «جامعه» و برقراری آن، بر همین پایه می باشد. آنچه جامعه انسانی را پویا، روبه رشد و با نشاط می سازد، داشتن روحیه نوع دوستی و ایثار در برابر هم نوعان است. این روحیه در جوامع غیردینی، نوعی ارزش اجتماعی و در جوامع دینی و اسلامی، نوعی عبادت و وسیله تقرب به پروردگار تلقی می شود که محصول پربار آن، شادی انسان ها و رضایت و قرب الهی است.

انسان، شایسته اکرام

انسان در اسلام موجودی است که می تواند و باید آیینه تمام نمای خداوند باشد و به همین دلیل، از ارزش والایی برخوردار است و اکرام وی نیز به همین اندازه ارزشمند و شایسته توجه است. احسان و نیکوکاری، از والاترین جنبه های اکرام انسانی است، به شرط آنکه از آفت خطرناک منت گذاشتن و به رخ کشیدن در امان باشد که باید از آن به خدا پناه برد. حضرت امام علی علیه السلام خطاب به نیکوکاران می فرماید: «ای نیکوکاران، احسان و نیکی خود را به منت، آلوده نکنید. به یقین منت گذاشتن زشت و ناپسند، کار نیک و احسان را از بین می برد». روز احسان و نیکوکاری که این صفت، به طور جمعی و بدون روبه رو شدن با شخص نیازمند انجام می شود، فرصت باارزشی است برای به جا آوردن این عبادت، بدون هیچ گونه آفت احتمالی که ممکن است در موارد دیگر، گریبان گیر انسان نیکوکار شود.

احسان و تربیت

احسان به دیگران و انفاق به هم نوعان، خلأهای اجتماعی را که به واسطه نیازمندی حاجتمندان به وجود آمده، از بین می برد. فلسفه اصلی نیکوکاری و نیکی به دیگران، رابطه ای دقیق و ظریف با «ساخته شدن» و تربیت انسان دارد. فلسفه دستور به احسان و نیکوکاری، انسان سازی است ؛ چرا که انسان ها در سایه فضیلت هایی چون گذشت، بخشش، ایثار و هم دلی، روح انسانی می یابند و انسان شدن، نهایت کمال معنوی است. خدای متعال پرداخت صدقه و احسان این گونه را، موجب پاکیزگی و تزکیه انسان معرفی فرموده و خطاب به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:«ای رسول، از مؤمنان صدقات را دریافت دار تا بدان، نفس های ایشان را مطهر و پاکیزه سازی».

دست آسمانی

خدمت به مردمان و توجه به نیازهای دیگران و سعی در برآوردن آن، زمینه بسیار خوبی برای کسب ارزش های والای انسانی است. کسانی که توقف در مسیر بندگی و عبودیت و در جا زدن در راه کمال و معرفت را برای خود ننگ و عار می دانند و لحظه لحظه عمر خویش را سرمایه ای رایگان برای به کف آوردن سود جاودان به شمار می آورند همواره در کمین آن اند تا از کجا زمینه ای حاصل شود و توفیقی دست دهد، تا سعادت احسان به هم نوع و نیکوکاری به بندگان خداوند را به کف آرند و گامی در مسیر تقرب به پروردگار به پیش روند. آن ها، از درک این فیض عظیم و فرصت طلایی احسان و برطرف کردن حاجت نیازمندان خسته نمی شوند؛ چنان که پیشوای بزرگ نیکوکاران، حضرت امام حسین علیه السلام در این باره می فرماید: «نیازهای مردم به شما از نعمت های الهی است ؛ بنابراین، از این نعمت ها خسته نشوید».

خانواده خدایی

در جامعه اسلامی و در مکتب شریف اسلام، همه مردم، اعضای یک خانواده اند که از منبع فیض الهی به وجود رسیده اند و در نهایت به سوی او بازمی گردند. جامعه هم چونان فضای خانواده ای است که هر شخص، عضوی از اعضای آن به شمار می آید. هر کس در این خانواده بزرگ به دیگران نیکوکارتر و دلسوزتر و در رفع نیازهای آنها مقدم تر باشد، نزد خدای بزرگ که سرپرست این خانواده است، محبوب تر و روسفیدتر است و عاقبتی بهتر و روشن تر خواهد داشت. امام صادق علیه السلام می فرماید: خداوند بزرگ فرموده است: «مردم خانواده من هستند. پس محبوب ترین آنها نزد من، کسانی هستند که به مردم مهربان تر بوده و در تأمین نیازهایشان کوشاتر باشند».

پاداش حتمی احسان

نیکوکاری در حق بندگان خدا، شاهراه امنیت و آسودگی خاطر آدمی در مسیر حرکت او به سوی کمالات معنوی، و موجب آسایش و امنیت خاطر وی در قیامت است. از همین روست که سعی در برآوردن حاجت دیگران و احسان به آنان، در سر لوحه دستورات تربیتی دین قرارگرفته و همواره مورد سفارش ائمه اطهار علیهم السلام بوده است. امام رضا علیه السلام می فرماید: «همانا خداوند را در روی زمین بندگانی است که در راه نیازهای مردم می کوشند. آنان در روز قیامت ایمن و آسوده اند و هر کس دل مؤمنی را شاد کند، خداوند هم در روز قیامت، قلبش را شاد می سازد». رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز فرمود: «آدمی زاده پیوسته می گوید: مالَم، مالَم! آیا بهره تو از مالت جز چیزی است که آن را صدقه داده ای و باقی ساخته ای، یا خورده ای و فانی کرده ای، یا پوشیده ای و پوشانده ای؟».

یادگار شایسته

انسان های آینده نگر و دوراندیش، پیش از چشم فروبستن از دنیا و قبل از آن که فرصت کسب عیش آخرت از کفشان برود، در فکر آن اند که با صرف بخشی از دارایی خویش در راهی خداپسندانه، برکات وجودی خود را جاری سازند و با احسانی که در حق دیگری می کنند، از بسته شدن پرونده خوبی ها و ثواب هایشان در دنیا جلوگیری کنند. حضرت علی علیه السلام فرمود: «کسی که کارهای شایسته ای از خود به یادگار گذارد که دیگران از او پیروی کنند، هرگز نمی میرد». امام صادق علیه السلام هم می فرماید: «چنان نیست که هر کس دوست داشته باشد به مردم نیکی کند، آن را انجام دهد، و چنان نیست که هر کس علاقه مند به کار خیر باشد، توانایی آن را داشته باشد و چنان هم نیست که هر کس قدرت بر نیکی به مردم داشته باشد، به او اذن نیکوکاری داده شود. پس هر گاه که «خواستن» و «توانستن» و «اجازه» (از سوی خدا) جمع شود، در آن صورت است که برای طالب و مطلوب، سعادت فراهم می آید».

برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد زپس، تو پیش فرست

بشتابیم...

شتاب ورزیدن در انجام کارهای نیک، سفارش قرآنی است که عمل به آن، موجب بهره مندی از معنویات بسیار می گردد. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «من نیاز نیازمندی را که به من مراجعه می کند، زود برطرف می کنم، از ترس اینکه بی نیاز شود و این کار نیک از دستم برود». شاید روز احسان و نیکوکاری، بهترین فرصتی است که از دست دادن آن، موجب خسارت و پشیمانی در آخرت باشد.

توفیق عمومی

بعضی اعمال ناپسند، جنبه عمومی و اجتماعی داشته و بلاها و ناهنجاری های اجتماعی و عمومی را، در سطح جامعه ایجاد می کند. شست و شوی این اشتباهات و گناهان عمومی، جز با توبه همگانی و بازگشت دسته جمعی افراد اجتماع به دامان مهر و رحمت الهی به دست نمی آید. احسان و نیکوکاری وقتی از محدوده جزئی و فردی فراتر رفت و در پهنه وسیع اجتماعی ظهور و نمود پیدا کرد و به عبارتی دیگر، وقتی دل های بندگان خدا در انجام این عبادت سبز یکی شد و دست هاشان در مسیر رضایت و خشنودی پروردگار به هم گره خورد، دریای رحمت الهی نیز به تلاطم درخواهد آمد و بسیاری از گرفتاری های اجتماعی از نگاه کریمانه محبوب متعال از بین خواهد رفت. در این میان، دستان من و تو، از سهم به سزایی برخوردار است، پس یاعلی!

تجلی مهر و صفا

احسان و نیکوکاری، تجلی روحیه والا و صفت زیبای نوع دوستی است که در دستان سبز ما جلوه گر می شود. احسان به هم نوع، نه تنها موجب گره گشایی از کار اوست؛ بلکه در واقع نمایان گر محبت و اظهار دوستی به دوستان به شمار می آید. این محبت و دوستی است که چون خون تازه در رگ های جامعه جریان می یابد و با خود، شور و نشاط و گرمی زندگی به ارمغان می آورد. پس چون سلامت و شادابی فرد در گرو سلامت و شادابی اجتماع است، نوع دوستی و احسان به دیگران، در واقع خدمت به خویش، و تلاش در راه تعالی و پیشرفت خود است. اگر خواهان خیر و سعادت خود هستید، در زیباترین جلوه دوستی و محبت اجتماعی، روز احسان و نیکوکاری، با همیاری و شرکت در این تلاش همگانی، هم نیازمندان را به میهمانی سبز سفره محبت و نوع دوستی خود کنید و هم زمینه ترقی و پیشرفت خود را فراهم سازید.

توشه آخرت

دنیا، گذرگاهی بیش نیست که بندگان خدا باید در آن زاد و توشه سفر آخرت برگیرند و لوازم زندگانی جاوید را در جوار قرب الهی و حیات آخرتی آماده کنند. آنچه خدای بزرگ به بندگان عنایت فرموده، برای آن است که در مسیر طاعت و عبادت او به کار گیرند و آنچه از خزانه الهی به کف آورده اند، سرمایه تجارت خویش در دنیا قرار دهند و از این معامله پر سود بهره کافی ببرند. احسان و نیکوکاری، هزینه کردن دارایی در راه این هدف عالی و بهترین زاد و توشه ای است که می توان برگرفت و با دلی آرام و قلبی مطمئن، این راه طولانی را به سر آورد. نزد اهل معرفت، دادن مال دنیا در راه خدا، از شیرین ترین کارهاست؛ چنانکه عارفی در این باره گفته است: «به خدا اگر آخرت از سفال باقی بود و دنیا از زر فانی، سزا بود که خلق به سفال باقی رغبت می کردند. پس چگونه است که دنیا نیست مگر سفال فانی و آخرت زر باقی».

مُهر اعتبار اعمال

انسانیت انسان، به مقدار توجهاتی است که به اصول انسانی از خویش نشان می دهد و هر انسان به هر اندازه ای که واجد ارزش های انسانی است، ارزشمند و لایق ستایش است. در میان تمامی ارزش های اخلاقی و انسانی، احسان و نیکوکاری و توجه داشتن به مشکلات دیگران، اهمیت ویژه ای دارد، تا آن جا که پذیرش همه اعمال آدمی و مُهر قبول کارنامه اعمال، بسته به پذیرش و گرفتن نمره قبولی از درس نوع دوستی و احسان و نیکوکاری است. اگر بخواهیم مسلمان واقعی باشیم و پیروی صادقانه خود را از پیشوایان دینی نشان دهیم، باید در نیکویی و توجه به امور دیگران دقیق و کوشا باشیم؛ چرا که امام کاظم علیه السلام می فرماید: «مهر اعتبار اعمال شما، برآوردن نیازهای برادرانتان و نیکوکاری به آنهاست، و اگر چنین نکنید، عملی از شما پذیرفته نخواهد شد. به برادران مهربانی کنید و با آن ها مدارا نمایید تا به ما بپیوندید».

نهایت نیکویی

احسان و نیکوکاری به هم نوعان، در واقع نوعی هدیه فرستادن برای خدا و خرج مال در راه اوست. مالی که به نیازمندی داده می شود تا در عوض آن رحمت و محبت الهی به دست آید، قبل از آنکه به دست او برسد، به دست خدا خواهد رسید؛ یعنی اجر آن به عهده خداست و به همین دلیل، باید در این امر خیر از بهترین چیزها بهره گرفت؛ چنانکه خدای متعال می فرماید: «به (فیض) نیکویی نمی رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید».

احسان در اسلام

در مکتب متعالی اسلام، غیر از عبادت های ضروری و حتمی همانند نماز، روزه و...، هر کاری که با انگیزه خدایی و در مسیر خشنودی پروردگار کریم انجام شود، عبادت است؛ هر چند از نظر صورت ظاهری بسیار کوچک باشد. پس به این دلیل که محک اصلی پذیرش و جان مایه عبادات، نیت و انگیزه انجام دهنده آن است، گاهی یک عبادتِ به ظاهر کوچک، به دلیل همراه بودن با نیتی عظیم که همانا خشنودی خداوند است، از بسیاری عبادات برتر معرفی شده است و احسان و نیکوکاری و سعی در برآوردن حاجات دیگران از آن جمله می باشد.

جلوه گاه ایمان

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله انسان ها را همچون اعضای یک پیکر دانسته که همه با هم پیوند دارند و اگر عضوی از اعضای بدن انسان دچار اختلال و ناراحتی شود، گویی همه اعضا در ناراحتی او سهیم می شوند و تا آن عضو به سلامت نرسد، دیگر اعضا هم سلامت و آرامش خود را باز نمی یابند. هر عضو جامعه نیز که دچار مشکلی بشود، باید که دیگران درباره مشکل او از خود حساسیت نشان دهند و این حساسیت و توجه به ناراحتی دیگران و اقدام برای رفع آن، در واقع همان احسان و نیکوکاری به دیگران است. از نگاه قرآن، هر چند مال و ثروت، زینت و آرایش زندگی است، ولی کارهای شایسته و ماندگار و صرف مال در راه خدای تعالی، هم پاداش بهتری دارد و هم امید به ثمردهی و نجات بخشی آنها بیشتر است.

پاداشْ باران

احسان به دیگران، در هر شکل و صورتی و در هر زمان و مکان که صورت پذیرد، در واقع نوعی کارگشایی از هم نوعان و خدمت به مردمان به شمار می آید و اجر و ثواب فراوانی نیز در پی خواهد داشت. احسان به انسان ها و خدمت به خلق، به میزان وسعت و قدر و منزلتی که نزد خدای متعال دارد، به همان نسبت نیز از اجر و مزد والایی برخوردار است و احادیث فراوانی به اجر و پاداش خدمت به دیگران و احسان و نیکوکاری به بندگان خداوند اشاره کرده ؛ چنانکه امام صادق علیه السلام می فرماید: «حرکت مسلمان در مسیر برآوردن حاجت مسلمان دیگر، از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است».

شرط اعتدال

اعتدال، جان مایه تمامی فرمان های الهی است و هر جا انحراف و درجازدگی رخ بنماید، بی توجهی و انحراف از این دستور عمیق دینی نمایان می شود. احسان و نیکوکاری نیز در چارچوب همین تعلیم نورانی رقم خورده و هر چند نسبت بدان سفارش بیشتر شده، ولی میزان و محک قبول و کمال آن، رعایت شرط اعتدال و میانه روی در آن است؛ چنانکه خدای متعال به حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه و آله وحی فرمود: «نه هرگز دست خویش در احسان به خلق محکم بسته دار و نه بسیار باز و گشاده دار که هر کدام کنی، به نکوهش و حسرت خواهی نشست». پس از آن روی که کمک به هم نوعان و مشاهده سرور و خشنودی آنان از احسانی که بدیشان می شود، تا حدّ زیادی موجب تحریک عواطف و احساسات می گردد، بزرگان دین ما، به پرهیز از احساس بزرگی و ترک عقل و تدبیر در این عمل سفارش و نیز میانه روی در آن، به عنوان اصل مهمی گوشزد کرده اند .

تبلور ایثار

احسان، تبلور ایثار در نهاد پاک آدمی است. آنکه در عین احتیاج شخصی، دیگری را بر خود مقدم می دارد و از آنچه از نعمت دنیایی نصیب و بهره اوست، هم نوع نیازمندش را شریک و سهیم می کند، درواقع با این عمل، معامله پرسودی می نماید: دنیای فانی را که دیر یا زود از کف او خواهد رفت، در راه رضای محبوب متعال و خشنودی انسانی همچون خود می دهد و در عوض، آخرت جاوید و سعادت بی پایان را برای خویش ذخیره می کند؛ ذخیره ای با ارزش برای نیازمندترین لحظات هستی، و چه معامله شیرینی که سود آن، هم خشنودی هم نوعان است و هم رضایت پروردگار و اولیای الهی، و هم بهشت و رضوان الهی! حضرت امام علی علیه السلام دراین باره می فرماید: «هیچ کس را بهره ای از دنیایش نیست، جز همان مقدار که آن را خرج آخرتش می کند».

راه کارهای اقتصادی برای افزایش وقف

وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

1-رسیدگی مستمر به وضعیت موقوفات و بررسی امکان اصلاح و مرمت ضایعات وارده به آنها جهت تامین کارآیی و بهره وری هر چه بیشتر از آنها.

2-بهینه سازی سیستم اداره و کنترل موقوفات و به روز کردن آن، ترمیم ساختار مدیریتی موجود در آنان و به کارگیری عوامل مستعد دلسوز و متخصص در رأس امور مرتبط با وقف.

3-ارزیابی و سنجش درست از میزان واقعی درآمدها و عواید حاصله از موقوفات و مشخص کردن میزان افزایش یا کاهش آن نسبت به سنوات قبل.

4-مطالعه و بررسی امکان توسعه بهره وری اقتصادی از موقوفات موجود و فراهم کردن شرایط احراز آن و در نتیجه افزایش درآمدهای حاصله.

5-متمرکز کردن خدمات ناشی از موقوفات در بخش های میانی و پایینی اجتماع به منظور تامین احتیاجات اساسی و ضروری اقشار محروم و آسیب پذیر جامعه و برقراری تعادل اقتصادی و استقرار عدالت اجتماعی در بهره گیری از کلیه امکانات زیستی.

6-بررسی امکان تغییر برخی از کاربری های خاص در موقوفات به منظور استفاده بهینه و مطلوب تر از امکانات و شرایط موجود (با فرض عدم وجود موانع فقهی و شرعی) و سوق دادن آنها به طرف نیازهای واقعی جامعه.

7-مشخص کردن حوزه فعالیتهایی که موقوفات می تواند در آنها نقش داشته باشد و یا در موازات آنها قرار گیرد.

8-افزایش بازدهی مهم ترین عامل در ارتقای بهره وری محسوب می شود هر چقدر خدمات ناشی از موقوفات را به حد استاندارد و احتیاجات واقعی مردم نزدیک تر نماییم، اهداف بهره وری دست یافتنی تر خواهند شد.

9-ارائه میزان کار موقوفات در دوره های منظم به منظور آگاهی عموم از نتایج حاصله از عملکرد موقوفات و آشنایی با کم و کیف فعالیتهای مختلف آن.

10-در آن بخش از موقوفات که استفاده از آن مستلزم پرداخت وجوهاتی است، رعایت وضعیت اقشار محروم جامعه لحاظ شده و حقوق افراد مستمند حفظ شود و تحت هیچ عنوان، عاملی همچون درآمدزایی بر ارزشهای پایدار و ارزشمند انسانی غلبه نکند.

11-ارتقای سطح خدمات رسانی در موقوفات به موازات و متناسب با خدمات مشابه در بخش های دیگر و با در نظر گرفتن تمهیداتی خاص به منظور موفقیت چشمگیرتر در عرصه رقابتهای نزدیک تجاری و اقتصادی.

12-تغییر ساختار و بهینه سازی مدیریت اداره موقوفات و به کارگیری روشهای نوین مدیریتی نقش عمده ای در بهره وری و کارآیی هر چه بیشتر موقوفات خواهد داشت.