روز احسان و نيکوکاري، روز خير و برکت

14اسفند؛ روز احسان و نيکوکاري، روز خير و برکت فرا رسيد.نسيم رحمت خداوند از هر سو به مشام مي رسد؛ جسم و جان ما را مي نوازد و همه ما را به نيکوکاري فرا مي خواند، بياييد در اين روز با عملي نيک، هر چند اندک، به جمع نيکوکاران بپيونديم.احسان از ارزش‌های اسلامی است و دارای مصادیق فراوان است، ولی مهمترین مصداق آن در ارتباط با "انسان و دیگران" یا احسان اجتماعی است. در مفردات راغب آمده است: احسان از ریشه‌ی (حسن) و در لغت به دو معنای بخشیدن به دیگران و احسان در عمل بکار رفته است. احسان و کلماتی مثل آن در توصیف کارهایی به کار می‌روند که به علت داشتن شکلی از زیبایی عقلی، نفسانی و طبیعی، انسان را به خود جذب می‌کند.انسان بنابر اجتماعی بودنش حیات و قوامش در گرو پیوستگی و وابستگی است و در فرهنگ بشری به تعابیر مختلف جامعه‌ی انسانی را به این سو فرا خوانده است.و همیشه دانشمندان و مصلحان در گفتار و آثار خود مردم را به "تعاطف" و "تعاضد"، همدلی و احسان به یکدیگر دعوت نموده و آنرا از مقولات لازم برای زندگی اجتماعی و جامعه شمرده‌اند.

 

 لب ها پر از لبخند

 احسان و نیکوکاری در شرایع و سنت‌های قبل از اسلام به اشکال مختلفی دیده شده است (روم قدیم - ایران باستان) ولی اسلام نگاه عالی‌تر و ممتازتری به این خصلت انسانی دارد اسلام بر خلاف شرایع گذشته توجه بیشتری به این امر داشته است. اسلام برای تحقق بخشیدن به هدف احسان در جامعه یکسری قوانین اخلاقی و حقوقی تعریف کرده است. این قوانین که افراد جامعه را موظف به ادای این اصول می‌کند (قوانین حقوقی) نام گرفته است و تمامی افراد جامعه موظف به انجام این امور می‌باشند و در صورت عدم انجام این وظایف گرفتار عواقب دنیوی و اخروی می‌شوند که می‌توان به خمس و زکات و انفال اشاره کرد که به عنوان وظیفه اجتماعی، حقوقی افراد تعریف شده است.
قصد نهایی اسلام بر این است که تا حد امکان از تضاد و اختلاف و تنازع میان افراد جامعه کم نماید تا انرژی و نیروهای فعال در جامعه صرف آبادانی و عمران شود و با وجود نزاع و درگیری پیشرفت‌های جامعه ممکن نخواهد بود لذا در سوره مائده آیه 13 آمده است (چون بنی اسرائیل پیمان شکستند آنان را لعنت کردیم و دلهایشان را سخت کردیم که پند در آنها اثر نکرده کلمات خدا را از جای خود تغییر می‌دادند و از بهره‌ی آن کلمات که به آنها پند داده شده نصیب بزرگی را از دست دادند و دایم بر خیانتکاری آن قوم آگاه می‌شوی جز قلیلی از آنها.)بالاترین درجه و رتبه‌ی نیکوکاری در قرآن (انفاق) و گذشت از آنچه که انسان آنها را دوست می‌دارد می‌باشد. در آیه‌ی 92 سوره مبارکه آل عمران آمده است (لن تنالوا البر حتی تنالوا البر حتی تنفقوا مماتحبون) "هرگز به حقیقت و اصل نیکوکاری نمی‌رسید مگر آنچه را که دوستش می‌دارید در راه خدا انفاق کنید. " و در سوره‌ی مبارکه انسان آمده است (ویطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً و انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء و لاشکورا) و غذایشان را به علت دوستی با (خدا) به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند و می‌گویند ما فقط برای رضای خدا به شما غذا می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم - سوره‌ی انسان آیه 7 و 8) دل ها به هم نزديک مي شوند و شکوفه هاي مهرباني در قلب ها جوانه مي زند.امروز لب ها براي لبخند پر از بهانه اند و بازار محبت گرم است.

شايد بتوان با سرمايه احسان و نکوکاري، در اين روز، دلي به دست آورد و با دوستي و مهرورزي، بوستان وجود را زينت داد و نهال عشق و خوبي را بار ديگر آبياري کرد.

 

اجر و مزد انفاق

 

در فرهنگ شکوهمند اسلام، انفاق در راه خدا، از مصاديق احسان شمرده شده و روايات و آيات بسياري در تأکيد آن آمده است.انفاق و بخشش باعث ایجاد مسرت و شادی در همنوع خود می‌شود و لبخند و تبسم را بر چهره دیگران خلق می‌کند. در کتاب شریف (کافی جلد 2 صفحه 164) آمده است: امام باقر(ع) می‌فرماید: لبخند ایجاد کردن درصورت برادر مؤمن حسنه به حساب می‌آید و برطرف گردن گرفتاری او نیز "حسنه" به حساب می‌آید و خداوند به چهره عبادت نشده که نزد او محبوبتر از خشنود کردن مؤمن باشد)اسلام برای این همه تأکید بر احسان و نیکوکاری دلایلی دارد که ما در اینجا به 3 دلیل اشاره می‌کنیم:

1 - کمک به از بین بردن عوامل نابودی جامعه:
از دیدگاه قرآن نتیجه ترک انفاق نابودی جامعه و هلاکت عمومی است و با احسان و نیکوکاری هلاکت جامعه از بین می‌رود و آن شرایطی که باعث می‌شد جامعه و همگان دچار گرفتاری و مشکلات شوند با انفاق و احسان این شرایط از بین می‌رود و جایش را اصلاح و امنیت می‌گیرد. فقر جامعه را نابود می‌کند یعنی فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، فقر عاطفی و روحی و قابل پیشگویی است که وقتی فردی در یک اجتماع نتواند از راه درست و صحیح اعتدال را در خود ایجاد کند و نیازهای خود را دریابد لاجرم ارزشهای فردی و اخلاقی موجود در جامعه را نادیده گرفته و انجام یکسری جرمها مثل دزدی - فحشا و... برایش آسان می‌شود و در نهایت هم فرد خودش را به هلاکت نزدیک ساخته و هم می‌تواند جامعه را دچار مشکل نماید.

2 - ایجاد زمینه‌های حیات و زندگی در جامعه:
در آیه 34 سوره‌ی فصلت آمده است: "نیکی و بدی برابر نیست (بدی) را با بهترین شیوه دفع کن و (با این برخورد) ناگاه میان کسی که با تو دشمن است (چنان شود) که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است".می توان فهمید که عاملی که باعث از بین رفتن دشمنی و کینه می‌شود احسان به یکدیگر است. احسان در جامعه می‌تواند صمیمیت و برادری را ایجاد نماید. به شکلی که میان دو نفر که عداوت و دشمنی برقرار بود با گرایش به احسان این عدوات جای خود را به دوستی و همگرایی می‌دهد و وقتی که همبستگی و همگرایی در جامعه ایجاد شود آن جامعه به حیات و زندگی جدید دست یافته است و تمام زمینه‌های حیات پس از احسان و نیکوکاری در جامعه ایجاد می‌شود.

3 - کمک به اعتلای شخصیت انسان:
در اصصلاح عامه احسان یعنی بخشش و دادن نعمت به دیگران، و این احسان شامل تمامی نیکیها و خوبی هاست. قرآن می‌فرماید (ان احسنتم احسنتم لانفسکم) یعنی اگر نیکی کنید این احسان به سود خودتان است (اسراء آیه 7)پس این احسان به دیگران در مرحله اول فایده‌اش به خود انسان بر می‌گردد با احسان انسان خودش آرامش را درک می‌کند و اینکه نیکوکاران (محسنین) در جامعه دارای جایگاه و ارزش خاصی می‌باشند و همگان به آنها به دیده‌ی احترام نگاه می‌کنند و از ارزش اجتماعی خاصی برخوردار می‌باشند و خداوند مردم را به نیکوکاری دعوت می‌کند تا به این وسیله گناهان آنان آمرزیده شود.
مصادیق احسان خداوند: در آیات قرآن نیکی خداوند به بندگان چه در این دنیا و چه در آخرت و چه در حوزه مادی یا معنوی، "احسان" شمرده شده است. از این رو در سوره (یوسف آیه 100) آمده است: "و قداحسن بی اذا اخرجنی من السجن و جاء‌ بکم من البدو من بعد أن نزع الشیطان بینی و بین اخوتی) و درباره من احسان فراوان کرد که مرا از تاریکی زندان نجات داد بعد از آنکه شیطان بین ما و برادرانم اختلاف ایجاد کرد) در تفسیر مجمع‌البیان جلد 5 ص 406 درباره این آیه آمده است: که خاندان یعقوب به علت زندگی کردن در مصر بجای زندگی در بادیه و بیابان، رهایی از خشکسالی و قحطی و هم چنین پایان یافتن فراق بین یوسف و پدر از مصادیق احسان خداوند می‌باشد.و در قرآن کریم ثروت و دارایی نیز از مصادیق احسان خدا به شمار می‌رود زیرا انسان بواسطه ثروت و دارایی می‌تواند در جامعه اثرگذار باشد و با بذل و بخشش ثروتش در محل‌های نیکو رضای خداوند و رستگاری اخروی را بدست آورد.همچنانکه در تاریخ اسلام آمده است که ثروت و دارایی همسر پیامبر(ص) در نشو و نمو اسلام بسیار دارای اهمیت بود آنچنانکه پیامبر(ص) از آن دارایی و ثروت همیشه به نیکی یاد می‌کرد و آنرا از عوامل ترقی و پیشرفت اسلام بیان می‌فرمود.قرآن مجيد اجر و مزد انفاق در راه خدا را هفتصد برابر بيشتر مي داند.و نيز مي فرمايد: «اگر چيزي را در راه او انفاق کنيد، خداوند عوض آن را مي دهد و جاي آن را پر مي کند و او بهترين روزي دهندگان است»

 

منفقان رستگارانند

 

قرآن مجيد، انفاق در راه خدا و دوري از صفت ناپسنديده بُخل و طمع را، از ويژگي هاي اخلاقي رستگاران شمرده شده است.در آيه 16 سوره تغابن آمده است: «تا مي توانيد تقواي الهي پيشه کنيد و گوش دهيد و اطاعت نماييد و انفاق کنيد که براي شما بهتر است و کساني که از بخل و حرص خويشتن مصون بمانند، رستگارانند.»خداوند اعمال ما را وسيله آزمايش مان ذکر مي کند و ضمن توصيه به انفاق، ما را از پاداش عظيم آن با خبر مي نمايد و حفظ وجودمان را از بخل سبب رستگاري مان مي داند.

 

توشه اي براي سختي ها

 

انفاق عملي است محبوب خداوند و داراي اجر فراوان. انفاق سبب مي شود، در هنگام مرگ و در روز قيامت، ترس و اندوه از ما دور شود.هم چنين پاداش احسان، ويژه افراد معين نيست و همه مردمان در برابر انفاقي که مي کنند به پاداش عمل خود مي رسند.پس انفاق کنيم تا توشه اي نيکو براي لحظات سخت خود پيش فرستيم.

 

انفاق، تجارتي پرسود

 

آيه 29 سوره فاطر، در بياني بلند، احسان در راه خدا را تجارتي سرشار از سود شمرده شده است: «کساني که کتاب الهي را تلاوت مي کنند و نماز به پا مي دارند و از آنچه روزي شان داده ايم، پنهان و آشکار، انفاق مي کنند، تجارتي پرسود و بي زيان را اميد دارند.» چنين معامله اي با خداوند، بي شک، سودي به عظمت رضوان الهي دربردارد.از حضرت علي عليه السلام هم روايت شده است: «آن کس که با دستي کوتاه ببخشد، از دستي بلند پاداش مي گيرد.»

بنابراين، آنچه در راه خير انفاق مي کنيم، هرچند کم باشد، خداوند از فضل خود بر آن مي افزايد و چندين برابر به ما پاداش مي دهد. پس تا مي توانيم با کالاي نيکوکاري با خدا تجارت کنيم که سودي سنگين به دنبال دارد.حضرت علي عليه السلام در اين باره نيز فرمودند: «هر گاه تهي دست شديد، با صدقه دادن، با خدا تجارت کنيد» و «روزي را با صدقه دادن فرود آوريد.»

 

دستگيري در روز جزا

 

حضرت علي عليه السلام در بيان زيبايي مي فرمايند: «تا فرصت باقي است، راه توبه باز است. عمل نيکو انجام دهيد، پيش از آنکه چراغ عمل، خاموش گردد و فرصت، پايان پذيرد و اجل فرا رسد و در توبه بسته شود»و خداوند مهربان نيز از ما خواسته است: پيش از آنکه مرگمان فرا برسد، از اموال خود در راه خدا انفاق کنيم و اعمالي نيکو براي روزهاي سخت مرگ و ناتواني پيش بفرستيم. چرا که اگر اهل انفاق نباشيم و در دنيا دست نيازمندان را نگيريم، در آخرت نيز کسي از ما دستگيري نمي کند.

 

اخلاص در انفاق

 

از مهم ترين شرايط انفاق، «اخلاص» است.يعني آنچه مي بخشيم، بايد فقط براي خدا و نيت ما تنها رضايت او باشد.وقتي انفاق مي کنيم، نبايد از کسي توقع مدح داشته باشيم؛ چراکه اگر اين توقع در کار بيايد، انفاق، ديگر در راه خدا نيست و نبايد منتظر پاداش و گشايش و آمرزش بود.و چنانچه نيت ما براي خدا خالص باشد، خداوند چنان اجري به ما مي دهد که در باورمان نگنجد و هر چه اخلاص بيشتر باشد، شايستگي براي پاداش هم بيشتر مي شود.

 

انفاق از مال حلال

 

مالي که در راه خدا انفاق مي شود، بايد از حلال باشد. اگر مال از حلال نباشد، يعني شرط انفاق موجود نيست و اين عمل از ما پذيرفته نمي شود و ما را سودي نمي بخشد و در حقيقت، از کاري که انجام داده ايم، چيزي به دست نمي آوريم.

 

به دست خدا

 

در قرآن مجيد آمده است: «هرگز به حقيقت نيکوکاري نمي رسيد، مگر آنکه از آنچه دوست مي داريد، انفاق کنيد» چون انفاق در راه خداوند است و به دست او مي رسد، پسنديده است از بهترين چيزهايي باشد که در اختيار داريم. چيزهايي که شايستگي هديه کردن به پروردگارمان را داشته باشد.

 

نيازمند واسطه اي جهت خير و برکت

 

چنانچه خداوند بر ما منت نهد، توفيق انفاق را نصيب ما مي کند. مبادا با منت و آزار، عمل نيک خود را فاسد و باطل کنيم و بندگان محبوب و آبرودار خداوند را برنجانيم. بايد براي کمک به نيازمندان، راهي در پيش گيريم که آبروي آن ها حفظ شود.

در حقيقت، آنان بر ما حق دارند؛ چراکه واسطه اي براي رحمت و خير و برکت رساندن به ما شده اند. چون ما اندکي از مال بي ارزش دنيا را داده ايم و در برابر، رضاي خدا و پاداش فراوان او را به دست آورده ايم .

 

گام اول

احسان با پدر و مادر

 

در اسلام نيکي به پدر و مادر، بسيار سفارش شده است. آنان سرچشمه نيکي و احسان هستند و زلال نيکي از چشمه وجود آنان به دل ما راه يافته است. پس در اين روز نيکي کردن را از نيکي به پدر و مادر آغاز کنيم.احسان و نیکی کردن حوزه‌ی خاصی را شامل نمی‌شود بلکه تمام حوزه‌های زندگی را شامل می‌شود ولی در قرآن احسان به برخی از افراد جامعه دارای اهمیت و جایگاه خاصی است از آن جمله می‌توان به احسان و نیکی به والدین اشاره کرد. در قرآن کریم بیش از ده بار پس از امر به توحید و پرستش خدای یکتا از مردم خواسته است که در حق پدر و مادر احسان کنند. قرار گرفتن (توحید) و (احسان به والدین) در کنار هم مفهومی جز این ندارد که نمی‌توان از یگانگی و وحدانیت خدا سخن گفت درحالیکه که در حق پدر مادر نیکی نکنیم. مدعیان توحید منکر احسان به پدر و مادر باشند و این ملازمه و همراهی بین احسان به والدین و توحید قابل تأمل است و در آیاتی چند این تلازم به شکل جدی مطرح شده است. (بقره آیه‌ی 38 - نساء آیه‌ی 63 - انعام آیه 115 و آیات دیگر)
از جمله کسانیکه پس از والدین احسان به آنها مورد تأکید قرار گرفته است احسان به خویشان و بستگان است.احسان به یتیمان و بیچارگان و همسایگان دور و نزدیک و دوستان بسیار نزدیک نیز مورد توجه فرهنگ اسلام قرار گرفته است. علامه‌ی طباطبایی در تفسیر المیزان درباره آیه‌ی (والجارذی القربی و الجار الجنب والصاحب بالجنب) می‌فرماید: (الجار ذی القربی) همسایه فامیل و خویشاوند است (الجار الجنب) همسایه بیگانه و اجنبی است و (الصاحب بالجنب) کسی که ندیم همیشگی کسی است و رفیق سفر و حضر و منزل و غیر می‌باشد و باید توجه داشت که معنای وسیعتری دارد و یعنی کسی که به نوعی با انسان نشست و برخاست دارد و همنشین اوست و در پاره‌ای از روایات (الصاحب بالجنب) به همسر تفسیر شده است (المیزان جلد 4/ص 21) ریشه و منشأ نیکوکاری و احسان را باید در ایمان حقیقی افراد جستجو کرد زیرا مؤمنان واقعی با پذیرش ربوبیت الهی و اعتقاد به روز حشر و پاداش و کیفر اخروی به احسان روی می‌آورند و خود را به عنوان بنده خدا در نظر می‌گیرند و سعی می‌نمایند که برای برطرف کردن نیازهای متنوع دیگران تلاش نمایند. نگاه مؤمن واقعی این است که انسان‌های دیگر هم از شرافت و کرامت برخوردار می‌باشند و مؤمن به عنوان وظیفه شرعی و اخلاقی بر خود فرض می‌بیند که به دیگران نیز کمک نماید تا دست یابی برای هدایت الهی در همگان ایجاد شود تا همگان به سعادت واقعی برسند.بياييد امروز که روز احسان و نيکوکاري است، به ديدن آن ها برويم و نيازشان را پيش از آنکه به زبان آورند، برآورده کنيم.

بياييد از امروز قدر آن ها را بيشتر بدانيم و برايشان دعا کنيم که «بار خدايا پدر و مادرهاي ما را رحمت کن؛ همچنان که در حال طفوليت ما را پروراندند.»

 

احسان به خويشان و همسايگان

 

در اسلام، درباره صله رحم و به جاي آوردن حقوق خويشان و نزديکان سفارش بسيار شده است.در روايات آمده است: هر که صله رحم به جا آورد، خدا او را به رحمت خود وصل مي کند و اعمال او را قبول مي کند. اگرچه به سلام کردني و نيکو جواب سلام دادني باشد.پيامبر عظيم الشأن اسلام نيز در اين باره فرموده اند: «براي کسي که صله رحم کند، من ضامنم که خدا او را دوست دارد، روزي اش فراخ، عمرش را زياد و او را به بهشت وارد کند.»همچنين در روايات و احاديث، احسان و نيکي به همسايه و رعايت احوال آنان، تأکيد فراوان شده است پيامبر صلي الله عليه و آله در حق همسايه چنين فرمودند: «به درستي که ايمان ندارد، کسي که شب سير بخوابد و همسايه مسلمانش گرسنه باشد»حضرت صادق عليه السلام نيز در اين باره فرمودند: «صله رحم کردن و با همسايه هانيکويي کردن، خانه ها را آباد و عمرها را زياد مي کند.»

 

احسان به يتيمان

 

در قرآن مجيد، درباره حفظ اموال يتيم، محبت نمودن به او و نيز تربيت او سفارش بسيار شده است پس چه نيکوست که در اين روز، از احوال يتيمان خبر بگيريم، به آنان مهر بورزيم و از حقوق آنان حمايت کنيم.

 

احسان به مساکين

 

مسکين به کسي گفته مي شود که در مرتبه شديدي از نيازمندي قرار دارد؛ مانند کسي که زمينگير شده و به فقر و تهي دستي گرفتار گشته و راه در آمدي براي او نيست.قرآن مجيد رعايت حال مساکين را واجب دانسته و رسيدگي به امور آنان را جزئي از عبادت حق به حساب آورده و ما را هشدار داده است، چنانچه به اطعام مساکين مبادرت نورزيم، عذاب سختي بر ما مسلط خواهد شد.پس اين روز را غنيمت بشماريم و با مال و دارايي خود، هر چند اندک، به ياري مساکين و نيازمندان شتابيم و با حفظ آبرويشان در رفع مشکلات آنان تلاش نماييم.

 

روايات

 

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند: زير بناي اساسي عقل پس از ايمان به خداي تعالي، اظهار محبت نسبت به مردم و رساندن خير به نيکوکار و [حتي] بدکار است.

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:

- بخشش بيش از خويشاوندي محبت مي آورد.

ـ آنکه پاداش الهي را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است.

ـ کسي که حاجت برادر مؤمن اش را برآورد، مانند کسي است که همه عمرش را به عبادت گذارنده است.

ـ خودت وصي مال خودت باش. امروز به گونه اي عمل کن که دوست داري پس از مرگت عمل کنند.

ـ در دنيا جز براي دو کس خير نيست؛ يکي گناهکاري که با توبه جبران کند و ديگر نيکوکاري که در کارهاي نيکو شتاب ورزد.

امام صادق عليه السلام :

- نيکوکاري و حسن خلق خانه ها را آباد کند و بر عمرها بيفزايد.

ـ هيچ گناهي بزرگتر از گناه کسي نيست که از احسان به محتاج خودداري کند .

ـ بهترين نيکي آن است که به محتاج برسد.

ـ بهترين شکل احسان، بخشش بدون انتظار عوض است.

ـ هرکس به خاطر احسانش منت گذارد، آن را فاسد کرده است.

 

آيات قرآن

 

ـ همانا نيکي ها، بدي ها را مي برد.

ـ نيکي کنيد که خداوند نيکوکاران را دوست دارد.

ـ هر کس کار نيکي به جا آورد، ده برابر آن پاداش دارد.

ـ رحمت خدا به نيکوکاران نزديک است.

ـ خداوند با کساني است که تقوا پيشه کرده و نيکوکارند.

ـ در نيکي ها بر يکديگرند سبقت جوييد.

 

منابع :

1 - قرآن کریم

2 - اصول کافی
3 - تفسیر المیزان علامه طباطبایی
4 - تفسیر مجمع البیان طبرسی
5- مفردات راغب اصفهانی
6- تفسیر کبیر

7- گلبرگ ،اسفند 1386، شماره 96،هفته اکرام و کمک به مستضعفان

8- همان ،مهر 1386، شماره 91

9- همان، اسفند 1383، شماره 60) همراه با فرشتگان «روز بين المللي خيرين»

آثار اقتصادی وقف

وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

 وقف می تواند به اهداف اقتصادی دولتهای جدید کمک فراوانی کند. وقف می تواند در کم کردن کسر بودجه دولت نقش عمده ای داشته باشد. زیرا کسر بودجه یا ناشی از تقلیل درآمد و یا ناشی از افزایش مخارجی است که دولت معمولاً در انجام وظایف خود مجبور به تحمل آن است و وقف می تواند در هر دو زمینه یاری رسان باشد، زیرا با ایجاد کالاها و خدمات عمومی دولت از هزینه کردن برای این موارد معاف می شود. مثلاً وقتی که یک مدرسه و یا یک بیمارستان از طریق وقف تأسیس می شود و به جامعه خدمت می کند، در واقع دولت از هزینه های ایجاد و اداره یک مدرسه و یا یک بیمارستان معاف می شود و می تواند این هزینه ها را در راههای دیگری به مصرف رساند.

وقف می تواند در تخفیف آثار دفع ازدحامی (Crowding out Effect) نیز نقش داشته باشد. دفع ازدحامی عموماً ناشی از این است که دولت کسر بودجه خود را به دلیل نداشتن منابع مالی دیگر از طریق استقراض تأمین می کند و با این عمل موجب بالا رفتن نرخ بهره و در نتیجه کاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی می شود. اوقاف با کمک در تأمین خدمات عمومی، هزینه های دولت را تقلیل و نیاز دولت را جهت استفاده از وجوه استقراضی کاهش می دهد. بنابراین می توان استدلال کرد که حتی در چارچوب ابزارهای متعارف IS-LM اوقاف می تواند به عنوان یک وسیله کارا در جهت تقلیل اثر دفع ازدحامی و کاهش نرخ بهره عمل کند. به نظر می رسد یکی از راههای حذف ربا در جوامع اسلامی تعمیم و توسعه اوقاف است. گرچه متأسفانه اقتصاددانان اسلامی تا به حال به این نکته توجهی نکرده اند و حتی همایشهای بین المللی که درباره ویژگیهای وقف تشکیل شده به آن عنایتی مبذول نشده است.

در اقتصاد عموماً ایجاد توازن متقابل و تعادل بین دو متغیر عرضه و تقاضا را بدون دخالت مستقیم دولت و از طریق نظام بازار، تعدیل ساختاری گویند. در یک نگاه کلی، عمدتاً برنامه و سیاستهای تعدیل ساختاری را که در دو دهه اخیر توسط صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به کشورهای عضو توصیه شده است، می توان در دو بعد آزادسازی اقتصادی و خصوصی سازی خلاصه کرد. منظور از آزادسازی کلیه اقداماتی که در جهت برداشتن کنترلهای دولت از قسمتهای مختلف اقتصاد از جمله بازارهای مالی، بازار کالا و خدمات و بازار کار صورت می گیرد. منظور از خصوصی سازی کلیه اقداماتی است که برای گسترش حوزه فعالیت بخش خصوصی انجام می شود. نتیجه نهایی آزارسازی و خصوصی سازی را در کوچک شدن اندازه دولت می دانند که همواره به عنوان یک هدف در همه این برنامه ها به صورت صریح و یا ضمنی ملاحظه می شود. اوقاف با اهداف یاد شده همسو است و دولت را از درگیر شدن و رقابت با بخش خصوصی در بسیاری از موارد رهایی می بخشد. به دلایلی که مفصل در قبل توضیح داده شد، اندازه دولت در حداقل نگه داشته خواهد شد.

از جمله اهداف اصلی دولت در اقتصاد، توزیع عادلانه درآمد و ثروت است و وقف می تواند وسیله مناسبی برای توزیع مجدد و حمایت مستقیم و غیر مستقیم از اقشار آسیب پذیر جامعه باشد، بدون آنکه هزینه ای بر بودجه دولت تحمیل کند.

از جمله اهداف دیگر دولت مبارزه با بیکاری و رسیدن به اشتغال کامل است. اوقاف در تحقق این هدف نیز می تواند کمک مؤثری کند. بر اساس سنت وقف گروه زیادی از طبقات مختلف جامعه به گونه ای با اوقاف در ارتباطند یا در امور مربوط به اوقاف به صورت مستقیم و غیر مستقیم نظارت دارند. البته در گذشته این ارتباط بیشتر و در حال حاضر ارتباط مستقیم کمتر شده است. طبق بررسی های به عمل آمده، تعداد کسانی که در مؤسسات و املاک وقفی به کار اشتغال دارند، نسبت به کسانی که مستقیماً توسط دولت به کار گرفته شده اند، می تواند بسیار بالا باشد. این نسبت مثلاً در ترکیه در سال 1931 نزدیک به 10 درصد بوده است که در طی زمان این نسبت کاهش یافته است، جالب آنکه اخیراً از دهه 1980 دولت ترکیه به اهمیت اوقاف پی برده و برای تشویق اوقاف تجدید نظرهای اساسی به عمل آورده است.

محمد اسلم حنیف معتقد است که در همه کشورهای اسلامی اهداف اقتصادی متعددی برای دولتهای خود برگزیده اند، از جمله توزیع مجدد به نفع فقرا، مداخله در مکانیسم بازار به هنگام لزوم، تهیه و تأمین کالاها و خدمات عمومی، حتی انجام اصلاحات ساختاری از جمله اصلاحات ارضی. برای تحقق این اهداف هم که شده دولتهای اسلامی باید از اوقاف حمایت کنند و آن را مورد تشویق قرار دهند.

اوج تمدن اسلامی دوران عثمانی را می توان زمانی دانست که اوقاف بیش از هر زمان دیگری توسعه یافته بود. بیشتر افراد جامعه در خانه های وقفی متولد می شدند، در مدارس وقفی آموزش می دیدند و کتابهای وقفی از کتابخانه های وقفی به امانت می گرفتند و به هنگام بیماری در بیمارستانهای وقفی مداوا می شدند و در زمینهای وقفی به کشت و کار پرداخته و نهایتاً در پایان عمر در یک قبرستان وقفی دفن می گردیدند و مراسم عبادی و روحانی زمان حیات و پس از مرگ آنها در مساجد و مراکز وقفی انجام می شد. بنابراین نیازی به خدمات دولت نداشتند. تنها در چنین شرایطی است که دولت حداقل مورد نظر اقتصاددانان می تواند تحقق یابد.